تبليغاتX
به کجا چنین شتابان؟...
قرآن معصومين داستان جملات بزرگان اس ام اس تربيت كودك خانواده

1. مشكلات و بیچارگی های خود را برای مردم تشریح نكن كه در نظر آنان كوچك و حقیر جلوه خواهی كرد .

2. كمتر قرض كن تا آزاد باشی .

3. بیشتر گناهان  فرزند آدم از زبان اوست .

4. منتهی درجه ی خرد ، اقرار به نادانی است .

5. نشانه ی خرد خردمندان ، مدارا كردن با مردم است .

6. خدا  تا وقتی كه بنده به برادرش یاری می كند به او یاری می نماید .

7. آبادی دل ها در همنشینی با صاحبان خرد است .

۸. آفت زیركی و هشیاری ، مكر و خدعه است .

۹. هر چه را آسان گیری ، آسان شود .

۱۰. اعمال همه بندگان در مقایسه با اعمال مجاهدان در راه خدا ، همچون قطره آبی است كه پرستویی با منقار خود از دریا بر می گیرد .

۱۱. در اخلاق  پسندیده و خردهای برجسته و ارزش های بزرگ بر یكدیگر پیشی گیرید تا پاداش بزرگ نصیب شما شود .

۱۲. خوشا آن كس كه علم  و عملش ،‌ دوستی  و دشمنی اش ، گرفتن و رها كردنش ، سخن و سكوتش ، و رفتار و گفتارش را برای خدا خالص كرده باشد .

۱۳. سه چیز از بزرگوار ی های دنیا و آخرت است : كسی را كه به تو ستم كرده است ببخشایی؛ با هر كه از تو بریده است بپیوندی ؛ چون در حق تو نادانی كردند بردباری كنی.

۱۴. برترین مردم كسی است كه به عبادت  عشق ورزد ، سپس آن را در آغوش گیرد و قلباً دوستش داشته باشد .

1۵. هوی و هوس ها ، اساس و ریشه همه بدبختی ها و محنت هاست .

1۶. هر كس تقوی بورزد ، امورش آسان خواهد بود .

۱۷. برترین اعمال ، بادوام ترین آنهاست هر چند كم باشد .

۱۸. هنگامی كه با یكدیگر ملاقات می نمایید ، آن را با سلام كردن و به هم دست دادن همراه كنید و وقتی از یكدیگر جدا می شوید ، با طلب آمرزش و استغفار جدا شوید.

سوالاتی پیرامون رقص

کلیپ نمازگذاری که به جای گذاشتن پیشانی برزمین بر...نمازگذارجلویی پیشانی می گذارد

آیاگناه سرنوشت کسی رادگرگون می کند؟

چه کنیم خدارا دوست داشته باشیم

نسخه ای برای گشایش بخت

اس ام اس هایی زیبا وجالب

اگه یک سیب بیفته روسرت چیکارمی کنی؟

من مامانم توبابا

حدیث همراه(منتخب میزان الحکمه)

پیشگویی که حتمارخ می دهد...

لطیفه های سالم

غرائزجنسی

چراخداوندیوسف رادوست داشت

همه وارد جهنم می شویم

پدرگناه کارراباید درآورد

هستی یانیستی ؟!

چندکلیدطلایی برای آرامش درزندگی

کراماتی ازحضرت فاطمه معصومه(س)

اس ام اس دونی

کلیدهایی برای تربیت موفق

لزوم آموزش دردوران کودکی

پیشگویی که حتمارخ می دهد...

لطیفه های سالم

غرائزجنسی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

ایام شهادت مولی الموحدین، امام المتقین، علی ابن مرتضی علیه السلام تسلیت باد

سفارش حضرت علی علیه السلام به امام حسن عليه السلام

حضرت علي عليه السلام

از پدرى كه: در آستانه فناست و چيرگى زمان را پذيراست، زندگى را پشت سر نهاده، به گردش روزگار گردن داده، نكوهنده اين جهان است. و آرمنده سراى مردگان، و فردا كوچنده از آن.

به فرزندى كه: آرزومند چيزى است كه به دست نيايد، رونده راهى است كه به جهان نيستى درآيد . فرزندى كه بيماريها را نشانه است و در گرو گذشت زمانه. تير مصيبت‎ها بدو پران است، و خود دنيا را بنده گوش به فرمان. سوداگر فريب است و فنا را وامدار، و بندى مردن و هم سوگند اندوه‎هاى‏ [جان‏آزار] و غم‎ها را همنشين است و آسيب‎ها را نشان، و به خاك افكنده شهوت‎هاست و جانشين مردگان.

اما بعد، آنچه آشكار از پشت كردن دنيا بر خود ديدم، و از سركشى روزگار و روى آوردن آخرت بر خويش سنجيدم، مرا از ياد جز خويش باز مى‏دارد، و به نگريستنم بدانچه پشت سر دارم نمى‏گذارد جز كه من، هر چند مردمان را غمخوارم بيشتر غم خود دارم.

اين غمخوارى راى مرا بازگردانيد، و از پيروى خواهش نفسم بپيچانيد. و حقيقت كار را برايم آشكار نمود، و مرا به كارى راست واداشت كه بازيچه‏اى در آن نبود، و با حقيقت ‏[روبرو ساخت‏] كه دروغى آن را نيالود. و تو را ديدم كه پاره‏اى از منى، بلكه دانستم كه مرا همه جان و تنى. چنانكه اگر آسيبى به تو رسد به من رسيده، و اگر مرگ به سر وقتت آيد، رشته زندگى مرا بريده. پس كار تو را چون كار خود شمردم، و اين اندرزها را به تو راندم تا تو را پشتيبانى بود. خواه من زنده مانم و تو را در كنار، يا مرده و جايگزين دار القرار.

تو را سفارش مى‏كنم به ترس از خدا، و پيوسته در فرمان او بودن، و دلت را به ياد او آبادان نمودن، و به ريسمان اطاعتش چنگ در زدن، و كدام رشته استوارتر از طاعت خدا ميان خود و او دارى، اگر بگيريش و بدان دست در آرى؟

دلت را به اندرز زنده‏دار و به پارسايى بميران، و به يقين نيروبخش و به حكمت روشن گردان، و با ياد مرگش خوار ساز، و به اقرار به نيست شدنش وادار ساز. و به سختي‎هاى دنيايش بينا گردان و از صولت روزگار و دگرگونى آشكار ليل و نهارش بترسان، و خبرهاى گذشتگان را بدو عرضه‏ دار، و آنچه را به آنان كه پيش از تو بودند رسيد به يادش آر، و در خانه‏ها و بازمانده‏هاى آنان بگرد و بنگر كه چه كردند، و از كجا به كجا شدند و كجا بار گشودند و در كجا فرود آمدند. آنان را خواهى ديد كه از كنار دوستان رخت بستند و در خانه‏هاى غربت نشستند، و چندان دور نخواهد نمود كه تو يكى از آنان خواهى بود.

پس در نيكو ساختن اقامتگاه خويش بكوش، و آخرت را به دنيا مفروش. در آنچه نمى‏دانى سخن را واگذار و آنچه را بر عهده ندارى بر زبان ميار. و راهى را كه در آن از گمراهى، ترسى مسپار، كه هنگام سرگردانى ‏گمراهى، باز ايستادن بهتر است تا در كارهاى بيمناك افتادن.

به كار نيك امر كن و خود را در شمار نيكوكاران در آر. و به دست و زبان، كار ناپسند را زشت شمار. و از آن كه كار ناپسند كند با كوشش، خود را دور بدار. در راه خدا بكوش، چنانكه شايد، و از سرزنش ملامتگرانت بيمى نبايد. براى حق به هر دشوارى، هر جا بود در شو. و در پى آموختن دين رو. خود را به شكيبايى عادت ده در آنچه ناخوشايند است، كه شكيبايى ورزيدن عادتى پسنديده و ارجمند است. در همه كارها نفس خود را به پناه پروردگارت در آر، كه به پناهگاهيش در آورده‏اى استوار، و نگاهبانى پايدار و آنچه از پروردگارت خواهى تنها از او خواه، كه به دست اوست بخشيدن و محروم نمودن، و فراوان طلب خير كن و نيك در كارها ببين و آن را كه بهتر است بگزين و وصيت مرا درياب و روى از آن متاب، كه بهترين گفته سخنى است كه سود دهد و بدان كه سودى نيست در دانشى كه فايدتى نبخشد، و نه در فرا گرفتن علمى كه دانستن آن سزاوار نبود.

پسركم! چون ديدم ساليانى را پشت سر نهاده‏ام و به سستى در افتاده، بدين وصيت براى تو پيشدستى كردم، و خصلت‎هايى را در آن برشمردم، از آن پيش كه مرگ بشتابد و مرا دريابد. و آنچه در انديشه دارم به تو ناگفته ماند، يا انديشه‏ام نيز، همچون تنم نقصانى به هم رساند، يا پيش از [نصيحت‏] من پاره‏اى خواهش‎هاى نفسانى بر تو غالب گردد، يا فريبندگي‎هاى دنيا تو را بفريبد.

پس همچون شترى باشى گريزان و سرسخت و نا به فرمان و دل جوان، همچون زمين ناكشته است، هر چه در آن افكنند بپذيرد، پس به ادب آموختنت پرداختم، پيش از آن كه دلت سخت شود و خردت هوايى ديگر گيرد، تا با رأى قاطع روى به كار آرى، و از آنچه خداوندان تجربت در پى آن بودند و آزمودند بهره‏ بردارى، و رنج طلب از تو برداشته شود و نيازت به آزمودن نيفتد. پس به تو آن رسد كه ما [به تجربت‏] بدان رسيديم، و براى تو روشن شود آنچه گاهى تاريكش مى‏ديديم.

پسركم! هر چند من به اندازه همه آنان كه پيش از من بوده‏اند نزيسته‏ام، اما در كارهاشان نگريسته‏ام و در سرگذشت‎هاشان انديشيده، و در آنچه از آنان مانده، رفته و ديده‏ام تا چون يكى از ايشان گرديده‏ام، بلكه با آگاهى كه از كارهاشان به دست آورده‏ام گويى چنان است كه با نخستين تا پسينشان به سر برده‏ام. پس از آنچه ديدم، روشن را از تار و سودمند را از زيانبار باز شناختم و براى تو از هر چيز زبده آن را جدا ساختم و نيكويى آن را برايت جستجو كردم، و آن را كه شناخته نبود از دسترس تو به دور انداختم، و چون به كار تو چونان پدرى مهربان عنايت داشتم و بر ادب آموختنت همت گماشتم، چنان ديدم كه اين عنايت در عُنفوان جوانيت به كار رود و در بهار زندگانى، كه نيتى پاك دارى و نهادى بى ‏آك، و اينكه نخست تو را كتاب خدا بياموزم، و تأويل آن را به تو تعليم دهم، و شريعت اسلام و احكام آن را از حلال و حرام بر تو آشكار سازم و به ديگر چيز نپردازم. سپس از آن ترسيدم كه مبادا رأى و هوايى كه مردم را دچار اختلاف گردانيد تا كار بر آنان مشتبه گرديد، بتازد و بر تو نيز كار را مشتبه سازد.

پس هر چند آگاه ساختنت را از آن، خوش نداشتم استوار داشتنش را پسنديده‏تر داشتم تا آن كه تو را به حال خود واگذارم، و به دست چيزى كه هلاكت در آن است بسپارم، و اميد بستم كه خدا توفيق رستگاريت عطا فرمايد، و راه راست را به تو بنمايد. پس اين وصيت را در عهده‏ات مي‎گذارم ‏[و تو را به خدا مى‏سپارم‏].

نهج البلاغه نامه حضرت به امام حسن مجتبی علیه السلام

 برگرفته از کتاب على از زبان على، دكتر سيد جعفر شهيدى

حضرت علی علیه السلام

طبیبا وا مکن زخم سرم را

مسوزان قلب زینب دخترم را

طبیبا کار از درمان گذشته

که آتش آب کرده پیکرم را

طبیبا نسخه ننویسی که باید

اجل بر چیند امشب بسترم را

ببند آنگون فرقم را که در قبر

نبیند فاطمه زخم سرم را

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   |