تبليغاتX
به کجا چنین شتابان؟...
قرآن معصومين داستان جملات بزرگان اس ام اس تربيت كودك خانواده

یا صاحب الزمان ! ...

 یا صاحب الزمان

یا صاحب الزمان ! داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست  .

شرمنده ایم .

به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم .

اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم .

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

 انسان آن چیزی خواهد شد که خود باور دارد

  خوشبخت کسی است که راه قدر دانی از خدمت دیگران را بلد است و شادی دیگران را به قدر شادی خود حس می کند

 غنچه خوشبختی در جای تاریک و بی صدا و گودی پنهان است که بسیار نزدیک به ماست ولی ما کمتر از آنجا می گذریم و آن دل خود ماست

 زندگي را از طبيعت بياموزيم :

 چون بيد متواضع باشيم ، چون سرو  راست قامت‌‌ ، مثل صنوبر  صبور، مثل بلوط  مقاوم، مثل رود روان، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با كرامت باشيم

 هميشه براي كسي بخند كه مي دوني به خاطر تو شاد مي شه... واسه كسي گريه كن كه مي دوني وقتي غصه داري و اشك مي ريزي برات اشك مي ريزه... براي كسي غمگين باش كه در غمت شريكه...

 حقیقت انسان به آنچه اظهار می کند نیست..بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن عاجز است، بنابراین اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش ، بلکه به ناگفته هایش گوش کن

 اگر می خواهید حقیقتی را خراب کنید ، خوب به آن حمله نکنید، بد از آن دفاع کنید

 برای قضاوت در مورد موفقیت خودت ، ببین چه بدست آورده ای و در قبال آن چه از دست داده ای

 همیشه شعله های بزرگ ناشی از جرقه های کوچک است

  مرد بزرگ کسی است که در سینه قلبی کودکانه داشته باشد

 دیگران را ببخشید نه به این علت که آنها لیاقت بخشش ترا دارند به این علت که تو لیاقت آن را داری که آرامش داشته باشی

  خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای، درست در نقطه آغاز هستی.

 اگر در جریان رودخانه صبرت ضعیف باشد هر تکه چوبی مانعی عظیم بر سر راهت خواهد شد.

 یک ضرب المثل هست که می گه مشکل که به وجود اومد بگرد راه حلش را پیدا کن نگرد دنبال این که چرا بوجود اومد.

 تصمیم خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد

 علف هرزه چیست ؟گیاهی است که هنوز فوایدش کشف نشده است

 اسرار خویش به کسی مگوی زیرا سینه ای که در حفظ راز خود به ستوه آید ،از سینه دیگران نباید انتظار امانت داشته باشد

 تمام لحظه ها زیبا هستند این تو هستی که باید پذیرنده باشی و آماده تسلیم... تمام لحظه ها سرشار از نعمت اند، این تو هستی که باید توانایی دیدن داشته باشی...تمام لحظه ها با نیایش همراه اند، اگر همه را با سپاسی ژرف بپذیری هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد

 به افکار خود اهمیت بدهید، این افکار حرف های شما و حرفها اعمال شما می شوند، به اعمال خود اهمیت بدهید که این اعمال شخصیت شما می شوند

 راههای خوشحال کردن کودکان:

 آنها را در آغوش بگیریم، به آنچه می گویند گوش فرادهیم، به آنان اطمینان خاطر بدهیم، اجازه بدهیم که گریه کنند، به انها بفهمانیم که ناراحت بودن یک مساله طبیعی است

 من کفش نداشتم و مدام شکایت می کردم، تا اینکه روزی مردی را دیدم که پا نداشت

 از اشتباهات دیگران درس بیاموزیم، چون زندگی آنقدر طولانی نیست تا همه آنها را خودمان تجربه کنیم

 شش راه برای قدم برداشتن به سوی آینده ای بهتر:

 یاد بگیرید تا تغییرات و نقاط ضعفتان را بپذیرید، اگر احتیاج به کمک دارید درخواست کمک کنید، مستقیما با مشکلات خود درآمیزید، اشتباهات خود را بپذیرید، مسئولیت کامل خود را به عهده بگیرید، واقعیت را بگوئید مخصوصا به خودتان

 ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره راه رفتن کسی قضاوت کنم، کمی با کفش های او راه بروم.

 ایمان داشته باش که کوچک ترین محبت از ضعیف ترین حافظه ها پاک نمی شود

 هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری ، آرزوی دیگران است؟!

 ماه را هدف قرار بده تا اگر هم به خطا رفتی جایی میان ستارگان سر در آوری

 برای انسان های بزرگ بن بست وجود ندارد، چون بر این باورند که :

یا راهی خواهم یافت... یا راهی خواهم ساخت

اگر هر روز راهت را عوض کنی ، هرگز به مقصد نخواهی رسید

در اندیشه آنچه کرده ای مباش، دراندیشه آنچه نکرده ای باش

خداوند به هر پرنده ای دانه ای می دهد، ولی آنرا داخل خانه اش نمی اندازد

تفاوت بزرگی میان دوست نداشتن رفتار دیگری ، با دوست نداشتن خود او وجود دارد

امروز را برای بیان عشق به عزیزانت غنیمت بشمار، شاید فردا احساسی باشد اما ...عزیزی نباشد

 ساقه شکستن ، قانون طوفان است، تو نسیم باش و نوازش کن

عاقل آنچه را که می داند ،نمی گوید ؛

ولی آنچه را که می گوید ، می داند

 زمردم دل بکن یاد خدا کن... خدا را وقت تنهایی صدا کن... در آن حالت که اشکت می چکد گرم...غنیمت دان و ما را هم دعا کن

 خدایا!

ذهنم پریشان است،

قلبم بی قرار است،

افکارم شوریده اند و

درمانده ام.

پس رشته زندگی ام را

به دست های امن تو می سپارم

آن گاه طوفان می خوابد

و آرامش تو، حکمفرما می شود.

برای مطالعه صدها اس ام اس دیگر بر روی لینک زیر کلیک کنید:

http://mohebeyan.blogfa.com/cat-19.aspx

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

درسی که آرتوراشي به دنیا داد

آرتوراشي (Arthur Ashe)قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خون

 آلوده اي كه درجريان يك عمل جراحي درسال ۱۹۸۳دريافت كرد به بيماري ايدز مبتلا شد

ودربسترمرگ افتاد او ازسراسر دنيا نامه هائي از طرفدارانش دريافت كرد.

يكي از طرفدارانش نوشته بود:

چراخدا تورا براي چنين بيماري دردناكي انتخاب كرد؟  

 آرتور در پاسخش نوشت:

دردنيا ۵۰ميليون كودك بازي تنيس را آغاز مي كنند.

  ۵ميليون ياد مي گيرند كه چگونه تنيس بازي كنند.

۵۰۰ هزارنفر تنيس رادرسطح حرفه اي يادمي گيرند.   

 ۵۰ هزارنفر پابه مسابقات مي گذارند ۵هزارنفر سرشناس مي شوند. 

 ۵۰ نفربه مسابقات ويمبلدون راه پيدامي كنند.

۴ نفربه نيمه نهائي مي رسند.و دونفر به فينال...

وآن هنگام كه جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم

 هرگز نگفتم خدايا چرا من؟

 وامروز هم كه ازاين بيماري رنج مي كشم هرگز نمي توانم بگويم خدايا چرا من؟

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

درمقامی که کنی قصد گناه                    چون کند کودکی از دور نگاه

شرمت آید زگنه در گذری                        پرده عصمت خود را ندری

شرم بادت که خداوند جهان                     گر بود واقف اسرار و نهان

نظرش در تو بود بی گه وگاه                     توکنی در نظرش قصد گناه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

اخلاق نیك

«از بزرگى پرسیدند: بهترین چیزى كه خداوند به بنده عطا مى‏كند، چیست؟ گفت: خلق نیكو».

 خاموشى

«آورده‏اند كه شخصى از بزرگى پرسید: كدام كار شایسته‏تر است؟ آن بزرگوار انگشت بر روى زبان و دهان نهاد؛ یعنى خاموشى».

 دوستى

«به عیسى مسیح علیه‏السلام گفتند: با كه نشست و برخاست كنیم؟ گفت: با كسى كه دیدار ایشان، حق را به یاد شما آورد و سخن ایشان، علم شما را زیاد كند و كردار ایشان، شما را به آخرت مشتاق‏تر كند».

 كم انگاشتن دانش خویش

«حكیمى را گفتند: چه فضل است، دانش تو را بر دانش كسى دیگر؟ گفت: آنكه همى دانم كه دانش من اندك است».

 فروتنى

«خردمندى چنین گفته است: هیچ نعمتى نباشد كه آن را حاسدى نباشد، مگر فروتنى را».

 ترك حسد

«بزرگى گوید: شخصى را دیدم كه یك صد و بیست سال عمر كرده بود. گفتم: چه طولانى است، عمر تو. گفت: حسد را ترك كردم، عمرم طولانى شد».

«از بقراط پرسیدند: انسانیت چیست؟ گفت: تواضع در وقت رفعت و عفو هنگام قدرت و سخاوت هنگام تنگ‏دستى و بخشش بدون منت».

قناعت

«بزرگى گفت: هر كه به آنچه دارد خرسند و راضى باشد، او را به هیچ چیز حاجت نیست!»

 خودشناسى

«از حكیمى پرسیدند: بزرگ‏ترین عیب كدام است؟ گفت: آنكه شخص، عیب خود را نشناسد!»

 سخاوت

«از بزرگى پرسیده شد: هنرى كه همه عیب‏ها را بپوشاند، كدام است؟ گفت: سخاوت».

 بخل

«بزرگى را گفتند: عیبى كه مجموع هنرها به واسطه آن مخفى مى‏ماند، چیست؟ جواب داد: بخل».

 كتمان اسرار

«بزرگى را گفتند: چه كنیم تا دشمنان ما كمتر شوند؟ گفت: كسى را از كار و حال خود آگاه نكنید!»

 خطر شیطان

«عارفى به مریدى گفت: شیطان بر پدر و مادر تو (آدم و حوا) سوگند خورد كه نصیحت‏گر آنان است و دیدى كه با ایشان چه كرد؟ حال كه به گمراهى تو سوگند خورده است و خطاب به پروردگار گفته است: «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ؛ به عزت و جلالت سوگند كه جملگى خلق را گمراه خواهم كرد.» معلوم است كه با تو چه مى‏كند. اینك، كمر همت ببند و خود را از مكر و فریبش برهان!»

 بدگمانى

«از حكیمى پرسیدند: آن كه وضع حالى و مالى‏اش از همه خراب‏تر است، كیست؟ گفت: كسى كه از بدگمانى، به اَحَدى اطمینان ندارد و از بدرفتارى، كسى به او مطمئن نیست!»

منبع: مجله طوبی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

اخلاص؛ زمینه ساز تقرب؛

آگاه باش که حرکت در مسیر وصال پروردگار همت می‌طلبد و اخلاص، همتی عظیم برای اینکه توان رفتن بیابی و اخلاص، برای اینکه راه را درست بروی و به بیراهه منحرف نشوی که خداوند محب مخلصین است و یاری می‌کند آنها را.

ادامه مطلب را بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

قوانین طلایی برای دعوا کردن

تعجب نکنید ، تیتر را درست خوانده اید ، چراکه واقعا 13 قانون برای « دعوا کردن » وجود دارد که باید در هر رابطه ای آن ها را رعایت کرد. برای اینکه موضوع برایتان روشن تر شود ، تا انتهای مطلب با ما همراه باشید:

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

خدای من! كار مرا آنچنان كه شایستة توست عهده دار شو و به من با نگاه بخشش و كرم نظر كن

معبود من! تو در دنیا بر بدی‌های من پرده افكنده‌ای، من در آخرت به این پرده نیازمندترم. تو در میان بندگان خوب خودت مرا رسوا نكرده‌ای،‌ در مقابل شاهدان قیامت رسوایم نكن!!

خدای من! رد مكن این عرض نیاز مرا و كور مگردان این شوق و رغبت مرا و مشكن ساقة امید و آرزوی مرا.

معبود من! تو اگر می‌خواستی كه خوارم كنی، دست به هدایتم نمی زدی، تو اگر رسوایی مرا می‌خواستی، اینقدر با من مدارا نمی‌كردی.

معبودم!‌ من گمان نمی‌كنم، تو مرا در حاجتی كه عمری بر سر آن نهاده‌ام و در طلبش به درگاه تو نالیده‌ام رد كنی

 زرد است که لبریز حقایق شده است،

تلخ است که با درد موافق شده است.

شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی پاییز، بهاری ست که عاشق شده است.

قبل از ورود،فکر خروج را هم بکن.

 هر کسی چیزی را می بیند که آن را در قلب خود حمل می کند.

در قلب خود بنویسید که امروز بهترین روز سال است.

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

كوچك‏هاى بزرگ

انسان نوعاً به گناهان بزرگ (كبیره) توجّه دارد یا آن را مرتكب نمى‏شود و اگر هم مرتكب شود سعى مى‏كند در مواقع فراهم بودن زمینه توبه (مانند شب قدر، حضور در عرفات و...) از آن توبه كند و هرگز آنرا فراموش نمى‏كند.

امّا گناهان كوچك (صغیره) فراوانى از انسان صادر مى‏شود و بر ترك آن و یا توبه از آن خیلى اهمیت داده نمى‏شود، و حال آنكه ممكن است همین گناهان ریز گاهى بر اثر كثرت و زیادى و یا فراهم نمودن زمینه گناهان بزرگتر سخت خطرساز باشد، به همین جهت به آن‏ها «كوچك‏هاى بزرگ» گفته مى‏شود:

پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله نیز به این نكته سخت حساسیت داشته و از طرق مختلف انسان‏ها را متوجّه خطر آن نموده است. گاه دستور مى‏داد كه اصحاب سنگ جمع نمایند، وقتى كه سنگ جمع مى‏شد، مى‏فرمود:

سنگ‏ها را سرجاى خود برگردانید،

اصحاب عرض مى‏كردند: اى رسولخدا، محل سنگ‏هاى بزرگ را مى‏دانیم، ولى محل سنگ‏هاى ریز را نمى‏دانیم.

حضرت مى‏فرمود: هدف این نیست كه سنگ‏ها را در محل خود قرار دهید، غرضم از این دستور این بود كه نوعاً گناهان بزرگ را مانند سنگ درشت، جایگاه و توبه از آن را فراموش نمى‏كنیم ولى گناهان كوچك را به سرعت از یاد مى‏بریم، مانند سنگهاى ریز كه جایگاه آن به فراموشى سپرده مى‏شود.

گاه مى‏فرمود: هیزم جمع كنید.

اصحاب عرض مى‏كردند: در این بیابان خشك هیزمى وجود ندارد،

مى‏فرمود: هر كسى به مقدارى كه مى‏تواند جمع كند، وقتى كه همه راه مى‏افتادند، یك وقت مى‏دیدى تلّى از هیزم جمع شده است.

حضرت مى‏فرمود: با این دستور مى‏خواستم بفهمانم كه گناهان ریز هم مانند هیزم ریز است در بیابان زندگى كه به ظاهر دیده نمى‏شود ولى وقتى جمع شود تلّى از گناه را تشكیل مى‏دهد كه مى‏تواند صاحبش را دچار آتش ابدى نماید.

و یا به اباذر اینگونه نصیحت فرمود:

«یا اباذر لاتنظر الى صغر الخطیئة ولكن انظر الى من عصیت؛

اى اباذر به كوچكى گناه نگاه نكن، بلكه نگاهت به این باشد كه چه كسى را نافرمانى مى‏كنى.»

در جاى دیگر فرمود:

«انّ ابلیس رضى منكم بالمحقّرات؛

براستى شیطان از شما به انجام گناهان كوچك و حقیر شمرده شده، راضى مى‏شود.»

ایمان مؤمن اقتضا مى‏كند كه هر گناهى را نسبت به پروردگارش بزرگ بداند و از آن به شدّت بترسد.

رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمود:

«انّ المؤمن لیرى ذنبه كانّه تحت صخرةٍ یخاف ان تقع علیه، و الكافر یرى ذنبه كانّه ذبابٌ مرّ على انفه؛ براستى مؤمن گناهش را همچون صخره‏اى مى‏پندارد كه زیر آن قرار دارد و ترس آن دارد كه بر او واقع شود (بر سر او خراب شود) ولى كافر گناهان خود را همچون مگسى مى‏داند كه از جلوى بینى او گذشته است.»

و همچنین امام صادق علیه السلام فرمود:

«اتّقوا المحقرات من الذّنوب...؛ از گناهان کوچک و پرهیز كنید.»

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

چرا خداوند يوسف را دوست داشت؟ 

مرد خدا

 سوره‌ي يوسف

يوسف، دوازدهمين سوره‌ي قرآن با 111 ايه مي‌باشد كه هدف آن بيان ولايت خداوند نسبت به بنده‌اش که ايمان خود را براي او خالص گردانده و تمامي وجودش از محبّت او پر شده است، بنده‌اي که هيچ کس و هيچ‌ چيز را جايگزين او نمي‌گرداند. خداوند متعال امور چنين بنده‌اي را بر عهده گرفته و او را به بهترين وجه تربيت كرده و به مقام قرب خود رسانده و براي خود خالص مي‌گرداند. با حيات الهي احيا و زنده‌اش مي‌کند اگر چه اسباب ظاهري همگي براي هلاکت و نابودي او دست به دست يکديگر داده ند. او را بالا مي‌برد گر چه تمامي حوادث در جهت پايين آوردن او دست به دست يکديگر مي دهند و عزيزش مي‌گرداند گرچه تمامي   بلاها مي‌خواهند او را ذليل گردانند.

يوسف، عبد خالص خداوند بود و خدا نيز او را به درجه بالاي اخلاص صعود داده او را براي خود و مخصوص خود قرار داد . با عزت خود به او عزت بخشيد.تمامي اسباب جمع شدند تا او را ذليل گردانند اما هرگاه در مهلکه‌اي افتاد خداوند او را بالا برد و همان سببي که عامل هلاکت بود وسيله صعود و ارتقاء او شد. برادرانش به او حسودي کردند و او را در چاه افکنند و بعد ازمدت کوتاهي او را به بهايي اندک فروختند. همين امر موجب شد  او پس از مدتي  در خانه عزيز مصر ،خانه سلطنت و عزت ، ساکن شود. همسر مصر با او مراوده داشت و او را به ناحق در نزد عزيز متهم کرد و با کمک زنان مصر او را راهي زندان کرد. همين امر سبب قرب و نزديکي او نزد پادشاه مصر شد. پيراهن خونين او که در روز اول سبب نابينايي يعقوب بود،همان پيراهن در روزهاي آخر توسط برادرانش به نزد يعقوب -عليه‌السلام- آورده و سبب بينايي او گشت.

هر زمان حادثه و سببي در راه کمال او مانع شد، خداوند متعال همان سبب را وسيله‌ي رشد و ارتقاء و رستگاري او قرار داد.  خداوند او را از حالي به حال ديگر انتقال داد تا به او حکم و سلطنت عطا کرد. او را برگزيد و علم تاويل رويا به او داد و نعمتش را بر او کامل کرد .خداوند داستان او را با ذکر رويايي که در کودکي ديد آغاز مي‌کند. اين رويا بشارتي الهي بود که خداوند آن را در حق او جاري کرد و او را با تربيت الهي از خاصان خود قرار داد. آنچه يوسف بدان رسيد جايگاه اولياي خداست.

همانگونه که خود فرموده «الا انّ اولياء الله لاخوف عليهم و لاهم يحزنون الذين آمنوا و کانوا يتقون لهم البشري في الحياة الدنيا و في الآخرة».1

آموزه‌هاي داستان يوسف عليه‌السلام

درس اول:

خداوند وعده‌اي که به صابران داده يعني گشايش و دستيابي به مطلوب عمل مي‌كند. همانگونه که يعقوب- عليه‌السلام- به فرزندش گفت «فصَبرٌ جَميلٌ وَاللهُ المُستعانُ عَلي مَا تَصفون»2 و بار ديگر فرمود:«فصبر جميلٌ عسي اللهُ اَن يَاتيني بِهم جميعاً»3  و بار سوم فرمود «انّما اشکو بثي و حزني الي الله و اعلم من‌الله ما لا تعلمون»4  و   زماني که بشير پيراهن يوسف را براي او آورد و بينا شد فرمود: «الم اقل لکم انّي اعلم من الله ما لا تعلمون».5

 درس دوم:

 قدرت خداي تعالي بر اسباب و علل ظاهري و مادي غلبه دارد. چنانكه قدرت تامه و قيموميت عامه‌اش باعث مي‌شود علل ظاهري، نتايج برعکس مي‌دهد. آنچه بايد بميراند، زنده مي‌کند. آنچه بايد مخفي کند اظهار مي‌کند.

اين برادران يوسفند که مي‌خواهند نام  و نشان و اثر او را دفن کنند و همانها هستند که او را مي‌يابند. پيراهن يوسف، بينايي يعقوب را مي‌گيرد و همان پيراهن چشمان او را بينا مي‌کند. اين همسر عزيز است که اراده عمل زشت دارد و او به دروغ يوسف را متهم مي‌سازد و هم اوست که صادق بودن يوسف را آشکار کرده و بي‌گناهي  او را اعلام مي‌کند. نتيجه مهم اين است که اولِ نااميدي آغاز اميد و رجاست و سختي تبديل به اميد مي شود.6

 

حسين رحيمي


1-  يونس :10/62-63

2-  يوسف:12/18

3-  يوسف:12/83

4-  يوسف:12/86

5-  يوسف:12/96

6-  الميزان ج11ص74-77 ؛ البيان ج6 ص 15-18

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

کلاس اول خواندیم " آن مرد در باران آمد " ...

اکنون می فهمیم تا آن مرد نیاید باران نخواهد آمد ...

 اللهم عجل لولیک الفرج   

خدایا !

آنچنان زمین گیرم نکن که هنگام ظهور مولا توان برخاستن نداشته باشم ...

 اللهم عجل لولیک الفرج   

مهدی جان !

روا بود که گریبان ز حجر تو پاره کنم ...

دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم ...

 اللهم عجل لولیک الفرج   

یا امام زمان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد ...

 اللهم عجل لولیک الفرج   

بر چهره پر ز نور مهدی صلوات

بر جان و دل صبور مهدی صلوات

تا امر فرج شود مهیا بفرست

بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

 اللهم عجل لولیک الفرج   

به خدا سوگند دنیا را آذین می بندیم اگر لحضه آمدنت را بدانیم ...

 

گفتگویی زیباباخدا

چرافرزندان یوسف پیامبرنشدند

ماجزء کدام دسته ایم

آموزش خوشبختی به کودکان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

پروانه گفت...

من گل های زیادی را دیده ام...

من گل لاله را می شناسم.

گل نسترن را دیده ام.

با شقایق دوست بوده ام.

با مریم و سوسن و... هم نشین شده ام؛

اما بارها و بارها، به تمامی آنها گفته ام كه هیچ كدامشان برای من، گل نرگس نمی شوند. من عاشق دیوانه گل نرگس ام.

این را دیگر، همه گل های سرزمین من- همه گل هایی كه مرا می شناسند- می دانند.

یك بار گل سرخی از من پرسید: پروانه جان! پروانه خوب دوست داشتنی!

این چه رازی است كه تو همیشه و در همه جا و در حضور تمامی گل ها، تنها و تنها از گل نرگس می گویی و تنها و تنها از عشق او یاد می كنی؟ این گل نرگس چه دارد كه تو را این گونه شیفته خویش كرده است؟ به گل های سرزمینمان نگاه كن!

لاله را با تمام زیبایی اش ببین!

طنازی مریم را بنگر!

دلبری سوسن را شاهد باش!

این ها همه آرزو دارند كه زمانی- آن هنگام كه برای استرحت، اندكی دركنارشان می آسایی- حرفی هم از آن ها بزنی و سخنی هم در باب محبت آن ها بگویی و افسوس و صد افسوس كه همگی در حسرت این آرزو مانده اند...!!

من در پاسخ گل سرخ گفتم:

گل سرخ عزیز!

با خود عهده كرده ام- تا آن هنگام كه در سرزمین ما گل نرگس هست - از عشق هیچ گل دیگری سخنی نگویم.

تو خود بگو كه آیا تا وقتی وجود نازنین گل نرگس هست، می توان عاشق دل باخته گل دیگری بود؟!

اصلا مگر می شود ادعای عشق داشت و عاشق او نبود؟!

گل سرخ غمگینانه گفت:

پروانه عزیز دوست داشتنی!

در سرزمین ما هزاران گل نرگس هست. در همسایگی من، ده ها نمونه از آن ها روییده است و تو تا به حال به هیچ كدامشان حرفی از عشق نزده ای.

پس چگونه است كه ادعای عاشقی گل های نرگس را داری؟!

و من باز در پاسخش گفتم:

گل سرخ عزیز!

گل نرگس حقیقی را در هیچ باغچه ای نمی توان یافت.

گل نرگس من، گل نرگسی یگانه است.

او صاحب تمامی گل های عالم است،

او مقتدای تمامی پروانه های عاشق پیشه است،

او دلیل پروانگی من است ،

و تمامی آرزوی من،

و ای كاش...

ای كاش...

ای كاش كه آرزوی طواف كردن به دور او را به گور نبرم!

كه همگان می دانند عمر پروانه، چه كوتاه، چه اندك ... و چه ناچیز است!

من گل های زیادی دیده ام؛

اما هیچ كدامشان برای من، گل نرگس نمی شود.

گل یگانه ، تنهای نوزاشگر من!..." مهدی" .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

آنقدر شكست خوردن را تجربه كنيد تا راه شكست دادن را بياموزيد

**********

براي خود زندگي كنيم نه براي نمايش دادن آن به ديگران

**********

سفري به طول هزار فرسنگ با يك گام آغاز مي شود

**********

آن‌چه را که در مزرعه ذهن خود کاشته‌اید درو خواهید کرد

**********

تصمیم خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد

برای خواندن صدها اس ام اس زیبا بر روی آدرس زیر کلیک کنید:

http://mohebeyan.blogfa.com/cat-19.aspx

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

با اين روش ، دوستت را بشناس!

امان از دوستان ناباب

آدمـى هـر قـدر هـم كـه پـاك باشد ، هنگامى كه با ناپاكان ، رفاقت و نشست و برخاست مى نمايد ، بـيمارى اخلاقي شخص فاسد ، بسان مرضى مسرى در او سرايت مى كند .

كـسى كه به فضيلت خود مغرور است و از معاشرت مردم سفله پرهيز نمى كند ، مانند كسى است كه خانه خود را در گذرگاه سيل استوار مى كند ، به اين خيال كه قدرت سيل در اساس خانه اش رخنه نخواهد كرد.

گاه بدون اين كه خودش هم متوجه شود ، بر اثر رفاقت با نااهلان ، به گونه اى متاثر مى شود كه ناخود آگاه از همه جهت به آن ها شبيه مى گردد . افكار، اعمال ، برخورد و ساير كارهايش ، نمونه و نشانگر شخص فاسد مى شود .بـه هـمـان ميزان كه دوست پاك ، در روحيه ي آدمى ناخودآگاه اثر خوب مى گذارد و نقش بسيار مهمى در پيشرفت انسان دارد ، دوست ناباب نيز در سقوط و انحطاط بشر نقش دارد .

 گاهى جوانان ، تصور مى كنند انسان اگر خودش پاك باشد ،هيچ كس نمى تواند در او اثر بگذارد ، از اين رو مهم نيست انسان كجا مى رود و با چه كسى دوست مى شود .اما اين تصور، تصورى غلط و تفكرى شيطانى براى انحراف انسان است .

 قرآن كريم درسوره مـدثـر ، رفـاقـت و هـمـنـشـيـنى با انسان هاى فاسد را از علل جهنمى شدن اهل دوزخ مى داند .

بـا نـظر به اهميت مساله و براى اين كه جوانان ، شناخت بيشترى از دوستان ناباب پيدا كنند و در ايـن راه ، مـوفـق بـاشـند ، نشانه هاى دوستان فاسد را ذكر مى كنيم :

 بـى تقيدى به دستورات الهى :

كسانى كه به دستورهاى الهى پاى بند نيستند و حكم الهى را زير پا مـى گذارند و از روى تعمد و آگاهى از ارزش هاى اسلامى فاصله گرفته اند و در مسير طغيان و گـنـاه افتاده اند ، شايسته دوستى نيستند ، بايد از آنها فاصله گرفت ، همان گونه كه آنها از خدا و تقوا فاصله گرفته اند.

 تملق و چاپلوسى :

علامت ديگر دوستان ناباب چابلوسى است .عده اى براى اين كه در دوستان خود نـفوذ كنند و بر قلب و روح آنان حاكميت نمايند به چاپلوسى مى پردازند و دوستان خود را از آنچه هستند بزرگ تر توصيف مى كنند تا نشان دهند شديدا به آنها محبت دارند و در نتيجه هركارى كه پيشنهاد كردند با موافقت آنها مواجه شوند .

كسانى كه بيش از اندازه به ستايش انسان مى پردازند، دشـمنان واقعى و دوستان ظاهرى هستند.

كسى كه بى جهت به ستايش افراد مى پردازد ، در مواقع لزوم هم بى جهت به سرزنش آنها خواهد پرداخت .

ارتباط با ناپاكان :

از نشانه هاى دوستان ناباب ، اين است كه با افراد ناپاك ارتباط دارند .بايد كسى را به دوستى انتخاب كرد كه با افراد ناباب رفاقت و رفت و آمد نداشته باشد .كسى كه با افراد فاسد و لا ابـالـى دوست باشد خودش هم ناپاك است ، گرچه به ظاهر خود را از آنها جدا بداند ، زيرا امكان ندارد افراد پاك، با افراد ناپاك دوست باشند .حتما وجه مشتركى در آنها هست كه با هم رفت و آمد دارند .

شناخت دوستانِ دوستان لازم است تا انسان ، فريب افراد دوست نما را نخورد.

وسـوسـه گـر:

 عـلامـت ديگر دوستان نااهل ، اين است كه انسان را با حالت به ظاهر دلسوزانه و با جملات زيبا و وسوسه انگيز به كار شر دعوت مى كنند .كار شر چيزى است كه خلاف رضاى حق و خلاف فطرت و عقل سليم باشد .

كسانى كه انسان را به كار شر دعوت مى كنند ، يـا از روى جهالت و نادانى است يا از روى تعمد و نقشه .در هر صورت ، عمل كردن به دعوت آنان ، اثـرهـاى سوء خود را به جا مى گذارد .

جمله هايى كه گاه به گاه چنين دوستانى بيان مى كنند ، چنين است : بابا جوانى است بايد خوش بـاشى ، زندگى دوروزه  مى گذرد ، حالا اين كار را مى كنيم ، بعدا خوب مى شويم ،  و امثال اين جمله ها .

بدون شك ، بيان اين كلمات وسوسه انگيز به هر عنوانى و از طرف هر كسى كه باشد ، همچون جرقه اى كه در فضاى آكـنـده از گاز، روشن مى گردد و همه چيز را مى سوزاند ، آتش غرايز جوان را شعله ور مى كند و ارزش هـاى اخلاقى و فضايل انسانى را در وجود او به آتش مى كشاند و به خاكستر شهوت پرستى تبديل مى نمايد .

 منبع : كتاب "با جوانان "– نويسنده : آيت الله العظمي صافي گلپايگاني

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

به همین سادگی

گل

با کم‌ترین‌ها، بزرگ‌ترین کارها را انجام دهید

با بریدن شاخ و برگ‌های اضافی، درخت، انرژی لازم را به دست می‌آورد تا شکوفه‌های زیبا و میوه‌های سالم  بدهد. زندگی شما هم این‌چنین است. اگر همیشه قسمت‌هایی را که حاصلی در بر ندارد، هرس کنید، قادر خواهید شد تا انرژی لازم خود را بیشتر بر روی مسائلی بگذارید که از اهمیت بیشتری برخوردارند.

ساده‌تر کردن زندگی، معانی متفاوتی  برای هر کس دارد. شاید به معنی زمان بیشتر، استرس کمتر، به هم ریختگی کمتر، هزینه‌های کمتر و آرامش ذهنی بیشتر باشد. شاید انتظار شما از سادگی، یکی از این موردها باشد.

برای زندگی ساده تر به این پیشنهاد‌ها توجه کنید:

چشم‌ و هم‌چشمی نکنید:

جست‌وجوی نشانه‌های موفقیت، کاری وقت‌گیر و بیهوده است که انتهایی ندارد. خواست شما برای زندگی در خانه‌ای بزرگ، سوار شدن در ماشینی بسیار لوکس، عضو شدن گروه دلخواه و پوشیدن لباس‌های شیک و مد روز، وقتی که آرامش ذهنی شما را بر هم زند، حاصلی در بر نخواهد داشت. دفعه‌ی بعد که برای خرید بیرون می‌روید، از خود، این سوال‌های ساده را بپرسید: «آیا من در واقع به این چیز احتیاج دارم؟ بدون آن می‌توانم کار کنم؟ آیا با آن تاثیر مثبتی بر زندگی من می‌گذارد؟»

 با قانون 20- 80 زندگی کنید:

در کسب و کار، قانون ساده‌ای وجود دارد که می‌گوید: «20درصد از مشتریان، عامل 80درصد از فروش هستند و 20درصد از مشتریان، باعث 80 درصد از مشکل‌های شما می‌شوند.» هر دوی اینها درست هستند. من پیشنهاد می‌کنم که این قانون را در زندگی شخصی خود نیز به اجرا در آورید. اول، 20درصد از مشکل‌ها را پیدا کنید که باعث 80 درصد از استرس‌های شما در زندگی  هستند، سپس برای حل آنها، 20درصد اقدام کنید. وقتی ببینید که چه‌قدر در این مسائل مهم، پیشرفت کرده‌اید، از احساس خود، حیرت خواهید کرد. حتی فکر می‌کنم لیست کردن آنها نیز انگیزه و نگرش شما را بالا ببرد.

 تنفر، عصبانیت و دلخوری می‌تواند سایه‌ی شومی بر روی زندگی شما بیفکند. این گفته‌ را با خود تکرار کنید: «بخشایش، تنها کلیدی است که می‌تواند دستبند‌های تنفر را از دستان‌تان بگشاید.»

 منبع : مجله موفقیت وشادکامی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

آیا می دانید راه درمان گناهان چیست ؟

1.    برای هر دردی درمانی است و داروی گناهان استعفار است .

2.    اهل تقوا ویژگی هایی دارند. از جمله آن كه شب ها كم می خوابند و در سحرها به استغفار و دعا بر می خیزند.

3.    هیچ عبادتی مانند ادای فرایض و واجبات نیست.

4.    بهترین دوستان كسی است كه وقتی او را یاد كردی، تو را یاری كند و وقتی او را از یاد بردی، تو را به یاد آورد.

5.    كسی كه امانت ندارد دین ندارد.

6.    نشانه منافق در سه  چیز است: دروغگویی، پیمان شكنی و خیانت در امانت .

7.    مؤمنان نسبت به امانت ها و عهد و پیمانشان پای بندند.

8.    كارهای نیك ، بدی ها و زشتی ها را از بین می برد.

9.    دنیا بازاری است كه گروهی در آن سود می برند و گروهی زیان می بینند.

10.هر كس از خود بدگویی و انتقاد كند خود را اصلاح كرده و هركس خودستایی نماید ، خویش را تباه كرده است.

11.هر كس نفس خود را سیاست ( تنبیه ) و تأدیب نكند آن را تباه كرده است .

12.نیّت مؤمن از عمل او بهتر و نیّت كافر از عمل او بدتر است و هر كس طبق نیّتش كار می كند.

13.هیچ عملی بدون نیّت پذیرفته نمی شود.

14.در روز قیامت مردم طبق نیّات خود برانگیخته می شوند.

15.نیت و سعی و كوشش در صورتی مفید است كه با ایمان و اخلاص همراه باشد.

16.نیت ، برتر از عمل است و آگاه باشید كه نیت ، حقیقتِ عمل است.

17.هیچ نعمتی بالاتر از آن نیست كه در دل بنده چیزی جز خدا نباشد.

18.كمال اخلاص ، اجتناب از گناهان است.

19.زهد شیوه ی مخلصان است.

20.پاكیزگی از ایمان است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

عبدالعظيم حسني مي‌گويد كه حضرت رضا(ع) به او فرمودند:
اي عبدالظيم؛ از طرف من به دوستانم سلام برسان و به آنها بگو: شيطان را بر خود مسلّط نكنند. و ايشان را دستور بده به راست‌گويي و امانت‌داري، و امر كن كه سكوت را پيشة خود سازند و از مجادلة با يكديگر خودداري كنند، با روي خوش يكديگر را ملاقات كنند، و به زيارت هم بروند كه همانا اين عمل باعث تقرّب به من مي‌باشد. درّنده خويي نداشته باشند كه بخواهند يكديگر را پاره كنند.
زيرا من قسم ياد كرده‌ام كه هر كه چنين كند و يكي از دوستان مرا خشمگين سازد از خدا بخواهم كه او را در دنيا به عذاب سختي گرفتار كند و در آخرت از گروه زيان‌كاران باشد.1

مناقب حضرت امام رضا(ع)
ابن شهر آشوب(ره) در كتاب مناقب از موسي بن يسار نقل كرده است كه گفت:
به همراه حضرت رضا(ع) بودم، هنگامي كه نزديك ديواره‌هاي شهر طوس رسيده بودند، ناگهان صداي ناله و فريادي شنيدم و به دنبال آن صدا رفتم، ديدم جنازه‌اي است، همين‌كه چشمم به جنازه افتاد، آقا و سرورم را ديدم كه مي‌خواهند از اسب پياده شوند، سپس طرف جنازه آمدند و آن را بلند كردند و همانند برّه‌اي كه مادرش را در بر مي‌گيرد و به او مي‌چسبد جنازه را در برگرفتند، آنگاه به من رو كردند و فرمودند:
اي موسي بن يسار! هر كس جنازة دوستي از دوستان ما را تشييع كند، از گناهان خارج مي‌شود مانند روزي كه از مادر متولّد شده است و هيچ‌گونه گناهي ندارد.

و چون جنازه را كنار قبر نهادند، ديدم آقا و سرورم جلو آمدند و مردم را كنار زدند تا ميّت براي آن حضرت پديدار شد، دست مبارك خود را بر روي سينة او نهاده، فرمودند:
اي فلان بن فلان! تو را بشارت باد به بهشت، و بعد از اين ساعت ديگر هراس و وحشتي نخواهي داشت.

و من كه اين رفتار حضرت و فرمايش ايشان را دربارة آن شخص شنيدم، عرض كردم: فدايت شوم، آيا اين مرد را مي‌شناسيد؟ به خدا قسم اين سرزميني است كه قبلاً در آن قدم نگذاشته‌ايد؟ به من فرمودند:
اي موسي بن يسار! آيا نمي‌داني اعمال شيعيان هر صبح و شام به ما عرضه مي‌شود؟ اگر در اعمال آنها تقصيري مشاهده كنيم از خداوند گذشت و بخشش براي آنان طلب مي‌كنيم و اگر پرونده عالي باشد و اعمال نيكو در آن ثبت شده باشد توفيقات بيشتر و شكر الهي را براي آن نيكوكار تقاضا مي‌نماييم.2

پي‌نوشت:
1. الإختصاص، ص 240؛ مجلسي، بحارالانوار، ج 49، ص230، ح 27؛ المستدرك، ج 9،ص 102، ح 8.
2. مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 341؛ مجلسي،  بحارالانوار، ج 49، ص 98، ح 13؛  المستدرك، ج 12، ص164، ح9؛ بحراني، مدينة المعاجز، ج 7، ص 228، ح 179.
 
برای مطالعه چکیده ای از زندگی نورانی امام عزیزبر روی ادامه مطلب کلیک کنید...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

میلاد شمس الشموس ، انیس النفوس ، غریب الغربا امام رضا علیه السلام مبارک باد

با نام  رضا به سينه ها گل بزنيد            با اشك به بارگاه او پل بزنيد

فرمود كه هر زمان گرفتار شديد             بردامن ما دست توسل بزنيد

ضریح مطهر حضرت رضا

برای خواندن سایر پیامک ها بر روی ادمه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

اثر زیارت امام رضا علیه السلام

حرم امام رضا علیه السلام

شهید دستغیب در کتاب داستان‎های شگفت انگیز ص 165نقل می‎کند:

حیدر آقا تهرانی گفت: در چند سال قبل، روزی در رواق مطهر حضرت امام رضا علیه السلام مشرف بودم . پیرمردی را که از پیری خمیده و موی سر و صورتش سفید شده و ابروهایش بر چشمانش ریخته بود را دیدم؛ حضور قلب و خشوعش مرا متوجه او ساخت .

وقتی که خواست حرکت کند دیدم از حرکت کردن عاجز است؛ او را در بلند شدن یاری کردم و آدرس منزلش را پرسیدم تا او را به منزلش برسانم .

ـ گفت: حجره‎ام در مدرسه خیرات خان است .

او را تا منزل همراهی کردم و سخت مورد علاقه‎ام شد؛ به طوری که همه روزه می‎رفتم و او را در کارهایش یاری می‎دادم . روزی نام و محل و حالاتش را پرسیدم .

گفت: نامم ابراهیم است و اهل عراقم و زبان فارسی را هم خوب می‎دانم. ضمن بیان حالاتش گفت: من از سن جوانی تا حال هر سال برای زیارت قبر حضرت رضا علیه السلام مشرف می‎شوم و مدتی توقف کرده و باز به عراق باز می‎گردم .

در سن جوانی که هنوز اتومبیل نبود، دو مرتبه پیاده مشرف شده‎ام . در مرتبه اول سه نفر جوان، که با من هم‎سن بودند و رفاقت و صداقت ایمانی بین ما بود و سخت به یکدیگر علاقه داشتیم، مرا تا یک فرسخی مشایعت کردند و از مفارقت من و این که نمی‎توانستند با من مشرف شوند، سخت افسرده و نگران بودند .

هنگام وداع با من گریستند و گفتند: تو جوانی و سفر اول توست و پیاده و به زحمت می‎روی؛ پس حتماً مورد نظر واقع می‎شوی؛ حاجت ما از تو این است که از طرف ما سه نفر هم سلامی تقدیم امام نموده و در آن محل شریف یادی از ما بنمایی .

پس آنها را وداع نموده، به سمت مشهد حرکت کردم . پس از ورود به مشهد مقدس با همان حالت خستگی شدید به حرم مطهر مشرف شدم . پس از زیارت، در گوشه‎ای از حرم افتادم و حالت از خود بی‎خودی و بی‎خبری به من عارض شد؛ در آن حالت دیدم حضرت رضا علیه السلام به دست مبارکشان رقعه‎ای می‎دادند و چون به من رسیدند، چهار رقعه به من مرحمت فرمودند .

ـ پرسیدم چه شده است که به من چهار رقعه دادید؟

ـ حضرت فرمودند: یکی از برای خودت و سه تای دیگر برای سه رفیقت !

ـ عرض کردم این کار، مناسب حضرت نیست خوب است به دیگری امر فرمایید تا این رقعه‎ها را تقسیم کند .

ـ حضرت فرمودند: این جمعیت همه به امید من آمده‎اند و خودم باید به آنها برسم .

پس از آن یکی از رقعه‎ها را گشودم دیدم چهار جمله در آن نوشته بود:

«برائة من النار و امان من الحساب و دخول فی الجنه و انا بن رسول الله صلی الله علیه و آله» ؛ خلاصی از آتش جهنم و ایمنی از حساب و داخل شدن در بهشت و منم فرزند رسول خدا .

 منبع:

داستان های شگفت انگیز، شهید دستغیب، ص 165 .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

سلام بر یوسف زهرا مهدی صاحب الزمان(عج)

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

چهل نکته خواندنی در مورد حرم مقدس رضوی

حرم امام رضا علیه السلام

برای مطالعه این نکات جالب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

عادت كرده‏ایم كه بگوییم منتظریم. عادت كرده‏ایم بعد از هر صلواتمان بگوییم: «... وَ عَجِّل فَرَجَهُم» یا این ‏كه بعد از هر نماز دعاى فرج را بخوانیم. حتى از روى عادت براى سلامتى امام زمان (عج) صلوات نذر مى‏كنیم. به نبودنش، به نیامدنش، به انتظارمان عادت كرده‏ایم.

دوست خوبم بر روی ادامه مطلب کلیک کن...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

اى خداى محمد!
 تو گفتى كه گنه‌كاران، با شفاعت و استغفار رسول، آمرزيده مى‏شوند. ما عقب‏ماندگان از عصر ظهور پيامبر، چه كنيم اگر مصطفاى‌ِ جاودانة تاريخ، براي‌مان دست استغفار برنياورد؟!
 
 اى خداى مرتضى!
 گردى از گام‌هاى فتوّت مرتضى را بر سر جهانيان بپاش تا ريشة  نامردى در جهان بخشكد.
 
 اى خداى على!
 اگر خلق عالم، على را مى‏شناختند، دوستش مى‏داشتند و اگر خلق عالم، على را دوست مى‏داشتند، جهنم آفريده نمى‏شد. حضورمان را در بهشتِ عشقِ على جاودان بدار!
 
 اى خداى فاطمه!

 اگر دست آرمان زنان، به گرد گام‌هاى زهرا مى‏رسيد، جهان گلستان مى‏شد، جهان را گلستان كن!
 
 اى خداى مجتبى!
 روح ما را به حلم، زيباترين فضيلت انسان بياراى تا چشمه‏اى از تشيع مجتبوى در ما ظهور كند!
 
 اى خداى حسين!
 ائمه معصوم، ابواب رحمت‏اند و كشتى نجات. ما را از بازترين باب و سريع‌ترين كشتى نجات، محروم مساز!
 
 اى خداى سجاد!
 چه بزرگى كه تو با وجود سجاد، ديگران را نيز بنده مى‏شمارى، عبادت‌شان را به حساب مى‏آرى و بر سرشان سايه خدايى مى‏گسترى!
 ما هرچه بندگان بَديم، تو خداى خوبى! به ما لياقت بندگى‏ات را عنايت كن!
 اى خداى باقر!
 علم نيست آنچه در نزد مردمان است. علم، آن است كه مظهرش باقرالعلوم است. ما را  
 سنگ ريزه‏اى از سلسله جبال علوم باقرى عنايت كن!
 اى خداى صادق!
 ما را چنان تفقهى* در دين عنايت كن كه سَره را از ناسره بازشناسيم و تحريف و انحراف و التقاط را از حقيقت محض، تميز دهيم و شيعه راستين امام صادق باشيم.
 اى خداى صابر!
 ظرف صبورى و تحمل‌مان را وسعت بخش و جان‌هاي‌مان را براى پذيرش ابتلاى خودت سرشار از رضايت و اشتياق كن!
 اى خداى على‏بن موسى‏الرضا!
 امام‌مان بى‏ترديد شنواى سلام‌مان هست. ما را شنواى پاسخ ايشان قرار ده و ارتزاق‌مان را بر خوان سرشار از بركتش، مستدام و روزافزون كن!

 اى خداى هادى!
 آن‌گاه كه خورشيد هدايت در محاق مظلوميت مستتر مى‏شود، براى دريافت انوار ولايت، ما را چشم بصيرت، عنايت كن.
 اى خداى حسن‏بن على‏العسكرى!
 از زمان حضور آخرين امام حاضر، جهان همچنان تاوان بى‏لياقتى خود را پس مى‏دهد. به ما لياقت ديدار فرزند عسكرى را عنايت فرما!
 اى خداى مهدى!
 در جهان كيست كه ريزه‏خوار سفره امام نيست. چشمى عنايت كن كه ولى نعمت خويش را بازشناسيم!

اللهم عجل لولیک الفرج

سيدمهدى شجاعى‏

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

آثار و بركات صدقه برای وجود مقدس امام زمان (ارواحنا فداه)
 
یکی از اعمالی که به آن بسیار اهمیت داده شده است، صدقه برای حفظ وجود مقدس امام زمان (ارواحنا فداه) بوده است چون یکی از تکالیف زمان غیبت صدقه دادن است به آنچه که میسر است برای حفظ وجود مبارک امام زمان (ارواحنا فداه).
به طور کلی صدقه آثاری دارد... یکی اینکه صدقه نمایشگر صداقت ایمان مومن است که با انجام آن نشان می دهد تا چه حد در وادی ایمان و خداپرستی صادق است و از این طریق رفع نیازمندیهای مومن می گردد و سبب پیدایش رفاه عمومی می گردد و همچنین صدقه یکی از عوامل سازندگی انسان نیز هست
 یا صاحب الزمان
 یر روی ادامه مطلب کلیک نمائید...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

چرا ابن‌سینا ادعای پیامبری نكرد؟!

ابن سینا

مى گویند روزی بهمنیار، شاگرد بو علی سینا به استاد خود گفت: شما از افرادى هستید كه اگر ادعاى پیغمبرى بكنید، مردم مى‌پذیرند و واقعا از خلوص نیت ایمان مى‌آورند.

بوعلى گفت: این حرفها چیست؟ تو نمى‌فهمى؟

بهمنیار گفت: نه مطلب حتما از همین قرار است.

بوعلى خواست عملا به او نشان بدهد كه مطلب چنین نیست. گذشت تا آنكه در یك شب زمستانی سرد كه آن دو با یكدیگر در مسافرت بودند و برف زیادى هم آمده بود، نزدیك صبح كه مؤ ذن اذان مى‌گفت، بوعلى بهمنیار را صدا كرد و گفت: برخیز.

بهمنیار گفت : چه كار دارید؟

بوعلى گفت : خیلى تشنه ام. یك ظرف آب به من بده تا رفع تشنگى كنم .

بهمنیار شروع كرد استدلال كردن كه استاد، خودتان طبیب هستید. بهتر مى دانید معده وقتى در حال التهاب باشد، اگر انسان آب سرد بخورد معده سرد مى‌شود و ایجاد مریضى مى‌كند.

بوعلى گفت: من طبیبم و شما شاگرد هستید. من تشنه‌ام شما براى من آب بیاورید، چكار دارید.

باز شروع كرد به استدلال كردن و بهانه آوردن كه درست است كه شما استاد هستید و لكن من خیر شما را مى‌خواهم من اگر خیر شما را رعایت كنم ، بهتر از این است كه امر شما را اطاعت كنم .

پس از آنكه بوعلى سینابراى شاگردش اثبات كرد كه برخاستن براى او سخت است نه اینکه طلب خیر برای استاد داردگفت:

من تشنه نیستم . خواستم شما را امتحان كنم . آیا یادت هست به من مى گفتى: چرا ادعاى پیغمبرى نمى كنى؟ اگر ادعاى پیغمبرى بكنى مردم مى پذیرند. شما كه شاگرد من هستى و چندین سال است پیش من درس ‍ خوانده‌اى، مى‌گویم ، آب بیاور، نمى‌آورى و دلیل براى من مى‌آورى ، در حالى كه این شخص مؤ ذن پس از گذشت چند صد سال از وفات پیغمبر اكرم صلوات الله علیه بستر گرم خودش را رها كرده و بالاى مناره‌ی به آن بلندى رفته است تا آن كه نداى "اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله " را به عالم برساند. او پیغمبر است ، نه من كه بوعلى سینا هستم .

 برای شادی دل پیامبری كه این‌چنین دل علم و آدم را درنوردیده است و خاندان پاكش صلوات بفرستیم!

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

با تصرف ار كتاب چهل داستان؛ اكبر زاهری

برای مطالعه داستان های زیباو کوتاه بر روی آدرس زیر کلیک نمائید...

http://mohebeyan.blogfa.com/cat-62.aspx

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

آدمها فقط در یک چیز مشترکند :متفاوت بودن

تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید  ، پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند

الگوی شما هر چه بزرگتر باشد سرنوشت زیباتری در برابر شماست

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

نقش دعا در سلامت جسم و روح

دعا

دعا، فصل و ماه و زمان خاصي نمي ‌شناسد. تنها دلت که گرفت، تو دعا مي ‌کني به رسم ديرين؛ رسمي که يادگار سجاده مادر بزرگ است يا تسبيح پدر بزرگ يا آواي پيچيده در خانه‌هاي زميني خدا.

 به هر دين و آييني که باشي، فرقي نمي‌ کند و همين که دعا جاري شد از ميان دلت و راهي باز کرد به سوي آسمان بدون اين که به انتظار استجابتش بنشيني، دعا را استجابت شده مي ‌يابي.

در عصري که مجازها دست بر واقعيت‌ها انداخته ‌اند و واقعيت ‌ها تنها در 24 ساعت روز خلاصه مي‌ شوند و راه به حقيقت نمي ‌برند دانشمندان بسياري در سراسر دنيا دست به تحقيقاتي درباره "دعا" زده‌اند و حاصل، نتايجي باورنکردني است.

برای مطالعه کامل این مقاله زیبابر روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ وَمَن یَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ

از گام‏هاى شیطان پیروى نكنید، و هر كس پیروى گام‏هاى شیطان كند، [بداند كه‏] او قطعا به فحشا و منكر امر مى‏كند. (نور/21)

این آیه هشدارى است به همه كه نفوذ افكار و اعمال شیطانى گاه به صورت تدریجى و كم رنگ است و اگر در همان گامهاى نخست كنترل نشود وقتى انسان متوجه مى گردد كه كار از كار گذشته است ، بنابراین هنگامى كه نخستین وسوسه هاى گناه آشكار مى شود، باید همانجا در مقابل آن ایستاد تا آلودگى گسترش پیدا نكند.

اگر «شیطان» را به معنى وسیع كلمه ، یعنى «هر موجود تبهكار و ویرانگر» تفسیر كنیم گستردگى این هشدار در تمام ابعاد زندگى روشن مى شود. هرگز یك انسان پاكدامن و با ایمان را نمى شود یك مرتبه در آغوش فساد پرتاب كرد، بلكه گام به گام این راه را مى سپرد:

گام اول معاشرت و دوستى با آلودگان است .

گام دوم شركت در مجلس آنها.

گام سوم فكر گناه .

گام چهارم ارتكاب مصادیق مشكوك و شبهات .

گام پنجم انجام گناهان صغیره .

و بالاخره در گامهاى بعد گرفتار بدترین گناهان مى شود، درست به كسى مى ماند كه وجود خویش را به دست جنایتكارى سپرده؛ او را گام به گام به سوى پرتگاه مى برد تا سقوط كند و نابود گردد، آرى این است «خطوات شیطان».

«خُطوات» جمع «خُطوه» به معناى‏ گام است و شیطان گام به گام انسان را به بعضى‏ گناهان وادار مى‏كند.

برگرفته از تفسیر نمونه و تفسیر نور
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
پروردگارا مارا آنی و لحظه ای به حال خودمان وامگذار
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

اگه یه سیب بیفته روی سرت، چه کار می کنی؟

یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد، و آن مرد جاذبه زمین را کشف کرد.

یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد، و آن مرد فکر کرد که چقدر بدشانس است و آن جا را برای همیشه ترک کرد.

یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد، و آن مرد آن سیب را نقاشی کرد.

یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد، و آن مرد مرد.

یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد، و آن مرد سیب را با لذت خورد.

یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد، و آن مرد توشه ای از علم سیب بر ذهن گذاشت و عصاره ای شفابخش ساخت برای اثبات توانگری خویش در آن چه مردم معجزه ی طب می نامیدند.

یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد، و آن مرد گفت: این سیب توطئه خصمانه دشمنان من است و رفت تا انتقام بگیرد.

یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد، و آن مرد با تنها رمقی که از فرط گرسنگی در دستانش جاری بود، سیب را در جیب نهاد برای روز مبادا!

یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد، و آن مرد سفری کرد به دل ذرات نهان سیب تا فلسفه ی جهان را در آگاهی از پیوند ذرات آن بیابد.

یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد، و آن مرد رفت تا سخاوت درخت را با دوستانش تقسیم کند.

یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد، و آن مرد گفت: من هم مثل تو از ریشه و خانواده ام وامانده ام و آن یگانه سیب، همدم یک عصرگاه آن مرد تنها شد.

یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد، و آن مرد سیب را خاک کرد تا نگاه بدبینانه دیگران طراوت سیب را پژمرده نکند.

یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد، و او اندیشید که چه دنیای کینه توزی که حتی درخت را به جنگ با آدمی برمی انگیزد و آن درخت را قطع کرد.

یه روز یه سیب از روی درخت افتاد روی سر یه مرد، و آن مرد شعری درباره یک سیب نوشت: زندگی یک سیب است، گاز باید زد با پوست...

منبع:مجله ی موفقیت
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

ما و فرصتهاى ما

وقتى باران مى بارد اگر درها و پنجره ها را به روى خودت ببندى، پرده ها را بكشى و نگذارى حتى صداى پاى آن به گوشت برسد، هرگز و هرگز لطافت و قشنگى باران را درك نخواهى كرد. درست مثل وقتى كه در معرض نسيم حيات بخش الهى قرار مى گيرى و در حال و هواى استفاده از فرصتها نيستى و خود را در مسير فيض خداوند قرار نمى دهى.
ببين! آدم بايد هوشيار باشد اگر درى از خير به رويش گشوده شد، غنيمت بشمارد و از آن بهره برد چون نمى داند چه وقت آن در به رويش بسته مى شود.
بگذار حرفى را محرمانه به تو بگويم؛ شبها كه در خوابى، فرشته اى بر بالينت مى آيد و به تو تلقين مى كند كه برخيز و براى رستگارى بكوش. اگر گوش كردى، بفرد با توست و اگر خودت را به نفهمى زدى، همه فرصتت را باخته اى.
بهوش باش! سلامت، نيرومندى، فراغت، جوانى، نشاط و بى نيازى هميشه با تو نيستند، پس تا اين سرمايه ها را از كف نداده اى از آنها به نفع خود و آخرت خود استفاده كن.
به قول امام حسن مجتبى (ع)
«فرزند آدم از روزى كه شكم مادر را ترك مى كند و به زمين قدم مى گذارد پيوسته سرگرم نابود ساختن عمر خويش است در حالى كه بايد از فرصت زندگى استفاده كند و براى منازلى كه در پيش دارد بهره بردارد».


 
مواقع تفريح و شادمانى فرصت است و افراد عاقل فرصتها را غنيمت مى شمارند. اصلا معناى حزم و محكم كارى نيز همين است كه فرصت خير را مغتنم بشمارى و به قدر ممكن در استفاده از آن تسريع نمايى.
ابوذر مى گفت پيامبر او را به پنج چيز بدينگونه سفارش فرمود:
جوانيت را قبل از پيرى، سلامتت را قبل از بيمارى، تمكنت را قبل از تهيدستى، فراغتت را قبل از گرفتارى و زندگانيت را قبل از مرگ غنيمت بشمار.
mouood.org

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

پيامبر در معراج چه ديد؟

حضرت معصومه عليهاالسلام

هجرت حضرت معصومه (عليهاالسلام) و رفتن ايشان به قم، نقطه عطفي در سير تكاملي تاريخ مذهبي، فرهنگي اين شهر است. طلوع آفتاب وجود او بر افق قم، خاك اين سرزمين را نورباران ساخت. از جاي جاي قدم‌هاي مباركش چشمه‌هاي خير و بركت جوشيد و رودي از نور بر اين گستره، روان ساخت.

هجرت آن حضرت به قم، رواياتي را كه درباره جايگاه اين سرزمين و مردمش از سوي پيامبر (صلي الله عليه و آله) و ائمه اطهار (عليهم السلام) صادر شده بود تفسير كرد؛ و چه زيبا تفسير كرد اين سخن پيامبر اكرم در وصف قم را:

«در آن شب كه مرا از اين كلبه غبري برگرفتند و بر گنبد خضرا بالا بردند، در آسمان چهارم، قبّه‌اي را تابان ديدم كه به سان استبرق سبز مي‌درخشيد. به جبرئيل گفتم: اين قبّه كه زيباتر از آن در آسمان چهارم مشاهده نكردم چيست؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

میلاد با سعادت کوثر همیشه جاری قم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیهامبارک باد

خانه ها براى حضورت نورانى مى شود وپنجره هابه شوق رويت، نيمه شبى رابه سوى خورشيد باز نمى شوند . كوچه پس كوچه هاى قم به يمن حضورت نورانى مى شوند و سروهاى آزاد به احترامت قيام مى كنند

دوست خوبم برروی ادامه مطلب کلیک کن...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

آيين زندگي و خوشبختي به زبان رايانه‌اي

1. در زندگي و معاشرت با ديگران، نرم‌افزار باشيم ، نه سخت‌افزار.

2. براي پسوند فايل زندگي اجتماعي و خانوادگي، از سه كاراكتر «ع»، «ش» و «ق»، استفاده كنيم.

3. هيچ‌گاه قفل سي‌دي قلب مردم را نشكنيم كه « تا تواني دلي به دست آور ، دل شكستن هنر نمي‌باشد ».

4. چنانچه در كاري شكست خورديم ، آن را « Shut Down» نكنيم بلكه آن را « Restart» كنيم.

5. براي مانيتور زندگي‌مان، بك‌گراند (Background) سبز يا آبي را در نظر بگيريم نه سياه يا دودي.

6. براي سيستم قلبمان از مانيتورهاي تخت و صاف (Flat) استفاده كنيم.

7. براي فايل‌هاي اسرار زندگي‌مان، پسورد (password) بگذاريم و آن را مخفي (Hidden) كنيم.

8. همواره پيش از سخن گفتن ، سي پي يوي فكرمان را به كار بيندازيم.

9. بر صفحه مشكلات مردم، كليد F1 باشيم و آنان را كمك و راهنمايي (Help) كنيم.

10. اگر شخصيت ما  بزرگ و والاست، اين نوع شخصيت، نبايد به ما اجازه دهد كه با هر كسي چت (Chat) كنيم و هر كسي با ما چت كند.

11. اگر از كسي بدي و كم‌لطفي ديديم، آن را «Save» نكنيم بلكه آن را «Delete» نماييم و حتي آن را از ريسايكل‌بين (Recyclebin) قلب مان كاملاً محو كنيم.

12. به ديگران اجازه ندهيم در «سي دي رام» زندگي‌مان هر نوع «سي دي» را كه بخواهند ، قرار دهند.

13. خانه و دفتر كارمان، به روي مردم نيازمند، «Open» باشد.

14. براي حل اختلافات زناشويي ، روي گزينه « گذشت و ايثار »، دابل كليك (Double click) كنيم.

15. تا حرف كسي تمام نشده ، اسپيكر (Speaker) خود را روشن نكنيم.

 

اينترنت

16. در سايت زندگي شخصي‌مان، يك رُوم (Room) به نام مشكل‌گشا (Moshkelgosha) بسازيم تا ديگران با ما چت (Chat) كنند.

17. هنگام مشاهده خوبي‌ها و نيكي‌هاي ديگران، بلافاصله كليد پرينت اسكرين (Print Screen) را بزنيم و از آن ها تصوير بگيريم.

18. در زمان ناتواني، درماندگي و تاريكي زندگي ديگران ، كليد « Power » براي آنان باشيم.

19. نگذاريم هر كسي در رُوم (Room) زندگي‌مان چت نمايد و در اين صورت، او را ايگنور (Ignore) كنيم.

20. چشم‌هاي مان را به روي عيب‌هاي پنهان مردم، «Close» كنيم.

21. گاه و بي‌گاه، كامپيوتر زندگي‌ ما هنگ (Hang) مي‌كند كه بايد آن را با « فكر »، « مشورت » و «برنامه‌ريزي»، ري‌استارت (Restart) كنيم.

22. براي كپي گرفتن از ديسكت زندگي ديگران، نخست آن را ويروس‌يابي و سپس ويروس‌كشي كنيم.

23. مواظب باشيم كه رايانه زندگي زناشويي‌مان، ويروس غرور و لج‌بازي به خود نگيرد كه در اين صورت، ممكن است هيچ آنتي‌ويروسي نتواند آن را از بين ببرد.

24. فايل‌هاي مهم زندگي خود را گاه به گاه، اسكن (Scan) كنيم تا اگر به ويروسي آلوده شده باشند ، سريعاً مشخص شود.

25. پيش از پرينت گرفتن از سخنان مان، پيش‌نمايش چاپ (print preview) آن را مشاهده كنيم.

26. اگر روزي رايانه زندگي ما با همسرمان هنگ كرد ، سه كليد « كنترل اعصاب »، « انصاف» و «دليل عصبانيت» را بزنيم.

27. هارد مغز خود را از برنامه‌هاي غيرمفيد ، پر نكنيم ، تا فضا را براي نصب برنامه‌هاي مفيد ، تنگ ننماييم.

28. براي اين كه از ديدن مانيتور زندگي، بيشتر لذت ببريم، كارت گرافيك بالا براي آن تهيه كنيم.

29. اگر لازم است كه مانيتور رايانه ما داراي رنگ‌هاي متنوع و متعدد باشد ، ولي مانيتور ارتباطات ما با مردم، حتماً بايد يك‌رنگ باشد.

30. در خطاطي كامپيوتري، از برنامه «كِلْك» هم مي‌توانيم استفاده كنيم اما در خطاطي زندگي، از برنامه «كَلَك» نبايد استفاده كنيم.

31. بكوشيم تا خوش اخلاقي را به جاي اين كه در رم (Ram) و حافظه موقت داشته باشيم، در رام (Rom) و حافظه پايدار داشته باشيم تا در هنگام آغاز (Start) ارتباط با ديگران، آن را به كار گيريم.

32. اگر مي‌خواهيم در زندگي خويش موفق و خوشبخت باشيم، بايد خودمان زيرمنوهاي Programs را دقيقاً تنظيم كنيم و نبايد بگذاريم كه ديگران اين كار را براي ما انجام دهند اگر چه مي‌توانيم در اين زمينه ، با آنان مشورت كنيم.

33. در كيس (Case) مستكبران و زورمداران، «سي دي رام» نباشيم بلكه «سي دي ناآرام» باشيم.

34. قانون كپي‌رايت زندگي اجتماعي به ما اجازه نمي‌دهد كه سي دي بدي‌ها و عيب‌هاي ديگران را رايت كنيم.

35. در سايت زندگي، هميشه لينكِ (Mahabbat) داشته باشيم و هيچ گاه براي اين سايت، فيلتر نگذاريم.

 منبع : برگرفته از نشريه ي پرسمان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

تصور کن ! اگر قرار بود هر کس به اندازه دانش خود حرف بزند ، چه سکوتی بر دنیا حاکم می شد

عشق را گدایی نکنید زیرا هیچگاه چیز با ارزشی به گدا داده نمی شود

در زندگی فراموش کن چیزی رو که نمی تونی به دست بیاری و سعی کن به دست بیاری چیزی رو که نمی تونی فراموش کنی.

گلدان

همیشه واسه گل، خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسید ، یادش باشه ریشش از کجاست

موفق کسی است که با آجرهایی که به طرفش پرتاب می شود، یک بنای محکم بسازد.

زندگی واسه ما آدما مثل دفتر 200 برگه. اولش خوش خط می نویسیم و دوست داریم به آخرش برسیم وسطاش خسته میشیم و بد خط می نویسیم و هی برگه حروم می کنیم اما آخرش که رسید جا کم می یاریم و حسرت می خوریم که چرا برگه هاشو حروم کردیم

عده زیادی هستند که منتظر خوشبختی اند. اما غافل از اینکه قانون طبیعت برعکسه. این «خوشبختیه» که منتظر ماست.

آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمی توانم تو را باور کنم.

مهربانی را در نگاه منتظر کودکی دیدم که آبنباتش را به دریا انداخت تا آب شیرین شود

محبت تنها هدیه ای است که احتیاج به بسته بندی ندارد.

در زندگي و معاشرت با ديگران، نرم‌افزار باشيم ، نه سخت‌افزار

برای خواندن چند صد اس ام اس ناب و زیبای دیگر بر روی آدرس زیر کلیک کنید...

http://mohebeyan.blogfa.com/cat-19.aspx

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

الهی! تو خدایی نه بازرگان

علامه حسن زاده آملی

به حقیقت ‏برو و بگو آمدم، اگر گفتند اینجا چرا آمدی؟

بگو به کجا روم و به کدام در رو کنم؟ این ره است و دیگر دوم ره نیست.این درست و دیگر دوم در نیست.

اگر گفتند: به اذن کی آمدی؟

 بگو شنیدم بر ضیافتخانهِ فیض، نوالت (1) منع نیست. در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته

اگر گفتند تا به حال کجا بودی؟

بگو راه گم کرده بودم

اگر گفتند چی آوردی؟

بگو: اولا: دل شکسته که از شما نقل است:

در کوی ما شکسته دلی می‏خرند و بس                     بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است

و ثانیا: جز نداری نبُود مایه دارائی من                         طمع بخششم از درگه سلطان من است

و ثالثا: الهی آفریدی رایگان، روزی دادی رایگان، بیامرز رایگان، تو خدایی نه بازرگان.

اگر گفتند برونش کنید بگو:

نمی‏روم ز دیار شما به کشور دیگر                            برون کنید از این در در آیم از در دیگر

اگر گفتند این جرئت را از که آموختی؟

بگو از حلم شما.

اگر گفتند قابلیت استفاضه نداری

بگو قابلیت را هم شما افاضه می‏فرمایید.

باز اگر از تو اعراض نمودند بگو:

به و الله و به بالله و به تالله

بحق آیه نصر من الله

که مو از دامنت دست‏بر ندیرم

اگر کشته شوم الحکم لله

اگر گفتند: مذنبی

بگو: شنیدم شما غفارید. ثانیا: ملک نیستم. آدم زاده‏ام. ثالثا:

نا کرده گنه در این جهان کیست ‏بگو

آن کس که گنه نکرده و زیست‏ بگو

من بد کنم و تو بد مکافات کنی

پس فرق میان من و تو چیست ‏بگو

اگر گفتند: این حرفها را از کجا یاد گرفتی بگو:

بلبل از فیض گل آموخت ‏سخن، ور نه نبود

اینهمه قول و غزل تعبیه در منقارش

اگر گفتند: چه می‏خواهی بگو:

جز تو مارا هوای دیگر نیست

جز لقای تو هیچ در سر نیست

 پی نوشت:

1- روزی، لقمه، در اینجا لقمه برگرفتن(ر.ك: لغتنامه دهخدا، ذیل واژه نوالة)

برگرفته از:

هزار و یک نکته، علامه حسن حسن‏زاده آملی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

پيشگويي‌هاي آينده نزديك

 جنبش كشيش‌هاي وابسته به ماري1 اعلاميه‌اي با اين عنوان صادر نمود: «چرا من هنوز مي‌گريم؟» اين اعلاميه ظاهراً به نقل از مريم مقدس مي‌گويد:
انسان بيش از هميشه فاسد، ملحد، شرور و ظالم مي‌شود. تنبيهي سخت‌تر از طوفان نصيب اين بشر بيچاره و گمراه خواهد شد. آتش از آسمان زبانه مي‌كشد و اين نشانه اين است كه «عدالت خدا»، زمان ظهور خود را قطعي نموده است.
متأسفانه در اين اعلاميه زمان شروع اين همه سوزي مشخص نشده است.

لطفابه ادامه مطلب مراجعه فرمائید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

نقشه‌ي 25 گنج بزرگ دنيا

كليد

امام صادق كسي است كه خود به اين گنجها دست يافته است.  پس آدرسهايش همه درست است.

با دقت، پايت را جاي پاي امام بگذار و برو تا تو هم برسي.

بسم الله:

امام صادق عليه‌السلام فرمودند:

1- طلبتُ الجنة، فوجدتها في السخأ:بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگي و جوانمردي يافتم.

2- و طلبتُ العافية، فوجدتها في العزلة:و تندرستي و رستگاري را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏گيري (مثبت و سازنده) يافتم.

3- و طلبت ثقل الميزان، فوجدته في شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگيني ترازوي اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهي به يگانگي خدا تعالي و رسالت حضرت محمد (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) يافتم.

4- و طلبت السرعة في الدخول الي الجنة، فوجدتها في العمل لله تعالي: سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه براي خداي تعالي يافتم.

5- و طلبتُ حب الموت، فوجوته في تقديم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پيش فرستادن ثروت (انفاق) براي خشنودي خداي تعالي يافتم.

 برگ عيشي به گور خويش فرست        كس نيارد ز پس، تو پيش فرست

6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها في ترك المعصية: و شيريني عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه يافتم.

7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها في الجوع و العطش: و رقت (نرمي) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگي و تشنگي (روزه) يافتم.

8- و طلبت نور القلب، فوجدته في التفكر و البكأ: و روشني قلب را جستجو نمودم، پس آن را در انديشيدن و گريستن يافتم.

9- و طلبت الجواز علي الصراط، فوجدته في الصدقة: و (آساني) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه يافتم.

10- و طلبت نور الوجه، فوجدته في صلاة الليل:و روشني رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب يافتم.

11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته في الكسب للعيال: و فضيلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزينه زندگي زن و فرزند يافتم.

12- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته في بغض اهل المعاصي:و دوستي خداي تعالي را جستجو كردم، پس آن را در دشمني با گنهكاران يافتم.

13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها في النصيحة لعبادالله: و سروري و بزرگي را جستجو نمودم، پس آن را در خيرخواهي براي بندگان خدا يافتم.

14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته في قلة المال: و آسايش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمي ثروت يافتم.

15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها في الصبر:و كارهاي پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكيبايي يافتم.

16- و طلبت الشرف، فوجدته في العلم: و بلندي قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش يافتم.

17- و طلبت العبادة فوجدتها في الورع: و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهيزكار يافتم .

18- و طلبت الراحة، فوجوتها في الزهد:و آسايش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسايي يافتم.

19- و طلبت الرفعة، فوجدتها في التواضع: برتري و بزرگواري را جستجو نمودم، پس آن را در فروتني يافتم.

20- و طلبت العز، فوجدته في الصدق: و عزت (ارجمندي) را جستجو نمودم، پس آن را در راستي و درستي يافتم.

21- و طلبت الذلة، فوجدتها في الصوم: و نرمي و فروتني را جستجو نمودم، پس آن را در روزه يافتم.

22- و طلبت الغني، فوجدته في القناعة: و توانگري را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت يافتم.

 قناعت توانگر كند مرد را          خبر كن حريص جهانگرد را

23- و طلبت الانس، فوجدته في قرائة القرآن: و آرامش و همدمي را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن يافتم.

24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها في حسن الخلق: و همراهي و گفتگوي با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخويي يافتم.

25- و طلبت رضي الله، فوجدته في برالوالدين: و خوشنودي خدا تعالي را جستجو نمودم، پس آن را در نيكي به پدر و مادر يافتم.

مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810.

 

بانک اس ام اس های زیبا

چراابن سیناادعای پیامبری نکرد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

كلید درهای بسته اینجاست!

ذكر یونسیه

عالم ربانی و عارف صمدانی استاد علامه حسن زاده آملی حفظه الله در مرقومات خویش چنین آورده است:

« در تاثیر این ذکر شریف یعنی «لا اله الا انت سبحانک انّی کنت من الظالمین » به سه جمله فاستجبنا له، و نجیناه من الغّم، و کذلک ننجی المؤ منین، دقت به سزا اعمال كنید، به خصوص به جمله اخیر که مفاد آن عام است که وعده فرموده است و شامل همه مؤ منین می باشد، و با جمع محلی به الف و لام و فعل مضارع که دال بر تجدد زمان و حصول تدریجی آن برای ابد است تعبیر فرموده است، فتبصّر.

امام صادق علیه السلام می فرماید:

در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار چیز پناه نمی برد؟

- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده ، چگونه به ذکر حسبنا الله و نعم الوکیل پناه نمی برد؛ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر یاد شده فرمود: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت ) و چیزی زائد بر آن (سود در تجارت ) بازگشتند و هیچگونه بدی به آنان نرسید.

و در شگفتم برای کسی که اندوهگین است، چگونه به ذکر« لا اله الا انت سبحانک انّی کنت من الظالمین » پناه نمی برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود:

پس ما (یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده ) از اندوه نجات دادیم و همین گونه مؤ منین را نجات می بخشیم .

و در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده ، چگونه به ذکر« اُفوض  امری الی الله ان الله بصیر بالعباد » پناه نمی برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود:

پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده ) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت .

و در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی های دنیاست، چگونه به ذکر« ما شاءالله لا قوة الا بالله » پناه نمی برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل بعد از ذکر یاد شده (از زبان مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از آن نعمتها بهره مند بود) فرمود:

اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی پس امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد... »

 پی‌نوشت:

انبیا/87

منبع:

داستانهای حکیمانه در آثار استاد حسن زاده آملی، هیئت تحریریه انتشارات نبوغ، ‌ص1

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

یاغفارالذنوب

روزی حضرت عیسی علیه‌السلام از صحرایی می‌گذشت. در راه، به عبادت‌گاه عابدی رسید و با او مشغول سخن گفتن شد.

در این هنگام، جوانی که به کارهای زشت و ناروا مشهور بود، از آن جا می‌گذشت. وقتی چشمش به حضرت عیسی علیه‌السلام و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند. همان جا ایستاد و گفت:

«خدایا! من از کردار زشت خویش شرمنده‌ام، اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟! خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر!»

چشم عابد که بر جوان افتاد، سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت: «خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناه‌کار محشور مکن!»

در این هنگام خدای برترین به پیامبرش وحی فرمود که: «به این عابد بگو ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با آن جوان محشور نمی‌کنیم. چه، او به دلیل توبه و پشیمانی، اهل بهشت است و تو، به علِّت غرور و خودبینی، اهل دوزخ!» 1

پی‌نوشت:

1- خزبنةالجواهر/ 647.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   |