تبليغاتX
به کجا چنین شتابان؟...
قرآن معصومين داستان جملات بزرگان اس ام اس تربيت كودك خانواده

تمام آثار و گفتار آن بزرگوار و نيز گفتارى كه درباره‏ى آن بزرگوار از معصومين رسيده است، اين مطلب را روشن مى‏كند كه غرض، اقامه‏ى حق و عدل و دين خدا و ايجاد حاكميت شريعت و برهم زدن بنيان ظلم و جور و طغيان بوده است. غرض، ادامه‏ى راه پيامبر اكرم(ص) و ديگر پيامبران بوده است كه: «يا وارث ادم صفوةاللَّه يا وارث نوح نبىّ‏اللَّه ...»( مفاتيح‏الجنان، زيارت وارث‏) و معلوم است كه پيامبران هم براى چه آمدند: «ليقوم‏النّاس بالقسط». اقامه‏ى قسط و حق و ايجاد حكومت و نظام اسلامى.

امام حسین علیه السلام

برروی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

درس اخلاقی از مرحوم آیت الله مجتهدی رضوان الله تعالی علیه

مرحوم آیت الله شیخ جعفر شوشتری (ره) نشسته بودند، الاغی ‏آمد. بارش را خالی كردند. الاغ به شیخ نگاه كرد و گوش‏هایش را تكان داد. ‏شیخ ابتدا گریه شدیدی كردند، سپس فرمودند: گویا این الاغ با زبان حال به من ‏گفت: من بارم را به مقصد رساندم، آیا تو هم بارت را به مقصد رسانده‏ای؟!‏

شخصی وارد روستایی شد، دید همه قبرها جلوی درِ خانه‏هاست و سن ‏مرده‏ها كم است؛ یكی شش ماه، یكی یك سال، یكی سه سال، یكی ده روز. ‏از شخصی پرسید: جریان چیست؟ در جواب گفت: ما اینجا مرده‏ها را جلوی ‏خانه دفن می‏كنیم كه هر روز وقتی از خانه بیرون می‏آییم، به یاد مرگ و آخرت ‏بیفتیم و از خدا بترسیم و در روز، حواسمان جمع باشد و كارهایمان را میزان ‏كنیم و این كه می‏بینی عمرها كم است، علتش این است كه ما عمر را از روزی ‏حساب می‏كنیم كه شخص بیدار شود و خودش را بشناسد (و دست از گناه و ‏معصیت بكشد).‏

اگر این طور باشد، عقیده من این است كه ما غالباً سقط جنین شده‏ایم و اصلا ‏عمری نداریم. دعا كنید بیدار شویم و بفهمیم و بمیریم، و بفهمیم از كجا آمده‏ایم ‏و در كجا هستیم و به كجا خواهیم رفت. حضرت علی (علیه‏السلام) فرمودند: ‏‏«رَحِمَ اللّهُ اِمْرَاً عَلِمَ مِن أینَ وَ فی أینَ وَ إلی أینَ»

گاهی وضو بگیر و رو به قبله بنشین و تسبیح را بردار و صد بار بگو: «من كی ‏هستم». حضرت امیر مؤمنان علی(علیه‏السلام) فرمودند: تعجب می‏كنم از ‏كسی كه به دنبال گمشده خویش می‏گردد، ولی به دنبال خودش ‏نمی‏گردد.

 ما خودمان را گم كرده‏ایم. تا به حال گشته‏ای خودت را پیدا كنی؟

********

همه واردجهنم می شویم

الهی! توخدایی نه بازرگان

من مامانم توبابا

حدیث همراه(منتخب میزان الحکمه)

به همین سادگی

سوره بلدباترجمه فارسی وانگلیسی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

کلام امیر کلام

یكى از موارد تشخیص تفاوت ها، طرز رفتار با مردم است. بعضی ها ارزش دوستى و مهربانى را نمی دانند و به همین دلیل با دیگران دوستى نمى كنند و محبت كسى را نیز در دل خود جاى نمى دهند.

اما گروهی دیگر چون به نیروى عقل خود، قدر و قیمت دوستى و محبت را درك مى كنند؛ با دوستانشان و دیگر انسان ها و حتی حیوانات، همیشه با مهر و محبت رفتار مى كنند.

یكى از راه هایى تشخیص انسان عاقل و انسان نادان همین است كه ببینیم آیا شخص مورد نظر، با مردم دوستى و محبت می كند یا با هیچكس از در مهر و محبت و دوستى وارد نمی شود.

قال علی علیه السلام: «اَلتَّوَدُّدُ نِصْف‌ُ العَقْل»

دوستی ورزیدن با مردمان، نیمی از عقل است.

از آنجا كه دوستى و محبت با مردم، یكى از مهم ترین نشانه هاى عقل و شعور است، امام علی علیه السلام براى دوستى ارزش فراوانى قایل شده است تا جایى كه فرموده است:

(همین كه شخصى با مردم دوستى و محبت كند، نشانه آن است كه دست كم، نیمى از عقل طبیعى یك انسان در او وجود دارد)

با نگاهی الهی، دوستی و محبّت در روابط اجتماعی می تواند به عنوان یك «عبادت» تلقی شود، زیرا در این دیدگاه همه مردمان مخلوق‌ خدا هستند و رفتار دوستانه با مخلوقات الهی از این جهت كه آفریده او هستند، معنایی الهی و معنوی خواهد داشت و یك ‌انسان عارف‌، دوستدار و عاشق خدا، آفریده های محبوب خود را نیز دوست دارد و آنان را ـ چون مخلوق‌ محبوب اند ـ گرامی می دارد.

نتیجه آن که دوستی ورزیدن با مردم اولین گام خردمندی و عقلانیت است و موجب رخت بربستن غصه هاست و نیمی از عقل آدمی است.

 مهدی ملکی

یاد خدا

(می خواهم زنده بمانم(داستان

ردپای خدا

سوره ناس باترجمه فارسی وانگلیسی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

عوامل عدم استجابت دعا

بسياري از مردم شكايت مي‌كنند كه چرا ايـن همه دعا مي‌كنيم، مستجاب نمي‌شود؟

شايد تو هم يكي از آنهايي باشي كه حسابي شاكي هستي. اما اين را بدان كه خدا زير حرفش نزده بلكه هر كاري يه آدابي داره و مسلما سر هر راهي سنكي هم هست. پس بايد هم راه رو شناخت و چاه رو ، تا از دعايي كه مي‌كنيم نتيجه بگيريم.

البته اينجا يك سوال خيلي خيلي مهم هم هست كه بايد بهش فكر كرد. اون سوال اينه: آيا دعاي مستجاب اونه كه ما به چشم ببنيم؟ آيا امكان نداره خدا دعاي ما رو طوري مستجاب كنه كه ما اصلا نفهميم؟

حتما در اين باره فكر كنيد و به خدا اعتماد داشته باشيد.

حالا مي تونيد فوت و فنّهاي دعا كردن رو  بخونيد و از اين به بعد بيشتر و بهتر نتيجه بگيريد.

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

شخصى یهودی به حضور امام على (ع ) آمد و پرسید:

«عددى را به دست من بده كه قابل قسمت بر 1،2،3،4،5،6،7،8،9باشد بى آنكه باقى بیاورد.»

امام على (ع ) بى درنگ به او فرمود:

«اضرب ایّام اسبوعك فى ایّام سنتك »

(روزهاى هفته را بر روزهاى یكسال خودت ضرب كن كه حاصل ضرب آن، قابل قسمت بر همه اعداد مذكور (بدون باقیمانده) خواهد بود.)

سؤال كننده هفت را در 360 ضرب كرد حاصل ضرب آن 2520 شد، این عدد را بر 2،3،4،5،6،7،8،9، 1تقسیم كرد، دید بر همه این اعداد قابل قسمت است بدون آنكه باقى بیاورد.

توضیح بیشتر:

شاید این سوال برای شما هم مطرح شود که یک سال مگر 360روز است؟

باید گفت چنان که تاریخ روایت می کند منجمان در آن روزگار بر این باور بودند که هر ماه مشتمل بر 30 روزاست بنابر این ایام سال نزد ایشان360روز بوده است که سپس 5روز بدان می افزودند؛ از طرفی سائل فردی یهودی است و یهودیان نیز معتقد به سال شمسی بوده اند. و این از بصیرت و هوشمندی بالای حضرت حکایت دارد که به فرد یهودی می فرماید روزهای هفته ات را بر روزهای سال خویش( و نه سال قمری اهل حجاز و عربستان) ضرب کن.

منابع

بحار الانوار، مجلسی، محمد باقر، باب 93، حدیث 72.

ینابیع المودة، ج1.

مستدرک سفینة البحار، الشیخ علی النمازی الشاهرودی، ج9، ص114.

موسوعة الامام علی (ع) فی الکتاب و السنة و التاریخ، محمد الری شهری، ج10.

باآجرحمله بساز(اس ام اس)

معیارهای انتخاب همسر

دزدکفش های پیامبر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید

مهم این نیست که قشنگ باشی، قشنگ اینه که مهم باشی! حتی برای یک نفر

مهم نیست شیر باشی یا آهو، مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی

كوچك باش و عاشق... كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن

فرقى نمی كند گودال آب كوچكى باشى یا دریاى بیكران... زلال كه باشى، آسمان در توست

بیشتر از آنکه بدانم کیستم می دانم که هستم و این اثبات وجود خدای من است

دانلودترنم هایی زیبادرباره امام زمان(عج)

خدایانذاربزرگ بشم(داستان)

طلبه جوان ودخترفراری

تم های زیبای مذهبی برای سونی اریکسون

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

سال روز میلادامام کاظم علیه السلام مبارک

سلام بر تو که وارث نیکان و آبروبخش نیاکانی.

سلام بر تو که نیازمندان را باب الحوائجی.

سلام بر نام معطر و زیبایت، که الهام بخش ِ صبوری ، شکیبایی ، بردباری و حلم است.

سلام بر تو و برحرم تو در کاظمین، که قبله ی اهل ولاست و کعبه ی عشق است و منزلگه شوق.

سلام بر تو، کاظم آل محمد(ص)!

امام موسى كاظم علیه السلام و هدایت ِ"بُشر حافى"

روزى امام كاظم علیه السلام از كوچه‏اى در بغداد عبور مى‏كرد. به خانه‏اى رسید كه صداى ساز و آواز و پای‌كوبى از آن به گوش مى‏رسید و نشان مى‏داد كه اهل این خانه در ناز و نعمت و هوا و هوس و خوش‌گذرانى غرقند.

در این هنگام كنیزى براى ریختن خاكروبه از خانه بیرون آمد. امام كاظم علیه السلام از او پرسید: آیا صاحب این خانه آزاد است یا بنده؟ كنیز پاسخ داد: آزاد است. امام علیه السلام فرمود: راست گفتى، اگر بنده بود از مولاى خویش پروا مى‏كرد.

كنیز به درون خانه برگشت. بُشر (صاحب خانه) از او پرسید: چرا در ریختن خاكروبه تأخیر داشتى؟ كنیز جریان گفتگو با مرد غریب - امام كاظم علیه السلام- را براى او شرح داد. پیام امام علیه السلام، بُشر را به خود آورد و او را از خواب غفلت بیدار كرد و چنان تأثیرى در جان او نهاد كه بى‏اختیار از جا برخاست و بدون این كه لباس و كفش خود را بپوشد در پى امام علیه السلام به راه افتاد و شتابان خود را به ایشان رساند و از امام علیه‌السلام خواست كه آن كلمات دلنشین را دوباره براى او بیان كند.

امام علیه السلام سخنانى چند درباره دورىِ از گناه و رها كردن مظاهر فریبنده دنیا و دنیاپرستى و نیز توجه به معنویات و عبادات با او گفت. بیانات امام، آبى سرد بر آهن گداخته بُشر بود، جان او را تكان داد و تغییرى در وى به وجود آورد، به طورى كه در محضر امام علیه السلام اظهار شرمندگى كرده و به دست آن حضرت توبه نمود و از آن زمان، به سلك عارفان پیوست و دنیاپرستى را رها كرد و به بشر «حافى»(پابرهنه) معروف شد؛ زیرا هنگامى كه به دنبال امام دوید و به دست امام هدایت یافت، پابرهنه بود و از آن پس تا آخر عمرش پابرهنه ماند.

منبع:

منتهى الآمال فى تاریخ النبىّ والآل، ج‏2، ص‏189.

کمال خواهی(رشدمعنوی وایمانی)

دعاوسلامت جسم وروح

پیامبردرمعراج چه دید؟

سوره انشراح باترجمه فارسی وانگلیسی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

چه كنيم تا روح ما بزرگ و ظرفيّت ما زياد شود؟

حضرت على‏عليه السلام به همام مى‏فرمايد: «عَظُمَ الخالِقُ فى أنفسِهم و صَغُر ما دون ذلك» يعنى چون خداوند در روح آنها عظمت دارد، غير خدا هرچه باشد كوچك جلوه مى‏كند. تا وقتى روى زمين هستيم، يك هكتار زمين براى مابزرگ است، امّااگر سوار هواپيما شديم هرچه هواپيما بالاتر برود، اين قطعه زمين براى ما كوچك‏تر مى‏شود.

اگر توجهى به پولهاى موجود در بانك بكنيم، سرمايه خود را ناچيز خواهيم ديد. اگر به تسبيح گفتن همه موجودات توجه داشته باشيم، گفتن چند «سبحان اللّه» را چيزى نمى‏دانيم. اگر به كتابخانه‏هاى بزرگ و مهم دنيا نگاه كنيم، مطالعه چند كتاب ما را مغرور نخواهد كرد.

وقتى به امام سجادعليه السلام گفتند: چرا اينقدر عبادت مى‏كنى؟ فرمود: عبادت من كجا و عبادت علىّ‏بن ابيطالب علیه السلام كجا!

خداوند در قرآن به پيامبرش مى‏گويد: يادى از سختى‏هاى انبياى گذشته كن تا سختى‏ها براى تو آسان و سبك شود. آرى، گاهی اگر به پشت سر نگاه كنيم و راه رفته را ببينيم مغرور مى‏شويم، بايد به راه نرفته نظر دوخت تا به فكر رفتن بيفتيم.

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی

زلزله ی 50 ریشتر

دعاومناجاتی زیبااز امام سجاد(ع)

قوانین طلایی دعواکردن

دانلودتلاوت های مصطفی اسماعیل

جملات جالب وخواندنی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

هنگامي كه حضرت يوسف پيراهن خود را بوسيله برادران براى پدرش ‍ فرستاد يعقوب پس از بينا شدن بوسيله آن پيراهن ، دستور داد همان روز براى حركت به طرف مصر آماده شوند. از شادى و انبساطيكه اين كاروان داشتند با سرعت بطرف مصر آمدند. اين مسافرت نه روز طول كشيد وپدر رنج كشيده به ديدار فرزند مى رود.

يوسف (ع ) با شوكت و جلال سلطنت از مصر خارج شد، هزاران نفر از مصري ها به همراهى سپاه سلطنتى با او بودند. همين كه يعقوب چشمش به يوسف با اين وضع افتاد به پسرش يهودا گفت : اين شخص فرعون مصر است ؟ عرض كرد نه پدر جان او يوسف فرزند شما است .

حضرت صادق عليه السلام  فرمود: وقتى يوسف پدر را ديد خواست به احترام او پياده شود ولى توجهى به حشمت و جلال خود نموده منصرف شد. پس از سلام به پدر (و تمام شدن مراسم ملاقات ) جبرئيل بر او نازل گرديد، گفت : يوسف خداوند مى فرمايد چه باعث شد كه براى بنده صالح ما پياده نشدى اينك دست خود را بگشا. ناگاه نورى از بين انگشتانش خارج شد، پرسيد اين چه بود؟ چبرئيل پاسخ داد اين نور نبوت بود كه از صلب تو خارج گرديد به كيفر پياده نشدنت براى پدرت يعقوب .

( تفسير مجمع، سوره يوسف ، جزء 12 بحارالانوار ص 252، نزهة المجالس ج 1 ص 111)

سوالاتی درباره استخاره

صحبت باخدا(داستان)

دوست دارم(اس ام اس)

فقط یک باربخوانید

آموزش خوشبختی به کودکان

سوره شمس باترجمه فارسی وانگلیسی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

بهاران خجسته باد

**********

میشل فوکو و انقلاب اسلامی

مقدمه:

میشل فوکو

پُل-میشِل فوکو Michel Foucault (زاده ی 15اکتبر 1926- درگذشته ی 24ژوئن 1983) فیلسوف، تاریخدان و متفکر معاصر فرانسوی است.

وی فرزند «آن مالاپار» و جراح متمول «پل فوکو» است و در ناحیه سنت موار پوآیته فرانسه به دنیا آمد. بعدها اسم خود را به میشل فوکو تغییر داد.

به خاطر نظریات عمیق و دیدگاه انقلابی درباره جامعه، سیاست و تاریخ از سرشناسترین متفکران قرن بیستم است. همچنین فوکو جزو رهبران نظری پسا ساختگرایی محسوب می شود.

از مشهورترین آثار وی می توان به نظم اشیا،باستان شناسی دانش،مراقبت و تنبیه،پیدایش کلینیک، تاریخ جنون و تاریخ جنسیت اشاره کرد.

در سال 1978روزنامه پرآوازه ایتالیا، کوریر دلا سرا (Couriere della sera) از فوکو خواست تا به طور منظم مقالاتی برای این روزنامه بنویسد. فوکو هم جمعی از روشن‌فکران فرانسه از جمله تی‌یری ولتزل (Thierry Voeltzel) و آلن فینکلکروت (Alain Finkeilkraut) و دیگران را گردآورد. از آن‌ها خواست تا هر یک – فراتر از کنج‌کاوی‌های ژورنالیستی- درباره رویدادهای جاری مهم جهان بنویسند و رشته‌ای از یادداشت‌های روشن‌فکرانه و متأملانه درباره رخدادهای سرنوشت‌ساز دوران در روزنامه نشر دهند.

از این میان تنها خود فوکو با نوشته‌هایش درباره ایران و فینکلکروت درباره «امریکای کارتر» به این عهد عمل کردند. فوکو مقالات مربوط به ایران را در کوریر دلا سرا و مجله معتبر فرانسوی نوول ابسرواتور (Le Nouvel Observateur) منتشر کرد.

جدا از این، میشل فوکو از سال‌های آغازین دهه هفتاد میلادی، با رهبران جنبش‌های ضدرژیم شاه در خارج از کشور ارتباط بر قرار کرد و از طریق آن‌ها با سرگذشت انقلاب ایران آشنا شد.

میشل فوکو درباره هیچ کشور یا رویدادی خارجی به اندازه ایران و انقلاب آن ننوشته است؛ در حالی که در همان سال‌ها

میشل فوکو

 رویدادهای انقلابی دیگری در امریکای لاتین یا شمال افریقا در جریان بوده است.

نوشته‌های فوکو درباره انقلاب ایران که بر مشاهدات شخصی و دیدارهایش با رهبران انقلاب استوار است، گزارشی ناب نیست؛ بل‌که شور و شیدایی یک فیلسوف پست مدرن را به رویداد انقلاب در کشوری جهان سومی بازمی‌تاباند.

میشل فوکو که ناقد رادیکال تجدد و ساختارهای درهم تنیده قدرت آن بود، در انقلاب ایران امکان مقاومتی معنوی در برابر تجدد می‌دید که سرشتی متفاوت با انقلاب‌های چپ در جهان دارد و می‌تواند سراسر نظام مدرن و گفتمان(Discourse)‌ها‌ی برآمده از آن و حاکم بر آن را درهم شکند و از آن فراگذرد و سرانجام «سیاستی معنوی» یا «سیاست معنویت» را در مقام بدیلی برای سیاست سکولار غربی پیش نهد.

توجه فوکو پست مدرن به انقلاب اسلامی آنقدر بود که متون و مصاحبه های زیادی از او در این زمینه به جای بماند و  در سال 2005 کتابی با موضوع فوکو  و انقلاب اسلامی در ایالات متحده منتشر شد .

متن حاضر بخشی از گفتگویی است  میان میشل فوکو و خانم کلربری یر و پیر بلانشه که خبرنگار روزنامه لیبراسیون در ایران بودند و در سال 1979 در کتابی به نام  ایران:انقلاب به نام خدا آنا به چاپ رساندند.

متن گفتگو: 

برروی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

ایام میلادباسعادت امام محمدباقرعلیه السلام مبارک

کارهای به ظاهر کوچک و کم اهمیت از نظر ما ممکن است بهترین راه برای رسیدن به خداوند شود. مثلا همان شخصی که توجه ما را به خودش جلب نکرده و فردی کم اهمیت در نظر ما است امکان دارد که بنده‌ای از بندگان خاص خداوند باشد. این نوع نگاه جدید و رویکرد تازه است که رهبران الهی تلاش دارند برای ما بگشایند.

امام باقر علیه‌السلام می‌فرمایند:

«خداوند سه چیز را در سه چیز پنهان کرده است:

1- رضایش را در طاعت و فرمانبرداریش. پس مبادا هیچ اطاعتی در چشم تو کوچک بیاید، چه بسا رضایت نهایی حق در آن باشد.

2- خشم خود را در معصیت و نافرمانیش پنهان کرده. پس هیچ معصیتی از معصیت‌های او را کوچک نپندار. چه بسا همین معصیت با خشم نهایی وی همراه گردد.

3- ولی خود را در میان بندگانش پنهان کرده است. پس هیچ یک از بندگان خدا را کوچک مشمار، شاید او ولی خدا باشد»

قبولی و پذیرش عمل به درگاه خداوند متعال آنقدر مهم است که انبیای الهی و ائمه معصومین با آن همه ایمان و شوق و اخلاص در عبادت، در دعاهای خویش قبولی اعمال خود را از خدا درخواست می‌کردند.

هیچ عملی، چه اطاعت و چه معصیت و هیچ انسانی چه بزرگ و چه کوچک را نباید حقیر شمرد.

هرگز نمی‌توانیم هیچ گناهی را کوچک بشماریم زیرا گناه و نافرمانی هر چه باشد گناه و نافرمانی در برابر خداوند است و نافرمانی در برابر حق و تجاوز به حریم قوانین او می‌باشند. شاید همان گناهی که در نظر من بسیار کوچک می‌نماید، راهی خطرناک در مسیر نارضایتی خداوند باشد و خشم نهایی، یعنی سرانجام بد را در پی خواهد داشت.

چگویم از گل رویش ؟ مپرس از سنبل مویش

ز فیض لعل دلجویش مذاق دهر شیرین شد

ابو جعفر محمد، باقر علم نبیین شد

محیط علم ربانى ، مدار فیض سبحانى

كه در ذات و معانى ثانى عقل نخستین شد

لسان الله ناطق و الدلیل البارع الفارق

مشاكل از بیان دلستانش حل و تبیین شد

حقائق گو، دقائق جو، رقائق جو، شقائق بو

نقش6 میم درتربیت موفق کودک

داستان نفرت

جسدی پس از900سال سالم...

ای خدا...

سوره اعلی باترجمه فارسی وانگلیسی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

گفتارهايي از آيت‌الله العظمي بهجت

خود حضرت مهدی(ع) هم منتظر روز موعود است و خودش مي‌داند که چه وقت ظهور مي‌کند. اينکه گفته مي‌شود آن حضرت وقت ظهورش را نمي‌داند، درست نيست. دعاي تعجيل فرج دواي همة دردهاي ماست. مي‌پرسند: «چرا اين همه دعا مي‌کنيم مستجاب نمي‌شود؟» [پاسخ اين است:] شرط استجابت دعا، توبه است. لذا ملائکه مي‌گويند: چرا دعا را با شرطش ـ که توبه باشد ـ به جا نمي‌آوريد تا مستجاب شود؟ ما بايد امام زمان(ع) را حاضر فرض کنيم. هرجا مي‌رود، برويم و مي‌توانيم! ولي گويا نمي‌خواهيم در راه رضاي آن حضرت باشيم، نه اينکه رضاي آن حضرت را نمي‌دانيم يا نمي‌توانيم تحصيل کنيم. مهم‌تر از دعا براي تعجيل فرج، دعا براي ايمان و ثبات قدم در عقيده و عدم انکار آن حضرت تا ظهور او مي‌باشد. اگر ظهور آن حضرت نزديک باشد، بايد هر کس خود را براي آن روز مهيّا سازد از جمله آنکه از گناهان توبه کند. همين توبه باعث مي‌شود که اين همه بلاهايي که بر سر شيعه آمده، از سر شيعه رفع و دفع گردد.

امام زمان(ع)ناظراعمال ما

چيزي که باعث شرمندگي و خجالت‌زدگي ما مي‌شود اين است که امام زمان(ع) همه چيز را مي‌داند و همه چيز را مي‌شنود. معصومين(ع) «عين الله الناظرة و اذن الله السامعه الواعيه» [= يعني چشم بينا و گوش شنواي خداوند] هستند. اگر حرفي زده مي‌شود حتي قبل از آنکه ديگران و کساني که در مجلس هستند، بشنوند، آنها مي‌شنوند. چرا کاري نمي‌کنيد که هميشه خودتان را پيش آن حضرت ببيند؟ [اگر] ما او را نمي‌بينيم، او که ما را مي‌بيند. پس چرا اين‌قدر دوريم؟ آيا نبايد توجه داشته باشيم که ما رئيسي داريم که بر احوال ما ناظر است؟ واي بر احوال ما اگر در کارهايمان او را ناظر نبينيم و يا او را در همه‌جا ناظر ندانيم! با وجود اعتقاد به داشتن رئيسي که «عين الله الناظر» است آيا مي‌توانيم از نظر الهي فرار کنيم يا خود را پنهان کنيم؟ چه پاسخي خواهيم داد؟

چقدر سخت است اگر براي ما اين امر ملکه نشود که در هر کاري که مي‌خواهيم اقدام کنيم و انجام دهيم ابتدا «رضايت» و «عدم رضايت» او را در نظر نگيريم و رضايت و خشنودي او را جلب ننماييم! ما بايد رضا و ميل امام زمان(ع) را در کارها به دست آوريم. در امور اجتماعي نبايد به ديگران نگاه کنيم و از اين و آن پيروي کنيم. زيرا اين افراد معصوم نيستند، هرچند بزرگ و بزرگوار باشند. اگر در راه امام عصر(ع) باشيم چنانچه به ما بد و ناسزا هم بگويند نبايد ناراحت شويم بلکه هم‌چنان بايد در آن راهِ حق و حقيقت ثابت‌قدم و استوار باشيم.

راه های ارتباط با امام عصر(ع)

راه ايجاد و ارتباط با اهل بيت(ع) و مخصوصاً حضرت وليّ‌عصر(ع) عبارت است از «معرفت خداوند متعال» و بعد «اطاعت محض از پروردگار». اين دو، موجب حبّ به خداوند و محبّت نسبت به همة کساني که خداوند آنها را دوست مي‌دارد؛ مثل انبيا و اوصيا ـ مخصوصاً علاقه و ارتباط بامحمد و آل محمّد(ع) ـ مي‌شود که نزديک‌ترين آنها به ما حضرت صاحب‌الامر(ع) است.

لازم نيست که انسان در پي اين باشد که به خدمت حضرت وليّ‌عصر(ع) تشرّف حاصل کند. بلکه شايد خواندن دو رکعت نماز و سپس توسل به ائمه(ع) بهتر از تشرّف باشد، زيرا هرجا که باشيم آن حضرت مي‌بيند و مي‌شنوند. ضمناً عبادت در زمان غيبت افضل از عبادت در زمان حضور است و زيارت هر کدام از ائمه اطهار(ع) مانند زيارت خود حضرت حجّت(ع) است.

در زمان غيبت عنايات و الطاف امام زمان(ع) نسبت به محبّان و شيعيانش زياد ديده شده. باب بقا و حضور کلّاً مسدود نيست، بلکه اصل «رؤيت جسماني» را هم نمي‌شود انکار کرد. ما در درياي زندگي در حال غرق شدن هستيم. دستگيري «وليّ خدا» لازم است تا سالم به مقصد برسيم. بايد به وليّ‌عصر(ع) استغاثه کنيم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد همراه خود ببرد.

ماهنامه موعود شماره 94
عبدالحسن ترکي

دادکه هیچ اف هم نگو...

سوال وجوابی درباره سرنوشت

سفارشات امام رضا(ع)

آثارگوناگون گناه

آلبرت انیشتن ونامه به آیت الله بروجردی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

ازدواج های رنگی

روزی روز گاری وقتی دختری به سن بیست سالگی می رسید ، همه می گفتند : دختر که رسید به بیست ...

و وقتی به اصطلاح پشت لب پسر ها سبز می شد ، پدر و مادر ها به دنبال دختری مناسب می گشتند تا عروس خانه شان شود .

بعد دنیا  پر از آدم شد و این آسیاب گشت و گشت اما روزهای گذشته بر نگشت و روز به روز بر سن ازدواج دختر ها و پسر ها اضافه شد تا جایی که امروزه در بعضی خانواده ها دختری در سن 20 سالگی ازدواج کند ، اطرافیان باتاسف از عجله و ناپختگی در تصمیم می گویند . با اینکه تمام مراجع ذی صلاح از پائین آمدن سن بلوغ می گویند اما روز به روز دیرتر ازدواج کردن از کلاس بیشتری بر خوردار است و معلوم نیست در این فاصله ی زمانی جوان چه باید بکند. تقوی پیشه کند ،

خود را به اموری چون ورزش وکار وغیره آنقدر مشغول کند که دیگر توانی برای فکر کردن به ازدواج نماند و یا دل به در یا بزند و از هر راهی که می تواند نیازش را رفع کند.

البته به طور قطع ازدواج در سنین خیلی پائین اشتباه محض است . و خیلی اوقات فرد تحت تاثیر احساسات دوران نوجوانی قرار می گیرد و یا ممکن است نتواند در مقابل مصلحت اندیشی خطای بزرگ تر ها ایستادگی منطقی کند و فرد برای ازدواج باید به بلوغ فكری، عاطفی، اجتماعی و روانی رسیده باشداما این یک واقعیت است که با گذر زمان و شکل گیری کامل شخصیت فرد انطباق و انعطاف کم تری با محیط و افراد پیرامون خود دارد.

پدیده ی بالا رفتن سن ازدواج مسئله ای است که نمی توان به آسانی از کنار آن گذشت به خصوص وقتی این مشکل دختران را نیز در گیر کند زیرا دیر ازدواج کردن مساوی است با دیر تر مادر شدن و باتوجه به اینکه خانم ها تا یک سنی توان بارداری دارند و بعد از آن سن در صورت بارداری ، ریسک به دنیا آوردن فرزند معلول بیشتر است ، پس این موضوع در دختر ها جدی تر است.

اما جدا از اینکه هر زمان مقتضیات خاص خود را دارد و به طور حتم نسل فعلی به طور طبیعی نسبت به نسل گذشته میانگین سن ازدواج بالاتری خواهند داشت اما نقش خانواده ها در این موضوع  بسیار مهم است.

زمان که فرزندی به دنیا می آید مجمو عه ای از وظایف متوجه زن و شوهر دیروز و پدر و مادر امروز می شود.از گذاشتن نام نیکو شروع می شود تا رسیدگی به بهداشت و تغذیه ی مناسب به منظور داشتن رشدی مطلوب ، آموختن کلمه به کلمه تا یاد گرفتن زبان زیبای مادری و مهم تر از آن آموختن زیبا سخن گفتن تا یاد دادن راه و رسم  درست زندگی کردن ادامه می یابد.

ازدواج

 انتظار برای آمدن خواستگار ایده آل (کسی که تمام امکانات را به بهترین نحو داشته باشد ) و رویایی فکر کردن و در انتظار شاهزاده ای با اسب سفید بودن ، یکی از دلایل عدم ازدواج به موقع است.

  راه و رسم زندگی درست که هر کس نخست در خانه می آموزد شامل تمام آن چیزهایی است که باید آموخت تا سالم زندگی کرد. آموزش مسائل دینی ، اخلاقی ، مناسبات فرهنگی هر کشور و مهم ترین آن ها نقش های جنسیتی .

هر فرزندی بسته به دختر و پسر بودن باید نقش جنسیتی اش را در خانواده بیاموزد و این آموزش از همان کودکی شروع می شود . در چنین صورتی مسائل خاص سن بلوغ هم در خانواده البته با حفظ حرمت ها قابل عنوان کردن است.

پدر و مادر موظف اند به دخترشان علاوه بر آموزش ریاضی و زبان و... مسائلی را که درآینده به عنوان یک همسر با آن سر و کار دارند آموزش دهند تا در سن مناسب ، آماده ی پذیرش نقش همسری باشد در مورد پسرها نیز چنین است. 

اینکه ما به بهانه ی پرت شدن حواس و دریده شدن پرده ی حیا و هر چیز دیگر ،هیچ اطلاعاتی به فرزندمان در باره ی نقشی که باید در آینده به خوبی ایفا کند ، ندهیم ، خود به خود باعث این می شود که در سن مناسب انتخاب هنوز آمادگی پذیرش نقش جدید را ندارند.

بهترین راه سلامت ماندن فرزندان ،ازدواج به موقع آن هاست . انتخابی با چشمانی باز ، منطقی و علاقه مندی که بتوانند هم نیازهای غیر قابل انکارشان را به موقع رفع کنند و هم از مصاحبت با همراهی رفیق لذت ببرند.

در این راه به آن ها کمک کنید .

 ندا داوودی

کلمات قصار وجملات زیبااز امام حسین(ع)

چندراه به افکارزیبا

باآجرجمله بساز(اس ام اس)

پیرمردمزرعه دار(داستان)

تقویم ومناسبت های ماه صفر

هدایایی برای مادر(داستان انگلیسی باترجمه)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

ماجرای علامه حلی و سه طلاقه كردن اُلجایْتو

روزی سلطان اُلجایْتو مغولی مشهور به شاه خدابنده از روی غضب زن خود را سه طلاقه کرد و بعد پشیمان شد و تمام علمای مذاهب اربعه (اهل تسنن) را جمع کرد و در حکم شرعی طلاق فتوائی موافق خود خواست، اما آنها متفقاً به وقوع سه طلاق و عدم امکان رجوع زوجیت بدون محلل حکم کردند. یکی از وزرا گفت در شهر حله عالمی است که این طلاق را باطل می‌داند. پس نامه‌ای به علامه نوشته و کسی را به احضار وی فرستاد. علمای حاضر در مجلس شاه گفتند که سزاوار نباشد برای احضار مردی رافضی خفیف العقل باطل مذهب کسی از بستگان شاه روانه شود. اما محمد خدابنده گفت تا حاضر شود و ببینم چه خواهد شد. پس شاه مجلسی از علمای اربعه تشکیل داد و علامه در موقع ورود بدان انجمن کفش‌ها را در بغل کرده و بعد از سلام نزد سلطان که خالی بود نشست.

حاضرین از این امر ناراحت شده به وی گفتند چرا برای سلطان سجده نکردی و ترک ادب نمودی؟ گفت که حضرت رسول اللّه (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) سلطان السلاطین بود و باز هم مردم سلامش می‌دادند، و در آیه شریفه هم هست «فَاِذَا دَخَلتُم بُیوتاً فسلموا علی انفسکم تحیة من عند اللّه مبارکة»، و علاوه در میان ما و شما خلافی نیست در اینکه سجده مخصوص ذات اقدس الهی بوده، و بجز برای خدای تعالی سجده کردن روا نباشد.

گفتند چرا نزد سلطان نشسته و حریم نگذاشتی؟ جواب داد چون غیر از آنجا جای خالی دیگر نبود، و حدیث نبوی است که در حین ورود مجلس هر جا که خالی شد بنشین .

سپس گفتند مگر نعلین چه ارزشی داشت که آن را به مجلس سلطان آوردی و این کار زشت مناسب هیچ عاقلی نمی‌باشد. گفت ترسیدم که حنفی‌ها کفش مرا بدزدند، چنانچه رئیس ایشان کفش حضرت رسول اللّه (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) را دزدید.

حنفی‌ها بانگ برآوردند که ابوحنیفه در زمان آن حضرت وجود نداشته و مدتها پس از وفات آن حضرت تولد یافته.

علامه گفت فراموشم شد، گویا دزد کفش آن حضرت، مالک بوده. پس مالکی مذهبها به همان روش جواب دادند و علامه گفت شاید دزد کفش آن حضرت احمدبن حنبل بوده. و حنبلیها نیز بهمان طریق جواب دادند.

سپس علامه رو به سلطان کرده و گفت حالا معلوم گردید که هیچ یک از روسای مذاهب اربعه در عهد حضرت رسالت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و در زمان اصحاب وجود نداشته و اقوال و آراء ایشان فقط رای و نظر و اجتهاد خودشان است. اما فرقه شیعه تابع حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام می‌باشند که وصی و برادر آن حضرت بود. و بعد به اصل مطلب که همان قضیه طلاق زن سلطان بود پرداخت و پرسید آیا این طلاق با حضور عدلین وقوع یافته؟ سلطان گفت در تنهایی بود. علاّمه گفت پس این طلاق باطل است و همان زن هنوز در زوجیت سلطان باقی است .

پس از آن مناظرات زیادی راجع به امور دینی بین علامه حلی و سایر علمای حاضر در مجلس درگرفت که در همه آنها علم و درایت علامه آشکار گشت و سلطان خدابنده بعد از این جریانات مذهب تشیع را قبول کرد و به اطراف بلاد فرمان داد که به نام دوازده امام خطبه خوانده و سکه زدند و اسامی مقدسه ایشان را در اطراف مساجد و مشاهد ثبت نمایند. علامه نیز کتاب «الفَین» و کتاب «منهاج الکرامة» را به نام آن پادشاه نگاشت و در نزد شاه تقرب زیاد یافت و بر قاضی بیضاوی و قاضی ایجی و محمدبن محمود آملی صاحب نفایس الفنون و دیگر مقربین دربار تفوّق جست، به حدی که شاه در سفر و حضر راضی به مفارقت وی نمی‌شد و امر کرد که برای علامه و طلابی که در درس وی حاضر می‌شدند مدرسه‌ای سیار که دارای حجره‌های کرباسی بوده ترتیب دادند و همواره با اردوی شاهی نقل و در هر منزل نصب شده و مجلس تدریس منعقد می‌شد. درآخر بعضی از کتب علامه نیز قید شده که «از تالیف آن در شهر کرمانشاه در مدرسه سیاره فراغت یافته». و از برخی تواریخ عامه نیز نقل است که از وقایع سال 707هـ . ق. اظهار و اعلان تشیع شاه خدابنده است که به اضلال ابن مطهر شعار تشیع را اعلان و انتشار داده است.

اس ام اس هایی زیبا

داستان دومردماهیگیر

آرایشگرهامغزندارند...

آموزش خوشبختی به کودکان

نقش 6میم و7ت در تربیت کودک

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

شباهت آدم ها و آب!

آب

 اصلاً فکر کردين چرا بيشتر حجم بدن آدما آبه؟!

چون براي زنده بودن و زندگي کردن، بهش نياز دارند! 

- آب ترکيبي از هيدروژن و اکسيژنه. مايع ، روان، در جريان و متحرکه! سنگينه... اما خيلي چيزا روش سبک ميشن. بر آتش غلبه دارد. اگه راکد بمونه ، به باتلاق تبديل مي‌شه!

انسان هم در حرکته که قوي مي‌شه ، در تغييره که استعداد‌هاش نمود پيدا مي‌کنه ، مي‌تونه بر خشمش غلبه کنه و يا مي‌تونه با حرفاش ، خشمي رو فرو بنشانه. ومثل آب اگه راکد بمونه ، بي‌استفاده شده و مي‌ميره!

- آب وقتي از بين ذرات سنگ و شن و ماسه عبور مي‌کنه، زلال و شفاف مي‌شه. خنک مي‌شه و انرژي مي‌گيره.

انسان هم وقتي سختي مي‌کشه ، نرم مي‌شه. ملايم و اصيل به اصلش برمي‌گردد. خالص مي‌شه و انرژي جديد براي ادامه‌ي زندگي پيدا مي‌کنه.

 - آب به اشکال مختلف ظرفي که درونشه ، در مي‌آد. مواد براي تبديل شدن، بهش نياز دارند.

آدمي هم مي‌تونه با محيط‌هاي مختلف، سازگاري پيدا کنه و خيلي جاها وجودش، يه نيازه بدون وجودش، خيلي کار انجام نمي‌شه.

 - آب خاصيت پاک‌کنندگي داره.

انسان اگه خودش داراي روح پاکي باشه، مي‌تونه با اعمال و رفتارش، ديگران رو هم پاک کنه.

 - آب مي‌تونه شيرين، تلخ يا شور بشه.

آدما گاهي خوش‌اخلاق و گاهي بداخلاق مي‌شن و گاهي هم با تکرار مکررات، شور مي‌شن.

 - آب گاهي توي آسمونه و گاهي روي زمين و گاهي هم زيرزمين. گاهي قطره مي‌شه و گاهي دريا. از بين نمي‌ره، فقط تبديل مي‌شه.

انسان هم چه روحي و چه جسمي، مدام تغيير رويه ورفتار مي‌ده. گاهي به اندازه‌ي قطره، کوچيک مي‌شه و گاهي به اندازه‌ي دريا، عظيم. گاهي تا عرش مي‌ره و گاهي زميني مي‌شه.

- نور در آب شکسته مي‌شه. آب در عين حالي که رنگ نداره اما نور رو مي‌شکنه و هفت رنگ ازش به‌وجود مي‌آره.

انسان هم مي‌تونه کاراي خارق‌العاده انجام بده. مي‌تونه با رفتارهاي متفاوت، رنگ‌هاي مختلفي به خودش بگيره. هم‌چنين از رنگ‌ها انرژي بگيره.

 - آب قدرت شفا‌دهي دارد. خالصش، زيباست. خالصش به حالت بخار در مي‌آد و هم‌چنين وقتي منجمد مي‌شه، خالص مي‌شه.

انسان هم مي‌تونه انرژي شفا‌دهي خود رو منتقل کنه و وقتي سختي مي‌بينه و خالص مي‌شه، واقعا زيبا و دوست داشتني مي‌شه.

 - آب در اثر انعکاس نور، آيينه مي‌شه و همه‌چي رو درونش نمايش مي‌ده. رنگ‌ها و ناخالصي‌ها تا حدودي اثر مفيدش رو کمتر مي‌کنند.

آدمي هم اگه بخواد ، مي‌تونه مانند آيينه ، زيبايي‌ها يا زشتي‌هاي جهان و آدماي ديگه رو منعکس کنه. مي‌تونه واقعيت رو نشون بده.

- آب بلورهاي خالصش، به اشکال زيباي هندسي در مي‌ آيد و تحت‌تاثير خوبي و بدي قرار مي گيره.

انسان هم روح و جسمش ، تحت تاثير خوبي و بدي قرار مي‌گيره در نتيجه هاله‌ي اطرافش ، به رنگ‌ها و اشکال مختلفي در مي‌آد.

 - آب صبوره، بسيار صبور... از سنگ هم قدرت بيشتري داره. آروم‌آروم و کم‌کم، سنگ‌ها رو خرد مي‌کنه. کوه به اون محکمي و بزرگي رو مي‌شکنه و ذراتش رو با خودش مي‌بره.

آدمي اگه بخواد ، بسيار صبور و مقاومه و با تلاش ، کوه رو هم جدا مي‌کنه.

 - آب زندگي بخشه و هر چه خالص‌تر در هر جا وجود داشته باشه، باعث شادي و آرامشه.

و آدمي اگه خالص و يک انسان به تمام معنا باشه، در هر جا باعث آرامش بقيه‌ي موجوداته!

فکر نمي‌کنيد آدما هم، چون بيشتر حجم بدن‌شون آبه ، زماني مي‌تونند متعادل باشند که ويژگي‌هاي آب رو به خود بگيرند؟!

 منبع: بر گرفته از مجله شادکامي

قوانین طلایی برای دعواکردن

داستان مصاحبه بایک جنین

رازعشق

متروحیوان نجیبی است

انشایی درباره فوایدگاو

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   |