|
|
|
|
|
خوشبختی چیست؟ به راستی چه باید بکنیم که خوشبخت شویم؟
انسان از ابتدای خلقت، به دنبال خوشبختی بوده است. بسیاری از انسان ها در درک معنای خوشبختی مانده اند و دست به اقداماتی می زنند که خود را خوشبخت کنند، اما نتیجه ی عکس می گیرند. همه انسان ها هر روز صبح از خواب برمی خیزند و محل کار خود می روند و به امید رسیدن به خوشبختی کار می کنند و کار می کنند. اما چقدر باید کار کنند تا خوشبخت شوند. خانم های خانه دار از صبح تا شب در منزل فعالیت می کنند. هر روز مشغول درست کردن غذاها و دسرهای مختلف اند. اما این کار تا کی و چند بار باید تکرار شود تا آنها احساس خوشبختی کنند. هر روز کار می کنیم به امید اینکه خانه، اتومبیل و سایر وسائل مورد نیازمان را تهیه کنیم تا شاید آنگاه احساس خوشبختی کنیم. بعد از سال ها، خانه ، ماشین و سایر وسایل دلخواه مان را می خریم، اما باز هم احساس خوشبختی نمی کنیم. بسیاری از انسان ها از زندگی خود احساس رضایت می کنند اما احساس خوشبختی نمی کنند. روزها و شب ها از پی هم می گذرند. اما خوشبختی از راه نمی رسد. بسیاری از روانشاسان خوشبختی را این گونه تعریف می کنند: «دستیابی تدریجی به یک هدف.» اما واقعیت این است که این تعریف موفقیت است نه خوشبختی. موفقیت غیر از خوشبختی است. شخصی را در نظر بگیرید که در آزمون رانندگی و یا در امتحانات دانشگاه قبول می شود، اما باز احساس خوشبختی نمی کند. سال ها می گذرند اما همچنان در گوشه ی ذهنمان این سوال پا برجاست که چرا خوشبخت نمی شوم؟ چرا ثروت و تحصیلاتم به من احساس خوشبختی نمی دهند؟ عده ای فکر می کنند که خوشبختی با پول و شهرت به دست می آید. اما خوشبختی چیزی غیر از این هاست. خوشبختی فقط و فقط یک احساس است. خوشبختی یعنی زندگی کردن و نه زنده بودن. زندگی یعنی در هر لحظه حضور داشتن. یعنی در اکنون بودن. یعنی قدر داشته ها را دانستن. «سهراب سپهری» میگوید: «زندگی آبتنی کردن در حوضچه ی اکنون است.» اغلب انسان ها خوشبختی را به آینده موکول می کنند و منتظرند که فردا برسد و ثروتمند شوند، سپس به دنبال خوشبختی بروند. خوشبختی در درون ما و در هر لحظه با ماست. فقط باید آن را احساس کنیم. خوشبختی یعنی عشق ورزیدن. ما به این دنیا پا گذاشته ایم تا عشق بورزیم و زندگی کنیم و هیچ وظیفه دیگری جز عاشقی نداریم. پس در این معنا، کار کردن؛ عشق ورزیدن به خالق هستی و دیگر مخلوقات است نه یک وظیفه. در این دنیا چیزی به نام وظیفه وجود ندارد و هر آن چه هست، عشق است و بس. عشق به خالق، به انسانهای دیگر، حیوانات، گیاهان، آب، آسمان و نور. همه ی کارهای تان را با عشق انجام دهید و وقتی در جایی هستید عاشقانه آنجا باشید. آنچه مانع عشق ورزی می شود کینه و نفرت است. شاید از کسی که به شما آزار رسانده و شما را ناراحت کرده کینه و نفرتی دارید و هرگاه که به یادش می افتید، عشق به او را از خود دور می کنید. سعی کنید همه چیز حتی نگرانی ها و انتقام جویی های تان را به خالق عشق بسپارید و رها از کینه و نفرت باشید. روان شناسی معتقد است : «شادمانی واقعی، لذت بردن از زمان حال است بدون این که نگران آینده باشیم. بدون اینکه ترس ها و امیدها را کنار هم قرار دهیم.» آنها که در لحظه ی اکنون زندگی نمی کنند، دچار احساس پوچی و بی معنایی در زندگی می شوند. گذشته، معلم بزرگی است که به کمک آن می توانیم زندگیمان را زیبا کنیم. اما نباید زندگی خود را مدام به گذشته برگردانیم. همچنین نباید آنقدر در رویاهای آینده غرق شویم که امروز را از دست بدهیم. اگر یاد نگیریم که از لحظه ی اکنون لذت ببریم، در آینده نیز از زندگی و لحظات مان لذت نخواهیم برد. چرا که آینده در لحظه ی اکنون شکل می گیرد. زندگی در لحظه اکنون به شما انرژی فوق العاده ای می دهد. به اطرافیان خود؛ به پدر، مادر، همسر و فرزندان تان نگاه کنید. چرا حاضر نیستید با آنها عاشقانه زندگی کنید؟ بسیاری از روابط انسان ها با یکدیگر سرد و خشک است. روابط زوجین، برادرها و خواهرها با هم آن چنان است که گویی چند غریبه در کنار هم مجبور به زندگی اند و در روابطشان هیچ عشقی وجود ندارد. در واقع تولد ما از زمانی آغاز می شود که در لحظه ی اکنون زندگی کنیم. زندگی در لحظه ی اکنون یعنی توجه به لحظه لحظه های زندگی و هر لحظه در حال مراقبه بودن. شاید برای تان جالب باشد که بدانید بهترین خاطرات زندگی انسان ها مربوط به دوران کودکی آنهاست. دورانی که به طور واقع در لحظه ی اکنون زندگی کرده اند. چرا که هنوز یاد نگرفته بودند خود را فراموش کنند. ما نیز باید همچون کودکان در لحظه اکنون زندگی کنیم. بسیاری از مردم درگیر کارهای روزانه ی خود هستند و همواره در انتظار فرصتی برای تفریح و استراحت به سر می برند. اما زمانی که این فرصت به آنها رو می کند، حاضر نیستند به کودک درونشان اجازه ی تفریح بدهند و بگذارند در آن لحظه خود را نشان دهد و لذت زندگی کردن را بچشد. بیشتر ما از صبح تا شب برای به دست آوردن خوشبختی در تلاش هستیم. غافل از اینکه بزرگ ترین ثروتمان در درون خود ماست و نه در بیرونمان. از امام حسن (ع) سؤال شد زندگی چه كسی از همه بهتر است ؟ فرمود : كسی كه مردم را درزندگی خود شریك كند . برگرفته از کتاب راز های کسب موفقیت وثروت با اندکی تصرف/به نقل از سایت تبیان، بخش خانواده
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
شيطان از راههاي مختلف انسان را وسوسه مي كند و او را به گناه و نافرماني ميكشاند كه خداوند به برخي از آنها در قران كريم اشاره فرموده است. «الشيطان يعدكم الفقر و يامركم بالفحشاء(1) ؛ شيطان شما را از فقر مىترساند و به كار ناشايسته فرمان مىدهد. هنگامى كه مىخواهد انسان را از انفاق فى سبيل الله بازدارد، مىگويد: خرج نكن، خودت فقير مىشوى! يا براى آن كه آدمها را از جهاد باز دارد، آنان را مىترساند: انما ذلكم الشيطان يخوف اولياءه فلا تخافوهم و خافون ان كنتم مؤمنين(2) ؛ همانا اين شيطان است كه پيروان خود را مىترساند، شما از آنان نهراسيد و اگر مؤمن هستيد از من بترسيد. يكي ديگر از علائم و قرائن وساوس شيطانى، امر به فحشاء است، هر گاه آدمى احساس كرد كه تمايل به فحشاء دارد بداند كه وسوسهاى از شيطان است. و من يتبع خطوات الشيطان فانه يامر بالفحشاء و المنكر(3)؛ كسى كه از گامهاى شيطان پيروى مىكند،(بدان)كه او به كار ناشايسته و ناپسند فرمان مىدهد. و علامت ديگر، بازداشتن از ياد خداست: و اما ينسينك الشيطان فلا تقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين(4)؛ و چون شيطان تو را به فراموشى اندازد (از ياد خدا)، پس از ياد آوردن (اين مطلب يا خدا) ديگر با گروه ستمكاران منشين. در جزء نخستين همين آيه آمده است: و اذا رايت الذين يخوضون فى اياتنا فاعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره(5)؛ اگر ديدى كسانى در آيات ما فرو رفتهاند(آن را به استهزاء گرفتهاند)، از آنان رويگردان تا هنگامى كه گفتگو را تغيير دهند و مطلب ديگرى بگويند. خطاب خداوند به پيامبر بزرگوار و ارجمند اسلام است البته از باب «به در مىگويند كه ديوار بشنود»؛ «اياك اعنى و اسمعى يا جار(6)» با كسانى كه آيات خدا را به استهزاء مىگيرند، منشين. همان مضمون آيه ديگر است كه مىفرمايد: ...ان اذا سمعتم ايات الله يكفر بها و يستهزا بها فلا تقعدوا معهم ...(7)؛ اين كه ميفرمايد: هنگامى كه شنيديد كه(اهل مجلسى) به آيات خدا كفر مىورزند يا آنها را مسخره مىكنند، با آنان منشينيد، و بعد مىافزايد: ان الله جامع الكافرين و المنافقين فى جهنم جميعا، اشاره به اين واقعيت است كه نشستن در چنين مجالس، كمكم ايمان را از بين مىبرد و آدمى را به نفاق و كفر مىافكند. ما به خاطر داريم كه بسيارى از مسلمانان، بر اثر معاشرت با ماركسيستها، كارشان به جايى كشيد كه منافق و كافر شدند. اينها در اصل و ذاتاً مخالف اسلام نبودند، كمكم كشيده شدند به سويى كه به اينجا ختم مىشد. اگر كسى هم بخواهد به عنوان بحث و مجادله با ماركسيستها، با آنان معاشرت كند بايد نخست ظرفيت خود را بسنجد، حتى در مسابقه كُشتى نيز، «وزن كشى» به دقت انجام مىگيرد و دو هموزن كشتى مىگيرند. و اما آيه مشهور: الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه. (8) اولا: منظور از قول در اين آيه،«القول» قرآن است، ثانيا بايد بتواند «احسن» را تشخيص دهد، پس هر كس حق ندارد با هر كس بنشيند و در هر بحثى شركت كند، اگر معلوماتش كم است يا قدرت تشخيص ندارد و يا ضعف اراده و شخصيت دارد، حق شركت در هر بحثى را ندارد. از ديگر نشانههاى تبعيت از شيطان، «تبذير»است: ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين (10)؛ اهل تبذير و اسراف برادران شيطانند. پينوشتها: ۱- بقره/268. ۲- آل عمران/ 175. ۳- نور/20. ۴- انعام/68. ۵- انعام/ 68. ۶- رويم به توست اما همسايه! تو بشنو. ۷- نساء/140. ۸- زمر/ 18 . ۹- اسراء/27 . منبع: معارف قرآن (3-1)، ص 304، آية الله مصباح يزدى |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
چهل حدیث از امام علی بن موسی الرضاعلیه السلام 1. مؤمن ، مؤمن واقعي نيست ، مگر آن كه سه خصلت در او باشد : سنتي از پروردگارش و سنتي از پيامبرش و سنتي از امامش . اما سنت پروردگارش ، پوشاندن راز خود است ، اما سنت پيغمبرش ، مدارا و نرم رفتاري با مردم است ، اما سنت امامش صبر كردن در زمان تنگدستي و پريشان حالي است 2. پنهان كننده كار نيك ( پاداشش ) برابر هفتاد حسنه است و آشكار كننده كار بد سرافكنده است ، و پنهان كننده كار بد آمرزيده است 3. از اخلاق پيامبران ، نظافت و پاكيزگي است 4. دوست هركس عقل او ، و دشمنش جهل اوست 5. عقل شخص مسلمان تمام نيست ، مگر اين كه ده خصلت را دارا باشد : از او اميد خير باشد ، از بدي او در امان باشند ، خير اندك ديگري را بسيار شمارد ، خير بسيار خود را اندك شمارد ، هرچه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود ، در عمر خود از دانش طلبي خسته نشود ، فقر در راه خدايش از توانگري محبوبتر باشد ، خواري در راه خدايش از عزت با دشمنش محبوبتر باشد ، گمنامي را از پرنامي خواهانتر باشد . سپس فرمود : دهمي چيست و چيست دهمي ! به او گفته شد : چيست ؟ فرمود : احدي را ننگرد جز اين كه بگويد او از من بهتر و پرهيزگارتر است 6. ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است ، و تقوا يك درجه بالاتر از ايمان است ، و به فرزند آدم چيزي بالاتر از يقين داده نشده است 7. ايمان انجام واجبات و دوري از محرمات است ، ايمان عقيده به دل و اقرار به زبان و كردار با اعضاء تن است 8. حضرت رضا ( علیه السلام ) هميشه به اصحاب خود مي فرمود : بر شما باد به اسلحه پيامبران ، گفته شد : اسلحه پيامبران چيست ؟ فرمود : دعا 9. پيوند خويشاوندي را برقرار كنيد گرچه با جرعه آبي باشد ، و بهترين پيوند خويشاوندي ، خودداري از آزار خويشاوندان است 10. از نشانه هاي دين فهمي ، حلم و علم است ، و خاموشي دري از درهاي حكمت است . خاموشي و سكوت ، دوستي آور و راهنماي هر كار خيري است 11. زماني بر مردم خواهد آمد كه در آن عافيت ده جزء است ، كه نه جزء آن در كناره گيري از مردم ، و يك جزء آن در خاموشي است 12. از امام رضا ( علیه السلام ) از حقيقت توكل سؤال شد . فرمود : اين كه جز خدا از كسي نترسي 13. بخيل را آسايشي نيست ، و حسود را خوشي و لذتي نيست ، و زمامدار را وفايي نيست ، و دروغگو را مروت و مردانگي نيست 14. به خداوند خوشبين باش ، زيرا هركه به خدا خوشبين باشد ، خدا با گمان خوش او همراه است ، و هركه به رزق و روزي اندك خشنود باشد ، خداوند به كردار اندك او خشنود باشد ، و هركه به اندك از روزي حلال خشنود باشد ، بارش سبك و خانواده اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنيا و دوايش بينا سازد و او را از دنيا به سلامت به دار السلام بهشت رساند 15. ايمان چهار ركن است : توكل بر خدا ، رضا به قضاي خدا ، تسليم به امر خدا ، واگذاشتن كار به خدا 16. از امام رضا درباره بهترين بندگان سؤال شد . فرمود : آنان هرگاه نيكي كنند خوشحال شوند ، و هرگاه بدي كنند آمرزش خواهند ، و هرگاه عطا شوند شكر گزارند ، و هرگاه بلا بينند صبر كنند ، و هرگاه خشم كنند . درگذرند 17. از حضرت امام رضا ( علیه السلام ) درباره خوشي دنيا سؤال شد . فرمود : وسعت منزل و زيادي دوستان 18. هر كس اندوه و مشكلي را از مؤمني برطرف نمايد ، خداوند در روز قيامت اندوه را از قلبش برطرف سازد 19. بعد از انجام واجبات ، كاري بهتر از ايجاد خوشحالي براي مؤمن ، نزد خداوند بزرگ نيست 20. به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيد و دست يكديگر را بفشاريد و به هم خشم نگيريد 21. بر شما باد راز پوشي در كارهاتان در امور دين و دنيا . روايت شده كه " افشاگري كفر است " و روايت شده " كسي كه افشاي اسرار مي كند با قاتل شريك است " و روايت شده كه " هرچه از دشمن پنهان مي داري ، دوست تو هم بر آن آگاهي نيابد " 22. هر كس به رزق و روزي كم از خدا راضي باشد ، خداوند از عمل كم او راضي باشد. 23. پنج چيز است كه در هر كس نباشد اميد چيزي از دنيا و آخرت به او نداشته باش : كسي كه در نهادش اعتماد نبيني ، و كسي كه در سرشتش كرم نيابي ، و كسي كه در خلق و خوي اش استواري نبيني ، و كسي كه در نفسش نجابت نيابي ، و كسي كه از خدايش ترسناك نباشد. 24. به راستي كسي كه در پي افزايش رزق و روزي است تا با آن خانواده خود را اداره كند ، پاداشش از مجاهد در راه خدا بيشتر است 25. مبادا اعمال نيك و تلاش در عبادت را به اتكاي دوستي آل محمد ( علیهم السلام ) رها كنيد ، و مبادا دوستي آل محمد (علیهم السلام ) و تسليم براي آنان را به اتكاي عبادت از دست بدهيد ، زيرا هيچ كدام از اين دو به تنهايي پذيرفته نمي شود 26. عبادت پر روزه داشتن و نماز خواندن نيست ، و همانا عبادت پر انديشه كردن در امر خداست 27. به آن حضرت گفته شد : چگونه صبح كردي ؟ فرمود : با عمر كاسته ، و كردار ثبت شده ، و مرگ بر گردن ما و دوزخ دنبال ما است ، و ندانيم با ما چه شود 28. هيچ بنده به حقيقت كمال ايمان نرسد تا سه خصلتش باشد : بينايي در دين ، و اندازه داري در معيشت ، و صبر بر بلاها 29. ريان از امام رضا عليه السلام پرسيد : نظرتان راجع به قرآن چيست ؟ امام فرمود : قرآن سخن خداست ، فقط از قرآن هدايت بجوييد و سراغ چيز ديگر نرويد كه گمراه مي شويد 30. عبدالسلام هروي مي گويد : از امام رضا ( ع ) شنيدم مي فرمود : خدا رحمت كند كسي را كه آرمان ما را زنده كند . گفتم : چگونه اين كار را بكند ؟ فرمود : آموزشهاي ما را ياد بگيرد و به مردم بياموزد 31. هركس از خود حساب بكشد سود مي برد و هركس از خود غافل شود زيان مي بيند ، و هركس ( از آينده اش ) بيم داشته باشد به ايمني دست مي يابد ، و هركس از حوادث دنيا عبرت بگيرد بينش پيدا مي كند ، و هركس بينش پيدا كند مسائل را مي فهمد و هركس مسائل را بفهمد عالم است 32. عجب درجاتي دارد : يكي اين كه كردار بد بنده در نظرش خوش جلوه كند و آن را خوب بداند و پندارد كار خوبي كرده . يكي اين كه بنده اي به خدا ايمان آورد و منت بر خدا نهد با اين كه خدا را به او منت است در اين باره 33. خداوند سه چيز را به سه چيز ديگر مربوط كرده است و به طور جداگانه نمي پذيرد . نماز را با زكات ذكر كرده است ، هركس نماز بخواند و زكات ندهد نمازش پذيرفته نيست . نيز شكر خود و شكر از والدين را با هم ذكر كرده است . از اين رو هركس از والدين خود قدرداني نكند از خدا قدرداني نكرده است . نيز در قرآن سفارش به تقوا و سفارش به ارحام در كنار هم آمده است . بنابراين اگر كسي به خويشاوندانش رسيدگي و احسان ننمايد ، با تقوا محسوب نمي شود 34. از حرص و حسادت بپرهيز كه اين دو ، امتهاي گذشته را نابود كرد ، و بخيل نباش كه هيچ مؤمن و آزاده اي به آفت بخل مبتلا نمي شود . بخل مغاير با ايمان است 35. صدقه بده هرچند كم باشد ، زيرا هر كار كوچكي كه صادقانه براي خدا انجام شود بزرگ است 36. توبه كار به منزله كسي است كه گناهي نكرده است 37. بهترين تعقل خودشناسي است 38. به خدا خوش گمان باشيد ، زيرا خداي عزوجل مي فرمايد : من نزد گمان بنده مؤمن خويشم ، اگر گمان او خوب است ، رفتار من خوب و اگر بد است ، رفتار من هم بد باشد 39. گاهي ، مردي كه سه سال از عمرش باقي مانده صله رحم مي كند و خدا عمرش را 30 سال قرار مي دهد و خدا هرچه خواهد مي كند 40. حريصانه به دنبال قضاي حاجت حاجتمندان باشيد ، هيچ عملي بعد از واجبات بالاتر از شاد كردن مسلمان نيست چه کنیم خدارا دوست داشته باشیم اگه یک سیب بیفته روسرت چیکارمی کنی؟ نامه امام علی علیه السلام به مالک اشتر(1) نامه امام علی علیه السلام به مالک اشتر(2) شش تدبیر امام رضا در مقابله با مامون
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
شعری از رهبر معظم انقلاب درباره ناشنوایان
ما خيل بندگانيم ما را تو ميشناسي |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
1. مشكلات و بیچارگی های خود را برای مردم تشریح نكن كه در نظر آنان كوچك و حقیر جلوه خواهی كرد . 2. كمتر قرض كن تا آزاد باشی . 3. بیشتر گناهان فرزند آدم از زبان اوست . 4. منتهی درجه ی خرد ، اقرار به نادانی است . 5. نشانه ی خرد خردمندان ، مدارا كردن با مردم است . 6. خدا تا وقتی كه بنده به برادرش یاری می كند به او یاری می نماید . 7. آبادی دل ها در همنشینی با صاحبان خرد است . ۸. آفت زیركی و هشیاری ، مكر و خدعه است .
۹. هر چه را آسان گیری ، آسان شود . ۱۰. اعمال همه بندگان در مقایسه با اعمال مجاهدان در راه خدا ، همچون قطره آبی است كه پرستویی با منقار خود از دریا بر می گیرد . ۱۱. در اخلاق پسندیده و خردهای برجسته و ارزش های بزرگ بر یكدیگر پیشی گیرید تا پاداش بزرگ نصیب شما شود . ۱۲. خوشا آن كس كه علم و عملش ، دوستی و دشمنی اش ، گرفتن و رها كردنش ، سخن و سكوتش ، و رفتار و گفتارش را برای خدا خالص كرده باشد . ۱۳. سه چیز از بزرگوار ی های دنیا و آخرت است : كسی را كه به تو ستم كرده است ببخشایی؛ با هر كه از تو بریده است بپیوندی ؛ چون در حق تو نادانی كردند بردباری كنی. ۱۴. برترین مردم كسی است كه به عبادت عشق ورزد ، سپس آن را در آغوش گیرد و قلباً دوستش داشته باشد . 1۵. هوی و هوس ها ، اساس و ریشه همه بدبختی ها و محنت هاست . 1۶. هر كس تقوی بورزد ، امورش آسان خواهد بود . ۱۷. برترین اعمال ، بادوام ترین آنهاست هر چند كم باشد . ۱۸. هنگامی كه با یكدیگر ملاقات می نمایید ، آن را با سلام كردن و به هم دست دادن همراه كنید و وقتی از یكدیگر جدا می شوید ، با طلب آمرزش و استغفار جدا شوید. کلیپ نمازگذاری که به جای گذاشتن پیشانی برزمین بر...نمازگذارجلویی پیشانی می گذارد آیاگناه سرنوشت کسی رادگرگون می کند؟ چه کنیم خدارا دوست داشته باشیم اگه یک سیب بیفته روسرت چیکارمی کنی؟ حدیث همراه(منتخب میزان الحکمه) چندکلیدطلایی برای آرامش درزندگی |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
ایام شهادت مولی الموحدین، امام المتقین، علی ابن مرتضی علیه السلام تسلیت بادسفارش حضرت علی علیه السلام به امام حسن عليه السلام
از پدرى كه: در آستانه فناست و چيرگى زمان را پذيراست، زندگى را پشت سر نهاده، به گردش روزگار گردن داده، نكوهنده اين جهان است. و آرمنده سراى مردگان، و فردا كوچنده از آن. به فرزندى كه: آرزومند چيزى است كه به دست نيايد، رونده راهى است كه به جهان نيستى درآيد . فرزندى كه بيماريها را نشانه است و در گرو گذشت زمانه. تير مصيبتها بدو پران است، و خود دنيا را بنده گوش به فرمان. سوداگر فريب است و فنا را وامدار، و بندى مردن و هم سوگند اندوههاى [جانآزار] و غمها را همنشين است و آسيبها را نشان، و به خاك افكنده شهوتهاست و جانشين مردگان. اما بعد، آنچه آشكار از پشت كردن دنيا بر خود ديدم، و از سركشى روزگار و روى آوردن آخرت بر خويش سنجيدم، مرا از ياد جز خويش باز مىدارد، و به نگريستنم بدانچه پشت سر دارم نمىگذارد جز كه من، هر چند مردمان را غمخوارم بيشتر غم خود دارم. اين غمخوارى راى مرا بازگردانيد، و از پيروى خواهش نفسم بپيچانيد. و حقيقت كار را برايم آشكار نمود، و مرا به كارى راست واداشت كه بازيچهاى در آن نبود، و با حقيقت [روبرو ساخت] كه دروغى آن را نيالود. و تو را ديدم كه پارهاى از منى، بلكه دانستم كه مرا همه جان و تنى. چنانكه اگر آسيبى به تو رسد به من رسيده، و اگر مرگ به سر وقتت آيد، رشته زندگى مرا بريده. پس كار تو را چون كار خود شمردم، و اين اندرزها را به تو راندم تا تو را پشتيبانى بود. خواه من زنده مانم و تو را در كنار، يا مرده و جايگزين دار القرار. تو را سفارش مىكنم به ترس از خدا، و پيوسته در فرمان او بودن، و دلت را به ياد او آبادان نمودن، و به ريسمان اطاعتش چنگ در زدن، و كدام رشته استوارتر از طاعت خدا ميان خود و او دارى، اگر بگيريش و بدان دست در آرى؟ دلت را به اندرز زندهدار و به پارسايى بميران، و به يقين نيروبخش و به حكمت روشن گردان، و با ياد مرگش خوار ساز، و به اقرار به نيست شدنش وادار ساز. و به سختيهاى دنيايش بينا گردان و از صولت روزگار و دگرگونى آشكار ليل و نهارش بترسان، و خبرهاى گذشتگان را بدو عرضه دار، و آنچه را به آنان كه پيش از تو بودند رسيد به يادش آر، و در خانهها و بازماندههاى آنان بگرد و بنگر كه چه كردند، و از كجا به كجا شدند و كجا بار گشودند و در كجا فرود آمدند. آنان را خواهى ديد كه از كنار دوستان رخت بستند و در خانههاى غربت نشستند، و چندان دور نخواهد نمود كه تو يكى از آنان خواهى بود. پس در نيكو ساختن اقامتگاه خويش بكوش، و آخرت را به دنيا مفروش. در آنچه نمىدانى سخن را واگذار و آنچه را بر عهده ندارى بر زبان ميار. و راهى را كه در آن از گمراهى، ترسى مسپار، كه هنگام سرگردانى گمراهى، باز ايستادن بهتر است تا در كارهاى بيمناك افتادن. به كار نيك امر كن و خود را در شمار نيكوكاران در آر. و به دست و زبان، كار ناپسند را زشت شمار. و از آن كه كار ناپسند كند با كوشش، خود را دور بدار. در راه خدا بكوش، چنانكه شايد، و از سرزنش ملامتگرانت بيمى نبايد. براى حق به هر دشوارى، هر جا بود در شو. و در پى آموختن دين رو. خود را به شكيبايى عادت ده در آنچه ناخوشايند است، كه شكيبايى ورزيدن عادتى پسنديده و ارجمند است. در همه كارها نفس خود را به پناه پروردگارت در آر، كه به پناهگاهيش در آوردهاى استوار، و نگاهبانى پايدار و آنچه از پروردگارت خواهى تنها از او خواه، كه به دست اوست بخشيدن و محروم نمودن، و فراوان طلب خير كن و نيك در كارها ببين و آن را كه بهتر است بگزين و وصيت مرا درياب و روى از آن متاب، كه بهترين گفته سخنى است كه سود دهد و بدان كه سودى نيست در دانشى كه فايدتى نبخشد، و نه در فرا گرفتن علمى كه دانستن آن سزاوار نبود. پسركم! چون ديدم ساليانى را پشت سر نهادهام و به سستى در افتاده، بدين وصيت براى تو پيشدستى كردم، و خصلتهايى را در آن برشمردم، از آن پيش كه مرگ بشتابد و مرا دريابد. و آنچه در انديشه دارم به تو ناگفته ماند، يا انديشهام نيز، همچون تنم نقصانى به هم رساند، يا پيش از [نصيحت] من پارهاى خواهشهاى نفسانى بر تو غالب گردد، يا فريبندگيهاى دنيا تو را بفريبد. پس همچون شترى باشى گريزان و سرسخت و نا به فرمان و دل جوان، همچون زمين ناكشته است، هر چه در آن افكنند بپذيرد، پس به ادب آموختنت پرداختم، پيش از آن كه دلت سخت شود و خردت هوايى ديگر گيرد، تا با رأى قاطع روى به كار آرى، و از آنچه خداوندان تجربت در پى آن بودند و آزمودند بهره بردارى، و رنج طلب از تو برداشته شود و نيازت به آزمودن نيفتد. پس به تو آن رسد كه ما [به تجربت] بدان رسيديم، و براى تو روشن شود آنچه گاهى تاريكش مىديديم. پسركم! هر چند من به اندازه همه آنان كه پيش از من بودهاند نزيستهام، اما در كارهاشان نگريستهام و در سرگذشتهاشان انديشيده، و در آنچه از آنان مانده، رفته و ديدهام تا چون يكى از ايشان گرديدهام، بلكه با آگاهى كه از كارهاشان به دست آوردهام گويى چنان است كه با نخستين تا پسينشان به سر بردهام. پس از آنچه ديدم، روشن را از تار و سودمند را از زيانبار باز شناختم و براى تو از هر چيز زبده آن را جدا ساختم و نيكويى آن را برايت جستجو كردم، و آن را كه شناخته نبود از دسترس تو به دور انداختم، و چون به كار تو چونان پدرى مهربان عنايت داشتم و بر ادب آموختنت همت گماشتم، چنان ديدم كه اين عنايت در عُنفوان جوانيت به كار رود و در بهار زندگانى، كه نيتى پاك دارى و نهادى بى آك، و اينكه نخست تو را كتاب خدا بياموزم، و تأويل آن را به تو تعليم دهم، و شريعت اسلام و احكام آن را از حلال و حرام بر تو آشكار سازم و به ديگر چيز نپردازم. سپس از آن ترسيدم كه مبادا رأى و هوايى كه مردم را دچار اختلاف گردانيد تا كار بر آنان مشتبه گرديد، بتازد و بر تو نيز كار را مشتبه سازد. پس هر چند آگاه ساختنت را از آن، خوش نداشتم استوار داشتنش را پسنديدهتر داشتم تا آن كه تو را به حال خود واگذارم، و به دست چيزى كه هلاكت در آن است بسپارم، و اميد بستم كه خدا توفيق رستگاريت عطا فرمايد، و راه راست را به تو بنمايد. پس اين وصيت را در عهدهات ميگذارم [و تو را به خدا مىسپارم]. نهج البلاغه نامه حضرت به امام حسن مجتبی علیه السلام برگرفته از کتاب على از زبان على، دكتر سيد جعفر شهيدى
طبیبا وا مکن زخم سرم را مسوزان قلب زینب دخترم را طبیبا کار از درمان گذشته که آتش آب کرده پیکرم را طبیبا نسخه ننویسی که باید اجل بر چیند امشب بسترم را ببند آنگون فرقم را که در قبر نبیند فاطمه زخم سرم را |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در ضمن سفارش بلندي به عبدالله بن جُندب ميفرمايد: «... وَ ما يَنبَغى لِاَحَدٍ اَن يَطمَعَ اَن يُنزَلَ بعملِ الفُجارِ مَنازِلَ الابرار. اَما اِنه لَو وَقعتِ الواقعةُ وَ قامَتِ القيامةُ وَ جَاءَتِ الطامَةُ وَ نَصبَ الجَبارُ المَوازينَ لِفَصلِ القَضاءِ وَ بَرزََ الخلائقَ لِيومِ الحِسابِ اَيقنَت عِندَ ذلك لِمَن تَكونُ الرَفعةُ وَ الكَرامَةُ وَ بمَن تَحلُ الحَسرَةُ وَ النَدامَةُ، فَاعْمَل اليَومَ فِى الدُنيا بما تَرجوا بهِ الفَوزَ فِي الا?خِرَةِ» 1 شايسته نيست بر آنکه رفتار و کردار بدان را دارد خيال بهشت و جايگاه نيکان را به سر پرورد. آنگاه که آن حادثه بزرگ واقع گشته و قيامت به پا شود، و حضرت جبار ترازوي عدل خويش را براي داوري برآويزد، و مردمان را براي روز حساب جمع آورَد، معلوم شود که بزرگي و کرامت از آنِ که و حسرت و پشيماني از براي که خواهد بود. پس امروز در اين دنيا، آن کن و چنان کن که اميد نيک بختي آخرت در آن است. نظام ارزشى اسلام، بر اين بينش مبتنى است كه انسان داراى مبدا و داراى مقصدى مىباشد. در اين مسير، انسان براى تعيين جهتحركتخود، نياز به راهنما دارد. اين راهنما، همان ارزشهايى هستند كه نظام ارزشى اسلام آن را فراروى مسلمانان قرار داده است. از اينرو، ما وقتى مىتوانيم نظام ارزشى و اخلاقى اسلام را تبيين كنيم كه از يك سو، به مبدا و از سوى ديگر به معاد توجه داشته باشيم. مبدا حركت انسان، از سوى خدا و مقصد نيز به سوى او خواهد بود: «انالله و انا اليه راجعون» (بقره: 156) ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
الهی! از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستم گیر که جز تو پناهم نیست. الهی! دستم گیر که دست آویز ندارم و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم. الهی! خود را از همه به تو وابستم، اگر بداری تو را پرستم و اگر نداری خود پرستم نومید مساز بگیر دستم. الهی! ای دورنظر و ای نیکو حضر و ای نیکوکار نیک منظر، ای دلیل هر برگشته، و ای راهنمای هر سرگشته، ای چاره ساز هر بیچاره و ای آرنده هر آواره، ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده. دست ما گیر ای بخشنده بخشاینده. الهی! کار آن دارد که با تو کاری دارد. یار آن که دارد چون تو یاری دارد. او که در هر دو جهان تو را دارد هرگز کی تو را بگذارد. الهی! در سر گریستنی دارم دراز. ندانم از حسرت گریم یا از ناز. الهی! یاد تو در میان دل و زبان است و مهر تو میان سر وجان. الهی! یکتای بیهمتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی، اصل هر دوایی، داروی دلهایی،بتو رسد ملک خدایی. الهی! نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان. الهی! ضعیفان را پناهی. قاصدان را بر سر راهی. مومنان را گواهی. چه عزیز است آن کس که تو خواهی. الهی! ای خالق بیمدد و ای واحد بیعدد، ای اول بیهدایت و ای آخر بینهایت. ای ظاهر بیصورت و ای باطن بیسیرت، ای حی بیذلت ای بخشنده بیمنت، ای داننده رازها، ای شنونده آوازها، ای بیننده نمازها، ای شناسنده نامها، ای رساننده گامها، ای مطلع بر حقایق، ای مهربان بر خلایق، عذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ما حقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت. حسن زاده آملی، حسن؛ كتاب الهی نامه؛ |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
سال روز میلاد با سعادت مولود کعبه مولی الموحدین ،امیرالمومنین علی علیه السلام وروز پدررابه محضر امام عصر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و تمام عاشقان اهل بیت (ع) وپدرهای مهربان تبریک عرض می نمایم. پدر، باران است و مادر، خاک حاصلخیز! و زندگی با وجودِ این دو موجودِ همزاد است که سبزِ سبز و آبیِ آبیست... به ادامه مطلب مراجعه نمائید... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
پیامبر رحمت و مهربانی رسول اعظم صلی الله علیه وآله فرموده اند: « ماه رجب، ماه خداست در غایت حرمت و فضیلت. اگر کسی روزی از این ماه را روزه بگیرد خدای را خشنود و شعله غضب الهی را خاموش نموده است و دری از درهای جهنم به روی او بسته می شود. ماه رجب ماه استغفار امت من است. رجب را اصّب نیز نامیده اندزیرا که در این ماه، رحمت خدا برامت من ریزش می یابد .» در صحرای محشر که همه دلها نگران و همه چشم ها اشکباراست، آوائی در گوش ها طنین می اندازد که : « این الرّجبیون » کجایند کسانی که ماه رجب را محترم شمرده و اعمالی از آن ماه را انجام داده اند . و بدین ترتیب آن افراد ، از دیگران جدا شده و به رضوان الهی داخل می شوند. اگر بهشت زیبا است بهشت آفرین زیباتراست... به ادامه مطلب مراجعه کنید... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
فرمايشات بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (ره) درباره تمكين مسئولان ، احزاب و گروهها به قانون و فصلالخطاب بودن قانون اساسي و شوراي نگهبان نميشود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط ميكني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نميتواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند ميشود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ، من قانون اساسي را قبول ندارم ،من مجلس را قبول ندارم ، من رئيسجمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ، ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اينكه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 378)
من باز به همه اين آقاياني كه ميخواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نميدانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام ميكنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ، بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اينطور نباشد، مسئله طور ديگر خواهد شد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415) ******** قانون معنايش اين است كه{ همه} چيزها {را} به حسب قانون اسلامي ، به حسب قانون كشوري كه منطبق با قوانين اسلام است ، همه را ،وظيفهاشان را قانون معين كرده. بعد از اين كه قانون وظيفه را معين كرد ، هر کس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند، اين يك ديكتاتوري است كه حالا به صورت مظلومانه پيش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پيش خواهد آمد و بعد اين كشور را به تباهي خواهد كشيد و اين كشور وقتي به تباهي كشيده شد و اين مردم متفرق و مختلف با هم شدند ، اين همان وظيفه اي است كه براي ابرقدرتها بايد انجام بدهد اين آدم انجام داده، ولو خودش نمي فهمد، اگر بفهمد كه ديگر مصيبت بالاتر است،لكن خودشان ملتفت نيستند. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415) ******** |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
رفت تا دامنش از گرد زمین پاک بماند آسمانی تر از آن بود که در خاک بماند از دل برکه ی شب سرزد و تابید به خورشید تا دل روشن نیلوفری اش پاک بماند دل و دامان شب آنگونه ز سوز دم او سوخت که گریبان سحر تا به ابد چاک بماند خوشه سرمست رسیدن شد و از شاخه فرو ریخت تا که در خاک رگ و ریشه ی این تاک بماند هر چه دیدیم از این چشم ، همه نقش بر آب است نیست نقشی که در آئینه ی ادراک بماند جز صدای سخن عشق صدایی نشنیدم که در این همهمه ی گنبد افلاک بماند
شعراز زنده یاد قیصر امین پور |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
مطالعه مطالب زیر که گزیده ای از سخنرانی رهبر معظم انقلاب حفظه الله می باشد را به همه دوستان توصیه می کنم: شما دولتى هستيد كه دو خصوصيت را جزو شعارها و برنامههاى عملكرد خودتان قرار دادهايد؛ هم به مردم اميد مىدهيد، هم وعدهى عدالت مىدهيد. همان اميد هم به خاطر اين است كه شما پرچم عدالت را بلند كردهايد و دم از عدالت مىزنيد. حقيقتاً هم خلأ امروز دنيا، بيش از همه چيز خلأ عدالت است. در كشور و جامعهى خود ما هم بيشترين چيزى كه اين جامعه تشنهى اوست، عبارت است از عدالت. وقتى ما به مشكلات، كمبودها، توقعات و انتظارات مردم و آرزوهاى بلندى كه در ذهن خود ما براى مردم هست، نگاه مىكنيم، مىبينيم تقريباً همهى اينها برمىگردد به مسئلهى تأمين عدالت؛ كه اگر عدالت تأمين بشود، همهى اين چيزها حل خواهد شد. شما عدالت را مطرح كرديد، خيلى خوب است. البته ممكن است در اين وادى طولانى و پرخطر و دشوار، شما بتوانيد قدم هايى را طى كنيد؛ ممكن است تا پايان راه، عمرهاى ما يا فرصت هاى خدمتگزارى كفاف ندهد؛ اما همين قدمى كه مىگذاريد و جهتى كه اتخاذ كردهايد، بسيار باارزش و زندهكنندهى اين شعار است.4/6/1386 اين براى انقلاب ما يك پديدهى معجزآسا و بىنظير است كه ما امروز همان شعارهايى را مىدهيم و همان اصول و مبانىاى را براى خودمان برنامهى عمل قرار دادهايم كه در اول انقلاب همانها اعلام شده بود؛ يعنى در برنامهريزيهاى ما و در خواست ما، هيچ تخطىاى از اين اصول صورت نگرفته است. اين خيلى مهم است.4/6/1386
ممكن است شماها نتوانسته باشيد - يا تا آخر هم نتوانيد - همهى آنچه را كه در مورد عدالت مىبايد انجام داد، انجام بدهيد؛ لكن نفس رويكرد شما به عدالت، چيز بسيار باارزشى است و هر مقدارى كه مىتوانيد بايستى حركت كنيد كه: به راه باديه رفتن به از نشستن باطل كه گر مراد نجويم بهقدر وسع بكوشم تغييراتى كه در ساخت عمومى تشكيلات دستگاه و دولت داده مىشود، خيلى كارهاى اساسىاى است. اصلاح هم واقعاً همين هاست كه انسان بيايد و در جهت صلاح، بخش هاى مختلف را نگاه كند و ساخت ها را بهطور اساسى تغيير بدهد و دگرگون كند.4/6/1386 در رساندن خدمت به افراد محروم جامعه و عدالت، به اعتقاد من اين مسئلهى سفرهاى استانى خيلى مهم است. اين كارى كه آقايان بر دوش گرفتيد و راه افتاديد و رفتيد و همهجاى كشور را زير پا گذاشتيد و با مردم تماس گرفتيد و از نزديك درد دل هاى مردم را - كه از زبان مسؤولينشان، ائمهى جمعهشان و افراد شاخصشان گفته مىشود - شنيديد، خيلى بهنظر من خوب است…رفتن به سفر و مواجه شدن با واقعيتهاى زندگى مردم، خيلى چيز مهمى است. چطور ممكن است كسى اين را انكار كند يا دربارهاش ترديد كند يا در فائده و سود او تشكيك كند؟ اين خيلى كار مهمى است. اين كار را شماها داريد انجام مىدهيد. البته زحمت هم دارد؛ زحمتش را هم قبول مىكنيد.4/6/1386 از انتقاد هم اصلاً عصبانى نشويد. بعضى از انتقادكنهاى از دولت، هدفشان اين است كه شما را عصبانى كنند، خسته كنند و از جا در ببرند؛ اصلاً انتقاد با اين هدف انجام مىگيرد. يا عيبجويىهاى بيخود؛ ديدهايد گاهى يك خبرى را تيتر مىكنند، بزرگ مىكنند؛ فردا، پسفردايش معلوم مىشود اصلاً دروغ است و اصل ندارد! اينها هم كارهايى است كه بعضيها انجام مىدهند.4/6/1386 يك خصوصيت اين است كه اين دولت، واقعاً يك دولت كار است؛ دولت حركت و اقدام است؛ انرژى و نشاطِ كار اين دولت، يك امر برجسته است. الحمدللَّه شما از سال اول همينجور حركت كرديد، الان هم با اين كه سه سال از عمر اين دولت گذشته، انسان احساس ميكند كه تحرك و نشاط و فعاليت و اقدام در اين دولت محسوس است - يعنى كاهش پيدا نكرده؛ افت پيدا نكرده - اين خيلى چيز باارزشى است. در خدمت به مردم جديت وجود دارد. رفتن به شهرها، رفتن به شهرهاى كوچك، همهى نقاط كشور را زير پا گذاشتن و هيچ نقطهاى از كشور را از منظر خبرگى و كارشناسى دور قرار ندادن، اينها چيزهاى باارزشى است. اين امتياز اول است؛ در هر مجموعهاى اين امتياز وجود داشته باشد، جا دارد كه انسان از آن قدردانى كند، به آن تصريح كند و امیدوار و مطمئن باشد كه خداى متعال هم به آن مجموعه كمك خواهد كرد و ثواب خواهد داد.۲/۶/۸۷
خصوصيت و امتياز دوم كه در اين دولت هست، شعار و گفتمان كلى اين دولت است كه منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمانهاى انقلاب است؛ اين خيلى چيز باارزشى است. اين را هيچكس نمىتواند نديده بگيرد. هر دلبستهى به انقلاب، اين را قدر مىداند؛ هر كسى كه پيشرفت كشور را با هدايت انقلاب و با كارگردانى انقلاب تصور مىكند، بايد اين را قدر بداند. عدالتخواهى در اين دولت پررنگ شد.۲/۶/۸۷
مسئلهى اعادهى عزت ملى و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زيادهطلبى سياستهاى ديگران و ترك شرمندگى در مقابل غرب و غربزدگى را هم انسان در اين دولت احساس مىكند؛ عزت ملى و استقلال حقيقى و معنوى از اينجا حاصل ميشود. استقلال به اين نيست كه انسان شعار استقلال بدهد يا حتى مثلاً در زمينههاى اقتصادى هم به يك رشد بالايى دست پيدا كند؛ نه، استقلال اين است كه يك ملت به هويت خود و به عزت خود معتقد و براى او اهميت قائل باشد، براى حفظ او تلاش و كار كند و در مقابل متعرضين و مستهزئين،شرمنده اظهارات و جايگاه خود نباشد.۲/۶/۸۷
روند غربباورى و غربزدگى را كه متأسفانه داشت در بدنهى مجموعههاى دولتى نفوذ ميكرد، متوقف كرديد؛ اين چيز مهمى است. حالا يك عدهاى در جامعه، ممكن است به هر دليلى شيفتهى يك تمدنى يا يك كشورى باشند؛ اما اين وقتى به بدنهى مديران انقلاب و مجموعههاى انقلاب نفوذ ميكند، چيز خيلى خطرناكى مىشود. اين ديده ميشد؛ خب، جلويش گرفته شد.۲/۶/۸۷
گرايشهاى سكولاريستى - كه متأسفانه باز داشت در بدنهى مجموعهى مديران كشور نفوذ مىكرد - جلويش گرفته شد.۲/6/138۷
گفتمان عمومى دولت(نهم) اين هاست؛ به طور خلاصه: زندهكردن و بازسازى برخى خصوصيات جوهرى انقلاب و منطق امام؛ و مقابلهى با كسانى كه ميخواستند اين ارزشها و اين مفاهيم اساسى را منسوخ كنند، يا از بين ببرند، يا ادعا ميكردند كه منسوخ شده و از بين رفته؛ اين چيز باارزشى است.2/6/1387
«من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق». اين وظيفهى بنده هم هست، وظيفهى همه هم هست. اگر چنانچه اين خصوصيات را در مجموعهى دولت كنونى قدردانى نكنيم و تشكر نكنيم، طبعاً خدا را خوش نمىآيد.۲/6/1387
آدم متأسفانه مىبيند چيزهايى كه به نام انتقاد از دولت و نقادى دولت، امروز گفته مي شود، شكل همين تخريب را دارد: يعنى انكار امتيازات، قبول نكردن برجستگي ها و كارهاى خوب، و درشت كردن و برجسته كردن ضعف ها. خب بله، ضعف هست. هر دولتى بالاخره ضعف دارد؛ انسان ها ضعف دارند ديگر؛ ضعف ها را بگويند، قوّت ها را بگويند. جمعبندىِ كار يك دولت، آن وقتى است كه ضعف ها و قوّت ها را منصفانه پهلوى همديگر قرار بدهند؛ آن وقت مي شود جمعبندى كرد. نه اينكه بيايند يكسره بنا كنند به بدگويى كردن و انكار كردن همهى خصوصيات. بنده سهتا نقطهى اصلى را - حالا بيش از اين نقاط وجود دارد - در اول عرايضم گفتم. خب اين سه چيز را بگويند - آنچه كه در زمينهى روحيهى دولت و گفتمان اساسىِ دولت هست، آنچه در زمينهى نوع عملكرد دولت هست، آنى كه در زمينهى خلقيات دولتىِ مجموعهى دستاندركار هست - بعد بگويند بله، آنجا هم فلان كار ضعف دارد؛ اين اشكالى ندارد. اين را با گوش جان بايستى شنيد و پذيرفت. اما اينها نبايد با بىملاحظهگى، نديده گرفتن و بىاعتنايى كردن و حتّى بعضى از نقاط قوّت را به عنوان نقطهى ضعف معرفى كردن، همراه باشد.2/6/1387
ما امروز در مقابلهى با استكبار، در سياست خارجى زبانمان زبانِ طلبگارى، عزت، اقتدار معنوى و اقتدار ملى است؛ آن وقت بعضى بيايند همين را به عنوان نقطهى ضعف وانمود كنند كه نه آقا! شما كارى كردهايد كه فلان دولتها از شما خوششان نيايد. خب، معلوم است كه خوششان نمىآيد. فلان دولت ها آن وقتى خوششان مىآيد كه انسان تملق آنها را بگويد و حرف هاى آنها را به عنوان حرف هاى برتر ذكر بكند؛ خودش را كوچك كند و از حرف هاى خودش و حرف هاى انقلاب عقبنشينى كند؛ آن وقت آنها خيلى خوششان مىآيد! انتقاد خوب است، تخريب بد است؛ انتقاد خدمت است، تخريب خيانت است؛ نه خيانت به دولت، بلكه خيانت به نظام و خيانت به كشور است. نبايد تخريب بكنند، انتقاد بكنند.2/6/1387
انگيزههاى خط تخريب داخلى هم يك طيف وسيعى است و نمي شود انسان همه را به يك چوب براند: بعضيها واقعاً خبرى ندارند - يعنى مغرض نيستند؛ اطلاعاتشان كم است و بر اثر بىاطلاعى چيزى ميگويند - بعضيها غرضهاى شخصى و غرضهاى سطحى دارند؛ بعضيها غرضهاشان غرضهاى عمقى است؛ يعنى با نظام مسئله دارند، كينهى امام در دلشان است و حرف هاى امام را يا از اول قبول نداشتند يا حالا قبول ندارند - آن هايى كه از آن حرف ها رو برگرداندند و پشيمانشدهها و برگشتهها - اينها يك طيف وسيعى از انگيزههاست، ليكن بالاخره محصول و جمعبندىاش همين تهاجم ها و پنجهزدنها و لجن پراكنىهاست كه وجود دارد.2/6/1387 دوستان گرامی در انتخاب نامزد مورد نظر خود دقت کنید چراکه با یک رای من وشما فردی که امور نظام اسلامی را عهده دار می شود اگر خدای نخواسته عملی را انجام دهد که دل امام زمان روحی وارواح العالمین له الفدا رنجیده شود وخون شهدا پایمال شود باید جوابگو باشیم وتوجیه رای خود رابه یکتای بی همتا ارائه کنیم... . در شناخت نامزدها دونکته به نظرم مهم است : ۱. توجه ویا عدم توجه آمریکا واسرائیل ودر کل دشمنان نظام به آمدن یا نیامدن فردی( در رسانه های خود آمدن فردی را برای خود معضل می دانند ودر مقابل برای آمدن شخص دیگری امیدوار هستند) ۲. توجه به حامیان داخلی (ازاشخاص واحزاب) که روز گاری در راس امر بودند وحتی درباره امام عزیز نوشتند که امام وافکار امام راباید در موزه ها جستجو کرد و یا گریه و عزاداری برای امام حسین(ع) جوانان را انتقام جو وخشن بار می آورد وباید زیاراتی مثل زیارت عاشورا عوض شوند... ودوباره دلسوز مردم ودین مردم شده وبرای اینکه نامزد محترمی رای بیاورد به او پیشنهاد می کنند که شال سبز وسیدی به گردن بیندازد...(این هانمونه بودند){خود افراد سالم وانقلابی هستند اما وقتی کسی در قالب حزب وبه پشتیبانی احزاب برای انتخابات وارد شود چاره ای ندارد مگر اینکه به احزاب وجریانات که برخی منحرف از خط اسلام هستند باج دهد} اظهارنظر سایت آلمانی درباره کاندیداها رازمحبوبیت احمدی نژاد به اعتراف رسانه های غرب ارزیابی گلف نیوز از فضای سیاسی ایران کشور ماایران است نه...پدران ماانقلاب کردند تا ما راحت باشیم... |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
ازحضرت آیةالله بهجت پرسیدند: آقا! این همه بحث راجع به جزیره خضراء میشود، واقعا جزیره خضراء کجاست؟ حضرت آیةالله بهجت(قدس الله نفسه الزکیه) فرمودند: جزیره خضراء آن دلی است که امام زمان(عج) در آن تاب بیاورد، اگر امام زمان علیه السلام در دلت آمد، آن دل جزیره خضراء است، مردم باید دور این دل بگردند. کجا میگردی دنبال جزیره خضراء؟! امام زمان همراه توست، چرا ما باید حضرت را منحصر و محصور در آنجا بکنیم؟! من بگویم امام زمان در جزیرهای در فلان کشور تشریف دارند، نخیر، یقینا بدانید که امام زمان علیه السلام از رگ گردن به من و تو نزدیکتر است. گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود طلب از گم شدگان لب دریا میکرد منبع: نرمافزار هدایت در حکایت. کلیپ نمازگذاری که به جای گذاشتن پیشانی برزمین بر...نمازگذارجلویی پیشانی می گذارد آیاگناه سرنوشت کسی رادگرگون می کند؟ چه کنیم خدارا دوست داشته باشیم اگه یک سیب بیفته روسرت چیکارمی کنی؟ |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||