|
|
|
|
|
فرمايشات بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (ره) درباره تمكين مسئولان ، احزاب و گروهها به قانون و فصلالخطاب بودن قانون اساسي و شوراي نگهبان نميشود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط ميكني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نميتواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند ميشود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ، من قانون اساسي را قبول ندارم ،من مجلس را قبول ندارم ، من رئيسجمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ، ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اينكه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 378)
من باز به همه اين آقاياني كه ميخواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نميدانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام ميكنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ، بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اينطور نباشد، مسئله طور ديگر خواهد شد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415) ******** قانون معنايش اين است كه{ همه} چيزها {را} به حسب قانون اسلامي ، به حسب قانون كشوري كه منطبق با قوانين اسلام است ، همه را ،وظيفهاشان را قانون معين كرده. بعد از اين كه قانون وظيفه را معين كرد ، هر کس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند، اين يك ديكتاتوري است كه حالا به صورت مظلومانه پيش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پيش خواهد آمد و بعد اين كشور را به تباهي خواهد كشيد و اين كشور وقتي به تباهي كشيده شد و اين مردم متفرق و مختلف با هم شدند ، اين همان وظيفه اي است كه براي ابرقدرتها بايد انجام بدهد اين آدم انجام داده، ولو خودش نمي فهمد، اگر بفهمد كه ديگر مصيبت بالاتر است،لكن خودشان ملتفت نيستند. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415) ******** |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
رفت تا دامنش از گرد زمین پاک بماند آسمانی تر از آن بود که در خاک بماند از دل برکه ی شب سرزد و تابید به خورشید تا دل روشن نیلوفری اش پاک بماند دل و دامان شب آنگونه ز سوز دم او سوخت که گریبان سحر تا به ابد چاک بماند خوشه سرمست رسیدن شد و از شاخه فرو ریخت تا که در خاک رگ و ریشه ی این تاک بماند هر چه دیدیم از این چشم ، همه نقش بر آب است نیست نقشی که در آئینه ی ادراک بماند جز صدای سخن عشق صدایی نشنیدم که در این همهمه ی گنبد افلاک بماند
شعراز زنده یاد قیصر امین پور |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
مطالعه مطالب زیر که گزیده ای از سخنرانی رهبر معظم انقلاب حفظه الله می باشد را به همه دوستان توصیه می کنم: شما دولتى هستيد كه دو خصوصيت را جزو شعارها و برنامههاى عملكرد خودتان قرار دادهايد؛ هم به مردم اميد مىدهيد، هم وعدهى عدالت مىدهيد. همان اميد هم به خاطر اين است كه شما پرچم عدالت را بلند كردهايد و دم از عدالت مىزنيد. حقيقتاً هم خلأ امروز دنيا، بيش از همه چيز خلأ عدالت است. در كشور و جامعهى خود ما هم بيشترين چيزى كه اين جامعه تشنهى اوست، عبارت است از عدالت. وقتى ما به مشكلات، كمبودها، توقعات و انتظارات مردم و آرزوهاى بلندى كه در ذهن خود ما براى مردم هست، نگاه مىكنيم، مىبينيم تقريباً همهى اينها برمىگردد به مسئلهى تأمين عدالت؛ كه اگر عدالت تأمين بشود، همهى اين چيزها حل خواهد شد. شما عدالت را مطرح كرديد، خيلى خوب است. البته ممكن است در اين وادى طولانى و پرخطر و دشوار، شما بتوانيد قدم هايى را طى كنيد؛ ممكن است تا پايان راه، عمرهاى ما يا فرصت هاى خدمتگزارى كفاف ندهد؛ اما همين قدمى كه مىگذاريد و جهتى كه اتخاذ كردهايد، بسيار باارزش و زندهكنندهى اين شعار است.4/6/1386 اين براى انقلاب ما يك پديدهى معجزآسا و بىنظير است كه ما امروز همان شعارهايى را مىدهيم و همان اصول و مبانىاى را براى خودمان برنامهى عمل قرار دادهايم كه در اول انقلاب همانها اعلام شده بود؛ يعنى در برنامهريزيهاى ما و در خواست ما، هيچ تخطىاى از اين اصول صورت نگرفته است. اين خيلى مهم است.4/6/1386
ممكن است شماها نتوانسته باشيد - يا تا آخر هم نتوانيد - همهى آنچه را كه در مورد عدالت مىبايد انجام داد، انجام بدهيد؛ لكن نفس رويكرد شما به عدالت، چيز بسيار باارزشى است و هر مقدارى كه مىتوانيد بايستى حركت كنيد كه: به راه باديه رفتن به از نشستن باطل كه گر مراد نجويم بهقدر وسع بكوشم تغييراتى كه در ساخت عمومى تشكيلات دستگاه و دولت داده مىشود، خيلى كارهاى اساسىاى است. اصلاح هم واقعاً همين هاست كه انسان بيايد و در جهت صلاح، بخش هاى مختلف را نگاه كند و ساخت ها را بهطور اساسى تغيير بدهد و دگرگون كند.4/6/1386 در رساندن خدمت به افراد محروم جامعه و عدالت، به اعتقاد من اين مسئلهى سفرهاى استانى خيلى مهم است. اين كارى كه آقايان بر دوش گرفتيد و راه افتاديد و رفتيد و همهجاى كشور را زير پا گذاشتيد و با مردم تماس گرفتيد و از نزديك درد دل هاى مردم را - كه از زبان مسؤولينشان، ائمهى جمعهشان و افراد شاخصشان گفته مىشود - شنيديد، خيلى بهنظر من خوب است…رفتن به سفر و مواجه شدن با واقعيتهاى زندگى مردم، خيلى چيز مهمى است. چطور ممكن است كسى اين را انكار كند يا دربارهاش ترديد كند يا در فائده و سود او تشكيك كند؟ اين خيلى كار مهمى است. اين كار را شماها داريد انجام مىدهيد. البته زحمت هم دارد؛ زحمتش را هم قبول مىكنيد.4/6/1386 از انتقاد هم اصلاً عصبانى نشويد. بعضى از انتقادكنهاى از دولت، هدفشان اين است كه شما را عصبانى كنند، خسته كنند و از جا در ببرند؛ اصلاً انتقاد با اين هدف انجام مىگيرد. يا عيبجويىهاى بيخود؛ ديدهايد گاهى يك خبرى را تيتر مىكنند، بزرگ مىكنند؛ فردا، پسفردايش معلوم مىشود اصلاً دروغ است و اصل ندارد! اينها هم كارهايى است كه بعضيها انجام مىدهند.4/6/1386 يك خصوصيت اين است كه اين دولت، واقعاً يك دولت كار است؛ دولت حركت و اقدام است؛ انرژى و نشاطِ كار اين دولت، يك امر برجسته است. الحمدللَّه شما از سال اول همينجور حركت كرديد، الان هم با اين كه سه سال از عمر اين دولت گذشته، انسان احساس ميكند كه تحرك و نشاط و فعاليت و اقدام در اين دولت محسوس است - يعنى كاهش پيدا نكرده؛ افت پيدا نكرده - اين خيلى چيز باارزشى است. در خدمت به مردم جديت وجود دارد. رفتن به شهرها، رفتن به شهرهاى كوچك، همهى نقاط كشور را زير پا گذاشتن و هيچ نقطهاى از كشور را از منظر خبرگى و كارشناسى دور قرار ندادن، اينها چيزهاى باارزشى است. اين امتياز اول است؛ در هر مجموعهاى اين امتياز وجود داشته باشد، جا دارد كه انسان از آن قدردانى كند، به آن تصريح كند و امیدوار و مطمئن باشد كه خداى متعال هم به آن مجموعه كمك خواهد كرد و ثواب خواهد داد.۲/۶/۸۷
خصوصيت و امتياز دوم كه در اين دولت هست، شعار و گفتمان كلى اين دولت است كه منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمانهاى انقلاب است؛ اين خيلى چيز باارزشى است. اين را هيچكس نمىتواند نديده بگيرد. هر دلبستهى به انقلاب، اين را قدر مىداند؛ هر كسى كه پيشرفت كشور را با هدايت انقلاب و با كارگردانى انقلاب تصور مىكند، بايد اين را قدر بداند. عدالتخواهى در اين دولت پررنگ شد.۲/۶/۸۷
مسئلهى اعادهى عزت ملى و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زيادهطلبى سياستهاى ديگران و ترك شرمندگى در مقابل غرب و غربزدگى را هم انسان در اين دولت احساس مىكند؛ عزت ملى و استقلال حقيقى و معنوى از اينجا حاصل ميشود. استقلال به اين نيست كه انسان شعار استقلال بدهد يا حتى مثلاً در زمينههاى اقتصادى هم به يك رشد بالايى دست پيدا كند؛ نه، استقلال اين است كه يك ملت به هويت خود و به عزت خود معتقد و براى او اهميت قائل باشد، براى حفظ او تلاش و كار كند و در مقابل متعرضين و مستهزئين،شرمنده اظهارات و جايگاه خود نباشد.۲/۶/۸۷
روند غربباورى و غربزدگى را كه متأسفانه داشت در بدنهى مجموعههاى دولتى نفوذ ميكرد، متوقف كرديد؛ اين چيز مهمى است. حالا يك عدهاى در جامعه، ممكن است به هر دليلى شيفتهى يك تمدنى يا يك كشورى باشند؛ اما اين وقتى به بدنهى مديران انقلاب و مجموعههاى انقلاب نفوذ ميكند، چيز خيلى خطرناكى مىشود. اين ديده ميشد؛ خب، جلويش گرفته شد.۲/۶/۸۷
گرايشهاى سكولاريستى - كه متأسفانه باز داشت در بدنهى مجموعهى مديران كشور نفوذ مىكرد - جلويش گرفته شد.۲/6/138۷
گفتمان عمومى دولت(نهم) اين هاست؛ به طور خلاصه: زندهكردن و بازسازى برخى خصوصيات جوهرى انقلاب و منطق امام؛ و مقابلهى با كسانى كه ميخواستند اين ارزشها و اين مفاهيم اساسى را منسوخ كنند، يا از بين ببرند، يا ادعا ميكردند كه منسوخ شده و از بين رفته؛ اين چيز باارزشى است.2/6/1387
«من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق». اين وظيفهى بنده هم هست، وظيفهى همه هم هست. اگر چنانچه اين خصوصيات را در مجموعهى دولت كنونى قدردانى نكنيم و تشكر نكنيم، طبعاً خدا را خوش نمىآيد.۲/6/1387
آدم متأسفانه مىبيند چيزهايى كه به نام انتقاد از دولت و نقادى دولت، امروز گفته مي شود، شكل همين تخريب را دارد: يعنى انكار امتيازات، قبول نكردن برجستگي ها و كارهاى خوب، و درشت كردن و برجسته كردن ضعف ها. خب بله، ضعف هست. هر دولتى بالاخره ضعف دارد؛ انسان ها ضعف دارند ديگر؛ ضعف ها را بگويند، قوّت ها را بگويند. جمعبندىِ كار يك دولت، آن وقتى است كه ضعف ها و قوّت ها را منصفانه پهلوى همديگر قرار بدهند؛ آن وقت مي شود جمعبندى كرد. نه اينكه بيايند يكسره بنا كنند به بدگويى كردن و انكار كردن همهى خصوصيات. بنده سهتا نقطهى اصلى را - حالا بيش از اين نقاط وجود دارد - در اول عرايضم گفتم. خب اين سه چيز را بگويند - آنچه كه در زمينهى روحيهى دولت و گفتمان اساسىِ دولت هست، آنچه در زمينهى نوع عملكرد دولت هست، آنى كه در زمينهى خلقيات دولتىِ مجموعهى دستاندركار هست - بعد بگويند بله، آنجا هم فلان كار ضعف دارد؛ اين اشكالى ندارد. اين را با گوش جان بايستى شنيد و پذيرفت. اما اينها نبايد با بىملاحظهگى، نديده گرفتن و بىاعتنايى كردن و حتّى بعضى از نقاط قوّت را به عنوان نقطهى ضعف معرفى كردن، همراه باشد.2/6/1387
ما امروز در مقابلهى با استكبار، در سياست خارجى زبانمان زبانِ طلبگارى، عزت، اقتدار معنوى و اقتدار ملى است؛ آن وقت بعضى بيايند همين را به عنوان نقطهى ضعف وانمود كنند كه نه آقا! شما كارى كردهايد كه فلان دولتها از شما خوششان نيايد. خب، معلوم است كه خوششان نمىآيد. فلان دولت ها آن وقتى خوششان مىآيد كه انسان تملق آنها را بگويد و حرف هاى آنها را به عنوان حرف هاى برتر ذكر بكند؛ خودش را كوچك كند و از حرف هاى خودش و حرف هاى انقلاب عقبنشينى كند؛ آن وقت آنها خيلى خوششان مىآيد! انتقاد خوب است، تخريب بد است؛ انتقاد خدمت است، تخريب خيانت است؛ نه خيانت به دولت، بلكه خيانت به نظام و خيانت به كشور است. نبايد تخريب بكنند، انتقاد بكنند.2/6/1387
انگيزههاى خط تخريب داخلى هم يك طيف وسيعى است و نمي شود انسان همه را به يك چوب براند: بعضيها واقعاً خبرى ندارند - يعنى مغرض نيستند؛ اطلاعاتشان كم است و بر اثر بىاطلاعى چيزى ميگويند - بعضيها غرضهاى شخصى و غرضهاى سطحى دارند؛ بعضيها غرضهاشان غرضهاى عمقى است؛ يعنى با نظام مسئله دارند، كينهى امام در دلشان است و حرف هاى امام را يا از اول قبول نداشتند يا حالا قبول ندارند - آن هايى كه از آن حرف ها رو برگرداندند و پشيمانشدهها و برگشتهها - اينها يك طيف وسيعى از انگيزههاست، ليكن بالاخره محصول و جمعبندىاش همين تهاجم ها و پنجهزدنها و لجن پراكنىهاست كه وجود دارد.2/6/1387 دوستان گرامی در انتخاب نامزد مورد نظر خود دقت کنید چراکه با یک رای من وشما فردی که امور نظام اسلامی را عهده دار می شود اگر خدای نخواسته عملی را انجام دهد که دل امام زمان روحی وارواح العالمین له الفدا رنجیده شود وخون شهدا پایمال شود باید جوابگو باشیم وتوجیه رای خود رابه یکتای بی همتا ارائه کنیم... . در شناخت نامزدها دونکته به نظرم مهم است : ۱. توجه ویا عدم توجه آمریکا واسرائیل ودر کل دشمنان نظام به آمدن یا نیامدن فردی( در رسانه های خود آمدن فردی را برای خود معضل می دانند ودر مقابل برای آمدن شخص دیگری امیدوار هستند) ۲. توجه به حامیان داخلی (ازاشخاص واحزاب) که روز گاری در راس امر بودند وحتی درباره امام عزیز نوشتند که امام وافکار امام راباید در موزه ها جستجو کرد و یا گریه و عزاداری برای امام حسین(ع) جوانان را انتقام جو وخشن بار می آورد وباید زیاراتی مثل زیارت عاشورا عوض شوند... ودوباره دلسوز مردم ودین مردم شده وبرای اینکه نامزد محترمی رای بیاورد به او پیشنهاد می کنند که شال سبز وسیدی به گردن بیندازد...(این هانمونه بودند){خود افراد سالم وانقلابی هستند اما وقتی کسی در قالب حزب وبه پشتیبانی احزاب برای انتخابات وارد شود چاره ای ندارد مگر اینکه به احزاب وجریانات که برخی منحرف از خط اسلام هستند باج دهد} اظهارنظر سایت آلمانی درباره کاندیداها رازمحبوبیت احمدی نژاد به اعتراف رسانه های غرب ارزیابی گلف نیوز از فضای سیاسی ایران کشور ماایران است نه...پدران ماانقلاب کردند تا ما راحت باشیم... |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||