|
|
|
|
|
چهل حدیث از امام علی بن موسی الرضاعلیه السلام 1. مؤمن ، مؤمن واقعي نيست ، مگر آن كه سه خصلت در او باشد : سنتي از پروردگارش و سنتي از پيامبرش و سنتي از امامش . اما سنت پروردگارش ، پوشاندن راز خود است ، اما سنت پيغمبرش ، مدارا و نرم رفتاري با مردم است ، اما سنت امامش صبر كردن در زمان تنگدستي و پريشان حالي است 2. پنهان كننده كار نيك ( پاداشش ) برابر هفتاد حسنه است و آشكار كننده كار بد سرافكنده است ، و پنهان كننده كار بد آمرزيده است 3. از اخلاق پيامبران ، نظافت و پاكيزگي است 4. دوست هركس عقل او ، و دشمنش جهل اوست 5. عقل شخص مسلمان تمام نيست ، مگر اين كه ده خصلت را دارا باشد : از او اميد خير باشد ، از بدي او در امان باشند ، خير اندك ديگري را بسيار شمارد ، خير بسيار خود را اندك شمارد ، هرچه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود ، در عمر خود از دانش طلبي خسته نشود ، فقر در راه خدايش از توانگري محبوبتر باشد ، خواري در راه خدايش از عزت با دشمنش محبوبتر باشد ، گمنامي را از پرنامي خواهانتر باشد . سپس فرمود : دهمي چيست و چيست دهمي ! به او گفته شد : چيست ؟ فرمود : احدي را ننگرد جز اين كه بگويد او از من بهتر و پرهيزگارتر است 6. ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است ، و تقوا يك درجه بالاتر از ايمان است ، و به فرزند آدم چيزي بالاتر از يقين داده نشده است 7. ايمان انجام واجبات و دوري از محرمات است ، ايمان عقيده به دل و اقرار به زبان و كردار با اعضاء تن است 8. حضرت رضا ( علیه السلام ) هميشه به اصحاب خود مي فرمود : بر شما باد به اسلحه پيامبران ، گفته شد : اسلحه پيامبران چيست ؟ فرمود : دعا 9. پيوند خويشاوندي را برقرار كنيد گرچه با جرعه آبي باشد ، و بهترين پيوند خويشاوندي ، خودداري از آزار خويشاوندان است 10. از نشانه هاي دين فهمي ، حلم و علم است ، و خاموشي دري از درهاي حكمت است . خاموشي و سكوت ، دوستي آور و راهنماي هر كار خيري است 11. زماني بر مردم خواهد آمد كه در آن عافيت ده جزء است ، كه نه جزء آن در كناره گيري از مردم ، و يك جزء آن در خاموشي است 12. از امام رضا ( علیه السلام ) از حقيقت توكل سؤال شد . فرمود : اين كه جز خدا از كسي نترسي 13. بخيل را آسايشي نيست ، و حسود را خوشي و لذتي نيست ، و زمامدار را وفايي نيست ، و دروغگو را مروت و مردانگي نيست 14. به خداوند خوشبين باش ، زيرا هركه به خدا خوشبين باشد ، خدا با گمان خوش او همراه است ، و هركه به رزق و روزي اندك خشنود باشد ، خداوند به كردار اندك او خشنود باشد ، و هركه به اندك از روزي حلال خشنود باشد ، بارش سبك و خانواده اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنيا و دوايش بينا سازد و او را از دنيا به سلامت به دار السلام بهشت رساند 15. ايمان چهار ركن است : توكل بر خدا ، رضا به قضاي خدا ، تسليم به امر خدا ، واگذاشتن كار به خدا 16. از امام رضا درباره بهترين بندگان سؤال شد . فرمود : آنان هرگاه نيكي كنند خوشحال شوند ، و هرگاه بدي كنند آمرزش خواهند ، و هرگاه عطا شوند شكر گزارند ، و هرگاه بلا بينند صبر كنند ، و هرگاه خشم كنند . درگذرند 17. از حضرت امام رضا ( علیه السلام ) درباره خوشي دنيا سؤال شد . فرمود : وسعت منزل و زيادي دوستان 18. هر كس اندوه و مشكلي را از مؤمني برطرف نمايد ، خداوند در روز قيامت اندوه را از قلبش برطرف سازد 19. بعد از انجام واجبات ، كاري بهتر از ايجاد خوشحالي براي مؤمن ، نزد خداوند بزرگ نيست 20. به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيد و دست يكديگر را بفشاريد و به هم خشم نگيريد 21. بر شما باد راز پوشي در كارهاتان در امور دين و دنيا . روايت شده كه " افشاگري كفر است " و روايت شده " كسي كه افشاي اسرار مي كند با قاتل شريك است " و روايت شده كه " هرچه از دشمن پنهان مي داري ، دوست تو هم بر آن آگاهي نيابد " 22. هر كس به رزق و روزي كم از خدا راضي باشد ، خداوند از عمل كم او راضي باشد. 23. پنج چيز است كه در هر كس نباشد اميد چيزي از دنيا و آخرت به او نداشته باش : كسي كه در نهادش اعتماد نبيني ، و كسي كه در سرشتش كرم نيابي ، و كسي كه در خلق و خوي اش استواري نبيني ، و كسي كه در نفسش نجابت نيابي ، و كسي كه از خدايش ترسناك نباشد. 24. به راستي كسي كه در پي افزايش رزق و روزي است تا با آن خانواده خود را اداره كند ، پاداشش از مجاهد در راه خدا بيشتر است 25. مبادا اعمال نيك و تلاش در عبادت را به اتكاي دوستي آل محمد ( علیهم السلام ) رها كنيد ، و مبادا دوستي آل محمد (علیهم السلام ) و تسليم براي آنان را به اتكاي عبادت از دست بدهيد ، زيرا هيچ كدام از اين دو به تنهايي پذيرفته نمي شود 26. عبادت پر روزه داشتن و نماز خواندن نيست ، و همانا عبادت پر انديشه كردن در امر خداست 27. به آن حضرت گفته شد : چگونه صبح كردي ؟ فرمود : با عمر كاسته ، و كردار ثبت شده ، و مرگ بر گردن ما و دوزخ دنبال ما است ، و ندانيم با ما چه شود 28. هيچ بنده به حقيقت كمال ايمان نرسد تا سه خصلتش باشد : بينايي در دين ، و اندازه داري در معيشت ، و صبر بر بلاها 29. ريان از امام رضا عليه السلام پرسيد : نظرتان راجع به قرآن چيست ؟ امام فرمود : قرآن سخن خداست ، فقط از قرآن هدايت بجوييد و سراغ چيز ديگر نرويد كه گمراه مي شويد 30. عبدالسلام هروي مي گويد : از امام رضا ( ع ) شنيدم مي فرمود : خدا رحمت كند كسي را كه آرمان ما را زنده كند . گفتم : چگونه اين كار را بكند ؟ فرمود : آموزشهاي ما را ياد بگيرد و به مردم بياموزد 31. هركس از خود حساب بكشد سود مي برد و هركس از خود غافل شود زيان مي بيند ، و هركس ( از آينده اش ) بيم داشته باشد به ايمني دست مي يابد ، و هركس از حوادث دنيا عبرت بگيرد بينش پيدا مي كند ، و هركس بينش پيدا كند مسائل را مي فهمد و هركس مسائل را بفهمد عالم است 32. عجب درجاتي دارد : يكي اين كه كردار بد بنده در نظرش خوش جلوه كند و آن را خوب بداند و پندارد كار خوبي كرده . يكي اين كه بنده اي به خدا ايمان آورد و منت بر خدا نهد با اين كه خدا را به او منت است در اين باره 33. خداوند سه چيز را به سه چيز ديگر مربوط كرده است و به طور جداگانه نمي پذيرد . نماز را با زكات ذكر كرده است ، هركس نماز بخواند و زكات ندهد نمازش پذيرفته نيست . نيز شكر خود و شكر از والدين را با هم ذكر كرده است . از اين رو هركس از والدين خود قدرداني نكند از خدا قدرداني نكرده است . نيز در قرآن سفارش به تقوا و سفارش به ارحام در كنار هم آمده است . بنابراين اگر كسي به خويشاوندانش رسيدگي و احسان ننمايد ، با تقوا محسوب نمي شود 34. از حرص و حسادت بپرهيز كه اين دو ، امتهاي گذشته را نابود كرد ، و بخيل نباش كه هيچ مؤمن و آزاده اي به آفت بخل مبتلا نمي شود . بخل مغاير با ايمان است 35. صدقه بده هرچند كم باشد ، زيرا هر كار كوچكي كه صادقانه براي خدا انجام شود بزرگ است 36. توبه كار به منزله كسي است كه گناهي نكرده است 37. بهترين تعقل خودشناسي است 38. به خدا خوش گمان باشيد ، زيرا خداي عزوجل مي فرمايد : من نزد گمان بنده مؤمن خويشم ، اگر گمان او خوب است ، رفتار من خوب و اگر بد است ، رفتار من هم بد باشد 39. گاهي ، مردي كه سه سال از عمرش باقي مانده صله رحم مي كند و خدا عمرش را 30 سال قرار مي دهد و خدا هرچه خواهد مي كند 40. حريصانه به دنبال قضاي حاجت حاجتمندان باشيد ، هيچ عملي بعد از واجبات بالاتر از شاد كردن مسلمان نيست چه کنیم خدارا دوست داشته باشیم اگه یک سیب بیفته روسرت چیکارمی کنی؟ نامه امام علی علیه السلام به مالک اشتر(1) نامه امام علی علیه السلام به مالک اشتر(2) شش تدبیر امام رضا در مقابله با مامون
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
ایام شهادت مولی الموحدین، امام المتقین، علی ابن مرتضی علیه السلام تسلیت بادسفارش حضرت علی علیه السلام به امام حسن عليه السلام
از پدرى كه: در آستانه فناست و چيرگى زمان را پذيراست، زندگى را پشت سر نهاده، به گردش روزگار گردن داده، نكوهنده اين جهان است. و آرمنده سراى مردگان، و فردا كوچنده از آن. به فرزندى كه: آرزومند چيزى است كه به دست نيايد، رونده راهى است كه به جهان نيستى درآيد . فرزندى كه بيماريها را نشانه است و در گرو گذشت زمانه. تير مصيبتها بدو پران است، و خود دنيا را بنده گوش به فرمان. سوداگر فريب است و فنا را وامدار، و بندى مردن و هم سوگند اندوههاى [جانآزار] و غمها را همنشين است و آسيبها را نشان، و به خاك افكنده شهوتهاست و جانشين مردگان. اما بعد، آنچه آشكار از پشت كردن دنيا بر خود ديدم، و از سركشى روزگار و روى آوردن آخرت بر خويش سنجيدم، مرا از ياد جز خويش باز مىدارد، و به نگريستنم بدانچه پشت سر دارم نمىگذارد جز كه من، هر چند مردمان را غمخوارم بيشتر غم خود دارم. اين غمخوارى راى مرا بازگردانيد، و از پيروى خواهش نفسم بپيچانيد. و حقيقت كار را برايم آشكار نمود، و مرا به كارى راست واداشت كه بازيچهاى در آن نبود، و با حقيقت [روبرو ساخت] كه دروغى آن را نيالود. و تو را ديدم كه پارهاى از منى، بلكه دانستم كه مرا همه جان و تنى. چنانكه اگر آسيبى به تو رسد به من رسيده، و اگر مرگ به سر وقتت آيد، رشته زندگى مرا بريده. پس كار تو را چون كار خود شمردم، و اين اندرزها را به تو راندم تا تو را پشتيبانى بود. خواه من زنده مانم و تو را در كنار، يا مرده و جايگزين دار القرار. تو را سفارش مىكنم به ترس از خدا، و پيوسته در فرمان او بودن، و دلت را به ياد او آبادان نمودن، و به ريسمان اطاعتش چنگ در زدن، و كدام رشته استوارتر از طاعت خدا ميان خود و او دارى، اگر بگيريش و بدان دست در آرى؟ دلت را به اندرز زندهدار و به پارسايى بميران، و به يقين نيروبخش و به حكمت روشن گردان، و با ياد مرگش خوار ساز، و به اقرار به نيست شدنش وادار ساز. و به سختيهاى دنيايش بينا گردان و از صولت روزگار و دگرگونى آشكار ليل و نهارش بترسان، و خبرهاى گذشتگان را بدو عرضه دار، و آنچه را به آنان كه پيش از تو بودند رسيد به يادش آر، و در خانهها و بازماندههاى آنان بگرد و بنگر كه چه كردند، و از كجا به كجا شدند و كجا بار گشودند و در كجا فرود آمدند. آنان را خواهى ديد كه از كنار دوستان رخت بستند و در خانههاى غربت نشستند، و چندان دور نخواهد نمود كه تو يكى از آنان خواهى بود. پس در نيكو ساختن اقامتگاه خويش بكوش، و آخرت را به دنيا مفروش. در آنچه نمىدانى سخن را واگذار و آنچه را بر عهده ندارى بر زبان ميار. و راهى را كه در آن از گمراهى، ترسى مسپار، كه هنگام سرگردانى گمراهى، باز ايستادن بهتر است تا در كارهاى بيمناك افتادن. به كار نيك امر كن و خود را در شمار نيكوكاران در آر. و به دست و زبان، كار ناپسند را زشت شمار. و از آن كه كار ناپسند كند با كوشش، خود را دور بدار. در راه خدا بكوش، چنانكه شايد، و از سرزنش ملامتگرانت بيمى نبايد. براى حق به هر دشوارى، هر جا بود در شو. و در پى آموختن دين رو. خود را به شكيبايى عادت ده در آنچه ناخوشايند است، كه شكيبايى ورزيدن عادتى پسنديده و ارجمند است. در همه كارها نفس خود را به پناه پروردگارت در آر، كه به پناهگاهيش در آوردهاى استوار، و نگاهبانى پايدار و آنچه از پروردگارت خواهى تنها از او خواه، كه به دست اوست بخشيدن و محروم نمودن، و فراوان طلب خير كن و نيك در كارها ببين و آن را كه بهتر است بگزين و وصيت مرا درياب و روى از آن متاب، كه بهترين گفته سخنى است كه سود دهد و بدان كه سودى نيست در دانشى كه فايدتى نبخشد، و نه در فرا گرفتن علمى كه دانستن آن سزاوار نبود. پسركم! چون ديدم ساليانى را پشت سر نهادهام و به سستى در افتاده، بدين وصيت براى تو پيشدستى كردم، و خصلتهايى را در آن برشمردم، از آن پيش كه مرگ بشتابد و مرا دريابد. و آنچه در انديشه دارم به تو ناگفته ماند، يا انديشهام نيز، همچون تنم نقصانى به هم رساند، يا پيش از [نصيحت] من پارهاى خواهشهاى نفسانى بر تو غالب گردد، يا فريبندگيهاى دنيا تو را بفريبد. پس همچون شترى باشى گريزان و سرسخت و نا به فرمان و دل جوان، همچون زمين ناكشته است، هر چه در آن افكنند بپذيرد، پس به ادب آموختنت پرداختم، پيش از آن كه دلت سخت شود و خردت هوايى ديگر گيرد، تا با رأى قاطع روى به كار آرى، و از آنچه خداوندان تجربت در پى آن بودند و آزمودند بهره بردارى، و رنج طلب از تو برداشته شود و نيازت به آزمودن نيفتد. پس به تو آن رسد كه ما [به تجربت] بدان رسيديم، و براى تو روشن شود آنچه گاهى تاريكش مىديديم. پسركم! هر چند من به اندازه همه آنان كه پيش از من بودهاند نزيستهام، اما در كارهاشان نگريستهام و در سرگذشتهاشان انديشيده، و در آنچه از آنان مانده، رفته و ديدهام تا چون يكى از ايشان گرديدهام، بلكه با آگاهى كه از كارهاشان به دست آوردهام گويى چنان است كه با نخستين تا پسينشان به سر بردهام. پس از آنچه ديدم، روشن را از تار و سودمند را از زيانبار باز شناختم و براى تو از هر چيز زبده آن را جدا ساختم و نيكويى آن را برايت جستجو كردم، و آن را كه شناخته نبود از دسترس تو به دور انداختم، و چون به كار تو چونان پدرى مهربان عنايت داشتم و بر ادب آموختنت همت گماشتم، چنان ديدم كه اين عنايت در عُنفوان جوانيت به كار رود و در بهار زندگانى، كه نيتى پاك دارى و نهادى بى آك، و اينكه نخست تو را كتاب خدا بياموزم، و تأويل آن را به تو تعليم دهم، و شريعت اسلام و احكام آن را از حلال و حرام بر تو آشكار سازم و به ديگر چيز نپردازم. سپس از آن ترسيدم كه مبادا رأى و هوايى كه مردم را دچار اختلاف گردانيد تا كار بر آنان مشتبه گرديد، بتازد و بر تو نيز كار را مشتبه سازد. پس هر چند آگاه ساختنت را از آن، خوش نداشتم استوار داشتنش را پسنديدهتر داشتم تا آن كه تو را به حال خود واگذارم، و به دست چيزى كه هلاكت در آن است بسپارم، و اميد بستم كه خدا توفيق رستگاريت عطا فرمايد، و راه راست را به تو بنمايد. پس اين وصيت را در عهدهات ميگذارم [و تو را به خدا مىسپارم]. نهج البلاغه نامه حضرت به امام حسن مجتبی علیه السلام برگرفته از کتاب على از زبان على، دكتر سيد جعفر شهيدى
طبیبا وا مکن زخم سرم را مسوزان قلب زینب دخترم را طبیبا کار از درمان گذشته که آتش آب کرده پیکرم را طبیبا نسخه ننویسی که باید اجل بر چیند امشب بسترم را ببند آنگون فرقم را که در قبر نبیند فاطمه زخم سرم را |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در ضمن سفارش بلندي به عبدالله بن جُندب ميفرمايد: «... وَ ما يَنبَغى لِاَحَدٍ اَن يَطمَعَ اَن يُنزَلَ بعملِ الفُجارِ مَنازِلَ الابرار. اَما اِنه لَو وَقعتِ الواقعةُ وَ قامَتِ القيامةُ وَ جَاءَتِ الطامَةُ وَ نَصبَ الجَبارُ المَوازينَ لِفَصلِ القَضاءِ وَ بَرزََ الخلائقَ لِيومِ الحِسابِ اَيقنَت عِندَ ذلك لِمَن تَكونُ الرَفعةُ وَ الكَرامَةُ وَ بمَن تَحلُ الحَسرَةُ وَ النَدامَةُ، فَاعْمَل اليَومَ فِى الدُنيا بما تَرجوا بهِ الفَوزَ فِي الا?خِرَةِ» 1 شايسته نيست بر آنکه رفتار و کردار بدان را دارد خيال بهشت و جايگاه نيکان را به سر پرورد. آنگاه که آن حادثه بزرگ واقع گشته و قيامت به پا شود، و حضرت جبار ترازوي عدل خويش را براي داوري برآويزد، و مردمان را براي روز حساب جمع آورَد، معلوم شود که بزرگي و کرامت از آنِ که و حسرت و پشيماني از براي که خواهد بود. پس امروز در اين دنيا، آن کن و چنان کن که اميد نيک بختي آخرت در آن است. نظام ارزشى اسلام، بر اين بينش مبتنى است كه انسان داراى مبدا و داراى مقصدى مىباشد. در اين مسير، انسان براى تعيين جهتحركتخود، نياز به راهنما دارد. اين راهنما، همان ارزشهايى هستند كه نظام ارزشى اسلام آن را فراروى مسلمانان قرار داده است. از اينرو، ما وقتى مىتوانيم نظام ارزشى و اخلاقى اسلام را تبيين كنيم كه از يك سو، به مبدا و از سوى ديگر به معاد توجه داشته باشيم. مبدا حركت انسان، از سوى خدا و مقصد نيز به سوى او خواهد بود: «انالله و انا اليه راجعون» (بقره: 156) ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
پیامبر رحمت و مهربانی رسول اعظم صلی الله علیه وآله فرموده اند: « ماه رجب، ماه خداست در غایت حرمت و فضیلت. اگر کسی روزی از این ماه را روزه بگیرد خدای را خشنود و شعله غضب الهی را خاموش نموده است و دری از درهای جهنم به روی او بسته می شود. ماه رجب ماه استغفار امت من است. رجب را اصّب نیز نامیده اندزیرا که در این ماه، رحمت خدا برامت من ریزش می یابد .» در صحرای محشر که همه دلها نگران و همه چشم ها اشکباراست، آوائی در گوش ها طنین می اندازد که : « این الرّجبیون » کجایند کسانی که ماه رجب را محترم شمرده و اعمالی از آن ماه را انجام داده اند . و بدین ترتیب آن افراد ، از دیگران جدا شده و به رضوان الهی داخل می شوند. اگر بهشت زیبا است بهشت آفرین زیباتراست... به ادامه مطلب مراجعه کنید... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
جابر بن عبدالله انصاری روایت میكند: روزی پیامبر بعد از نماز ظهر و عصر با اصحاب در مسجد نشسته بودند. پیرمردی بیابانی خسته و با نفسهای به شمارش افتاده وارد شد كه معلوم بود از راه دوری میرسد و نیازمند است . رسول خدا از وضع او سوال نمود، گفت: یا نبی الله! من پیرمردی گرسنهام . مرا سیر فرما! برهنه ام، مرابپوشان، بیچاره ام، دستگیریام نما! پیامبر فرمود: خواستههای تو را فعلا نمیتوانم بر آورده نمایم، ولی تو را نزد كسی میفرستم كه خدا و رسولش وی را دوست دارند، او هم خدا و رسول را دوست دارد. آنچه داشته باشد، دیگران را بر خود مقدم میدارد. دستور داد او را به خانه فاطمه راهنمایی كنند. بلال پیرمرد را به منزل فاطمه برد، پیرمرد از پشت در صدا زد: سلام بر شما ای خانواده پیامبری كه فرشتگان نزد شما رفت و آمد میكنند و منزلتان محل فرود جبرئیل امین است . فاطمه جواب سلام را داد و فرمود: كیستی و از كجا آمده ای، به عرض رساند: پیرمردی از قبایل عرب هستم و از راه دوری آمدهام . گرسنهام و برهنه . مرا دستگیری كن، خدا تو را رحمت كند! در حالی كه سه روز بود علی و فاطمه و رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) طعامی نخورده بودند. فاطمه به گوشه گوشه منزل نظری انداخت . پوست گوسفندی را كه حسن و حسین روی آن میخوابیدند برداشت و به پیرمرد داد و عذر خواهی كرد كه چیز دیگری نداشته است . پیرمرد گفت: ای دختر محمد من از گرسنگی مینالم، تو پوست كهنه گوسفند به من میدهی! این پوست گوسفند را چه كنم، فاطمه ناراحت شد و دست در گردن انداخت . گردن بند چوبی را كه به تازگی دختر عمویش (دختر حمزه بن عبدالمطلب ) به او هدیه كرده بود، از گردن باز كرد و به پیرمرد داد و فرمود: بگیر بفروش، شاید خداوند عوض بهتری به تو بدهد. پیرمرد گردن بند را گرفت و به مسجد برگشت و گفت: یا رسول الله! دخترت این گردن بند را به من داد من چه كنم . در این هنگام عمار یاسر عرض كرد: یا رسول الله! اجازه بفرمایید این گردن بند را خریداری كنم . پیامبر فرمود: اگر در خرید این گردن بند جن و انس شریك شوند، خداوند هیچ یك از آنها را به آتش نمیسوزاند. عمار رو به پیرمرد كرد و گفت: آن را چند میفروشی، گفت: به سیر شدن با نان و گوشت و یك برد یمانی كه خود را بپوشانم و با آن نماز بخوانم و یك دینار كه زاد و توشه راهم را فراهم كنم تا به وطن برسم . عمار از سهمیه غنائم جنگی مبلغی را اندوخته بود گفت: این را از تو به بیست دینار طلا و دویست درهم نقره و یك برد یمانی میخرم و از نان گندم و گوشت بریان تو را سیر خواهم نمود و با شترم تو را به وطنت میرسانم . پیرمرد گفت: چقدر سخاوتمندی! جوانمردی مانند تو ندیدم . عمار به وعدهاش وفا نمود، آن گاه گردن بند را به وسیله غلامی خدمت پیامبر فرستاد و گفت: به رسول الله عرض كن كه: تو را با این گردن بند به پیامبر تقدیم كردم . غلام به عرض رسول خدا رسانید، پیامبر فرمود: من هم تو را با این گردن بند به دخترم فاطمه بخشیدم . غلام در منزل فاطمه آمد و جریان را عرض كرد، زهرا گردن بند را از غلام گرفت و او را در راه خدا آزاد كرد. در این هنگام غلام خندید، فاطمه علت خنده را پرسید، عرض كرد: چه گردن بند پر بركتی! گرسنهای را سیر نمود، برهنهای را پوشاند، بیچارهای را بی نیاز كرد، غلامی را آزاد نمود و دوباره به دست صاحبش برگشت.* پینوشت:*بحارالانوار، ج 43، ص 56. منبع: فاطمه (سلام الله علیها) احیاگر شخصیت زن دانلود مداحی شهادت حضرت زهراسلام الله علیها آیاگناه سرنوشت کسی رادگرگون می کند؟ چه کنیم خدارا دوست داشته باشیم کلیپ نمازگذاری که به جای گذاشتن پیشانی برزمین بر...نمازگذارجلویی پیشانی می گذارد 5 جمله خوب و5جمله بدبرای بچه ها ازدواج باشاهزاده شهر(معیارهای انتخاب همسر) آیاخداوندبه عبادات مانیازدارد؟ پیشگویی های نوستر آداموس وانقلاب ایران وظهور موعودآخر قصه های عجیب وغریب خیال پردازی کودکان یک مطلب جالب(شناخت الگوی زندگی بااستفاده ازتست هوش) کاشف رمز DNA: به وجودخداایمان آوردم دریاشدن فراموشمان نشود(اس ام اس) |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
السلام اى زینب اى معناى عشق السلام اى رتبه والاى عشق السلام اى اسوه صبر و ثبات السلام اى روشنىبخش حیات السلام اى عزم و راى استوار السلام اى مرتضى را یادگار السلام اى رهرو راه حسین السلام اى جان آگاه حسین السلام اى زینب اى جان صبور السلام اى در همه غمها شكور اى بلند آوازه عزتمدار اى مهین بانوى ملك افتخار اى كه نام اقدست باشد قرین با بهار گریه شورآفرین هر كجا نام تو آید بر زبان اشك مىجوشد به استقبال آن ۵ جمادی الاولی سالروز میلادحضرت زینب سلام الله علیهامبارک باد |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
امیرامومنین علی علیه السلام فرمودند: و قوّه باليقين، و (دلت را) با يقين قوتش ببخش. و فرمود: کسي که يقين کند به آنچه ماندني است، بيرغيت ميشود به آنچه نابود شدني است. 1 و فرمود: به يقين برس تا قدرتمند شوي. 2 و پيدا است که طبيعيترين محصول يقين، مخالفت با هوي و هوس و بريدن از تعلقات دنيا است. چنانکه ميفرمايد:کجايند اهل يقين؟ آنان که لباسهاي هوس از تن در آوردند و پيوندشان را از علائق دنيا بريدند. 3 و نوّره بالحکمة، و با حکمت، چراغانياش کن. و فرمود: حکمت، اسباب رشد و تعالي آدمي است. 4 و فرمود: حکمت، نگاهبان آدمي است. 5 و فرمود: حکمت را فرا بگير. از هر که و هر جا ممکن است. چه بسا که در سينه منافق هم حکمت باشد ، در آنجا آنقدر بيتابي ميکند و پرپر ميزند تا در جايگاه اصلي خود ، سينه مومن، قرار بگيرد.6
و فرمود: اين دلها نيز همچون بدنها، خسته ميشوند ، با حکمتهاي نغز به دادشان برسيد. 7 و ذلله بذکر الموت. - و با ياد مرگ- هواي طغيان و عصيان از او بستان و – خوارش گردان. و به دل بفهمان که: «مرگ نابودکننده لذتهاي شماست و دور کننده مطالبات شماست و متفرق کننده جماعات شماست.»8 و قرّره بالفناء. - و از او اقرار و اعتراف بگير به ميرندگي و نابودي. از دل بپرس که: « کجايند آنها که در دنيا به همه خواستههاي خود رسيدند؟!» 9 « کجايند پادشاهان و خسروان؟!» 10 « کجايند آنها که مردم در مقابلشان کرنش ميکردند؟! 11 « کجايند آنها که تا اقصي نقاط دنيا را به تملک خود در آوردند؟!» 12
و بصّره فجائع الدّنيا، و ديدهاش را بر فجايع دنيا باز کن. و بپرس که: « کجايند آنها که خوشنامتر بودند و خوشرفتارتر و عادلتر و مقتدرتر؟!» 13 « کجايند آنها که کارهاي شان را براي خدا خالص کردند. و دلهايشان را براي استقرار ياد خدا پاکيزه ساختند؟!» 14 و حذّره صولة الدّهر و فحش تقلّب اللّيالي و الأيّام، و او را از حمله و غلبه روزگار و زشتي گردش شبها و روزهاي کج مدار برحذر دار. و بپرس: «کجايند زورگويان و گردنکشان و فرزندانشان!؟» 15 « کجايند آنها که لشگرها ميآراستند و شهرها ميساختند؟!» 16 « کجايند آنها که پشت و پيشاني دشمنان شان را به خاک ميماليدند!؟» 17 و اعرض عليه اخبار الماضين، و اخبار و احوال گذشتگان را برايش ترسيم کن. و بگو که: «کجايند آنها که از ممالک خويش حراست کردند و به ساختن راهها و جادهها پرداختند و به داد مظلومان رسيدند و به سفره داري و مهمانپذيري شهره شدند؟!» 18 همه غفت انسان در دنيا از اين نقطه نشأت ميگيرد که زندگي موقّت دنيا را اصل ميشمارد و خود را در اين جهان، جاودان ميانگارد. در حالي که اگر مدام به ياد بياورد که در گذشت گذشتگان و مرگ مردگان و فقدان پيشينيان خود بهترين گواه است بر کوتاه بودن حيات اين جهان، به يقين دل به اين زندگاني موقّت نميبندد و تمام تلاش و همّتش را معطوف جهان باقي ميکند. پينوشتها: 1- من ايقن بما يبقي، زهد فيما يفني. غررالحکم- ج 5- ص 292 2- کن موقتاً تکن قوياً. غررالحکم- ج 4- ص 600 3- ثبات الدّين بقرة اليقين. غررالحکم- ج 3- ص 350 4- أين المرقنون الذين خلعوا سراييل الهوي و قطعوا عنهم علائق الدنيا. غررالحکم- ج 2- ص 364 5- الحکمة ترشد غررالحکم- ج 1- ص 11 6- الحکمة عصمة. غررالحکم- ج 1- ص 12 7- خذ الحکمة انيّ کانت. فانّ الحکمة تکون في صدر المنافق. فتلجلج في صدره حتي تخرج فتشکن الي صواحبها في صدر المومن. نهجالبلاغه- کلمات قصار- شماره 76 8- انّ هذه القلوب تمل کما، تمل الابدان، فابتغوا لها طرائف الحکم. نهجالبلاغه - کلمات قصار- شماره 89 9- انّ الموت لهادم لذّانکم و مباعد طلباتکم و مفرّق جماعاتکم. غررالحکم- ج 2- صفحه 586 10- اين الذين بلغوا من الدّنيا اقاصي الهمم. غررالحکم- ج 2- ص 361 11- اين الملوک و الاکاسره. غررالحکم- ج 2- ص 360 12- اين الذين دانت لهم الامم. غررالحکم- ج 2- ص 361 13- اين الذين ملکوا من الدنيا اقاصيها. غررالحکم- ج 2- ص 361 14- اين الذّين کانوا أحسن آثاراً و أعدل افعالاً و أکبر ملکاً. غررالحکم- ج 2- ص 358 15- اين الذّين اخلصوا اعمالهم لللّه و طهروا قلوبهم بمواضع ذکرالله. غررالحکم- ج2- ص 363 16- اين الجبابرة و أبناء الجبابرة. غررالحکم- جلد 2- صفحه 351 17- ابن الذّين عسکروا العساکر مدّنوا المدائن. غررالحکم- جلد 2- صفحه 358 18- اين الذّين استذلّوا الاعداء و ملکوا نواصيها. غررالحکم- جلد 2- صفحه 361 کتاب آئين زندگي - ترجمه سيد مهدي شجاعي |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله): من ضامن خانهای در اطراف بهشت و خانهای در وسط بهشت و خانهای در بالای بهشت هستم: 1- برای كسی كه جدال را ترك كند اگر چه بر حق باشد. 2- برای كسی كه دروغ را ترك كند اگر چه از روی شوخی باشد. 3- برای كسی كه اخلاق خوب داشته باشد.(1) جدال و دعوا كردن قلب را سیاه و مكدر میكند پس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) توصیه فرمودهاند كه دعوا را ولو بر حق باشیم ترك كنیم. دروغ از گناهان كبیره است و در روایاتی توصیه شدهایم كه حتی به شوخی هم دروغ نگوییم كه آن هم تاثیرات منفی بر روح و جان انسان میگذارد. و در نهایت اخلاق حسنه بسیار سفارش شده است تا جایی كه در برخی روایات آمده است كه اخلاق خوب، باعث رفع فشار قبر و عذاب در قبر میشود. 1- خصال، ج 1، ص 219. قصه های عجیب وغریب خیال پردازی کودکان سوره فجرباترجمه فارسی وانگلیسی آیاگناه سرنوشت کسی رادگرگون می کند؟ |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
||
|
یافاطمه اشفعی لنافی الجنه
|
|||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
|||
|
|
|
|
|
سال روز میلادامام کاظم علیه السلام مبارک سلام بر تو که وارث نیکان و آبروبخش نیاکانی. سلام بر تو که نیازمندان را باب الحوائجی. سلام بر نام معطر و زیبایت، که الهام بخش ِ صبوری ، شکیبایی ، بردباری و حلم است. سلام بر تو و برحرم تو در کاظمین، که قبله ی اهل ولاست و کعبه ی عشق است و منزلگه شوق. سلام بر تو، کاظم آل محمد(ص)! امام موسى كاظم علیه السلام و هدایت ِ"بُشر حافى" روزى امام كاظم علیه السلام از كوچهاى در بغداد عبور مىكرد. به خانهاى رسید كه صداى ساز و آواز و پایكوبى از آن به گوش مىرسید و نشان مىداد كه اهل این خانه در ناز و نعمت و هوا و هوس و خوشگذرانى غرقند. در این هنگام كنیزى براى ریختن خاكروبه از خانه بیرون آمد. امام كاظم علیه السلام از او پرسید: آیا صاحب این خانه آزاد است یا بنده؟ كنیز پاسخ داد: آزاد است. امام علیه السلام فرمود: راست گفتى، اگر بنده بود از مولاى خویش پروا مىكرد. كنیز به درون خانه برگشت. بُشر (صاحب خانه) از او پرسید: چرا در ریختن خاكروبه تأخیر داشتى؟ كنیز جریان گفتگو با مرد غریب - امام كاظم علیه السلام- را براى او شرح داد. پیام امام علیه السلام، بُشر را به خود آورد و او را از خواب غفلت بیدار كرد و چنان تأثیرى در جان او نهاد كه بىاختیار از جا برخاست و بدون این كه لباس و كفش خود را بپوشد در پى امام علیه السلام به راه افتاد و شتابان خود را به ایشان رساند و از امام علیهالسلام خواست كه آن كلمات دلنشین را دوباره براى او بیان كند. امام علیه السلام سخنانى چند درباره دورىِ از گناه و رها كردن مظاهر فریبنده دنیا و دنیاپرستى و نیز توجه به معنویات و عبادات با او گفت. بیانات امام، آبى سرد بر آهن گداخته بُشر بود، جان او را تكان داد و تغییرى در وى به وجود آورد، به طورى كه در محضر امام علیه السلام اظهار شرمندگى كرده و به دست آن حضرت توبه نمود و از آن زمان، به سلك عارفان پیوست و دنیاپرستى را رها كرد و به بشر «حافى»(پابرهنه) معروف شد؛ زیرا هنگامى كه به دنبال امام دوید و به دست امام هدایت یافت، پابرهنه بود و از آن پس تا آخر عمرش پابرهنه ماند.
منبع: منتهى الآمال فى تاریخ النبىّ والآل، ج2، ص189. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
ایام میلادباسعادت امام محمدباقرعلیه السلام مبارک کارهای به ظاهر کوچک و کم اهمیت از نظر ما ممکن است بهترین راه برای رسیدن به خداوند شود. مثلا همان شخصی که توجه ما را به خودش جلب نکرده و فردی کم اهمیت در نظر ما است امکان دارد که بندهای از بندگان خاص خداوند باشد. این نوع نگاه جدید و رویکرد تازه است که رهبران الهی تلاش دارند برای ما بگشایند. امام باقر علیهالسلام میفرمایند: «خداوند سه چیز را در سه چیز پنهان کرده است: 1- رضایش را در طاعت و فرمانبرداریش. پس مبادا هیچ اطاعتی در چشم تو کوچک بیاید، چه بسا رضایت نهایی حق در آن باشد. 2- خشم خود را در معصیت و نافرمانیش پنهان کرده. پس هیچ معصیتی از معصیتهای او را کوچک نپندار. چه بسا همین معصیت با خشم نهایی وی همراه گردد. 3- ولی خود را در میان بندگانش پنهان کرده است. پس هیچ یک از بندگان خدا را کوچک مشمار، شاید او ولی خدا باشد» قبولی و پذیرش عمل به درگاه خداوند متعال آنقدر مهم است که انبیای الهی و ائمه معصومین با آن همه ایمان و شوق و اخلاص در عبادت، در دعاهای خویش قبولی اعمال خود را از خدا درخواست میکردند. هیچ عملی، چه اطاعت و چه معصیت و هیچ انسانی چه بزرگ و چه کوچک را نباید حقیر شمرد. هرگز نمیتوانیم هیچ گناهی را کوچک بشماریم زیرا گناه و نافرمانی هر چه باشد گناه و نافرمانی در برابر خداوند است و نافرمانی در برابر حق و تجاوز به حریم قوانین او میباشند. شاید همان گناهی که در نظر من بسیار کوچک مینماید، راهی خطرناک در مسیر نارضایتی خداوند باشد و خشم نهایی، یعنی سرانجام بد را در پی خواهد داشت. چگویم از گل رویش ؟ مپرس از سنبل مویش ز فیض لعل دلجویش مذاق دهر شیرین شد ابو جعفر محمد، باقر علم نبیین شد محیط علم ربانى ، مدار فیض سبحانى كه در ذات و معانى ثانى عقل نخستین شد لسان الله ناطق و الدلیل البارع الفارق مشاكل از بیان دلستانش حل و تبیین شد حقائق گو، دقائق جو، رقائق جو، شقائق بو |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
درخت خیلی خطرناک
دنیا طلبی از منظر امام خمینی(ره)اگر اندكى تامل كنی در عواقب امر اهل دنیا و عشّاق آن و مفاسدى كه از آنها بروز كرده و ننگ هایى كه از آنها به یادگار مانده كه صفحات تاریخ را سیاه و ننگین نموده، كه تمام آن از حبّ دنیا بوده و تفكّر كنی در اخباری كه از اهل بیت عصمت و طهارت در مذمّت حبّ دنیا وارد شده و مفاسدى كه در دین و دنیا بر آن مترتّب است، تصدیق مى كنی كه با هر قیمت هست، قطع این فساد را از صفحه قلب كرده و این ظلمت و كدورت را از فضاى دل بركنار كنی و این با قدرى همّت ممكن است. گرچه ترك مطلق از عهده هركس ساخته نیست ولى كم كردن آن بسیار ممكن است. دنیاى مذموم همان علاقه و حبّ و توجّه به آن است و الاّ اصل عالم، یكى از مشاهد جمال جمیله حقّ است و مهد تربیت اولیاء و عرفا باللّه است و مزرع آخرت است.(1) خار طریق وصول به كمالات و محروم کننده انسان از لذّت مناجات با حق؛ محبت به دنیا است كه در احادیث آن را (راس كل خطیئه) شمرده اند.
مَثَل ما در این دنیا، مثل درختى است كه ریشه به زمین بند نموده، هر چه نورس باشد، زودتر و سهل تر ریشه آن بیرون آید و اگر درخت احساس درد و سختى مى كرد، هر چه ریشه آن كمتر و سست تر بود، درد و سختى كمتر بود. نونهالى را كه تازه پنجه به زمین بند كرده، با زور كمى تمام ریشه اش بى زحمت و فشار بیرون آید ولى چون سالها بر آن گذشت و ریشه آن در زمین فرو رفت و محكم شد، در بیرون آوردن آن محتاج به تیشه و تبر شوند تا ریشه هاى او را قطع كنند. درخت هرچه بزرگ شود، چند مترى بیشتر از زمین را فرا نگیرد و ریشه ندواند، ولى درخت حب دنیا به تمام پهنا در عالم طبیعت - در ظاهر و باطن - ریشه افكند. ... لهذا از بُن كندن این درخت را، به سلامت ممكن نیست. چون انسان این مطلب را دریافت و با چشم بصیرت به اول و آخر امر خود نظر كرد، بر خود لازم شمارد كه این خار طریق را كه اسم آن محبّت و رغبت به دنیا و مال و منال آن است از سر راه خود بردارد.(2) پی نوشتها: 1- سرّالصلوة ، ص 30. 2- شرح حدیث جنود عقل و جهل ، ص 272 - 273. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
سال روز ولادت امام علی النقی علیه السلام،دهمین هادی دل وجان به سوی نور و عرفان مبارک علم کتاب در نزد اوست ...
موسی بن محمد میگوید: روزی یحیی بن اکثم را دیدم. او از من سؤالاتی پرسید، پس نزد برادرم امام هادی علیه السلام آمدم . از ایشان پرسیدم: یحیی ابن اکثم از من سوالاتی پرسیده و خواسته است تا به او جواب دهم. امام (ع) فرمودند: «آن سوالات چه هستند؟» گفتم: پرسیده است: خداوند در قرآن میفرماید: «آنکه نزدش بهرهای از کتاب بود (به سلیمان) گفت: من عرش (ملکه سبأ) را قبل از آنکه پلک بزنی نزدت حاضر خواهم کرد.» (نمل/40) سؤال کننده حضرت سلیمان و پاسخ دهنده آصف بن برخیا است. آیا سلیمان پیامبر به علم آصف نیازمند است؟ و در آیه: «اگر در آنچه بر تو فروفرستادهایم شک داری، پس از قاریان کتب آسمانی بپرس.» (یونس/94) اگر مخاطب آیه خود پیامبر باشد پس او نیز شک کرده است (و دچار تردید شده است) و اگر مخاطب آیه کسی دیگری است پس قرآن بر چه کسی نازل شده است؟ ... امام(ع) فرمودند: در جوابش بنویس. بسم الله الرَّحمن الرحیم. نوشته تو نزد من آمد، قصد داشتی ما را بیازمایی. ما سؤالاتت را جواب دادهایم پس گوش فراده و فهمت و قلبت را بدان مشغول بدار، همانا حجت بر تو آمده است. والسلام در آیه اول، سلیمان به آنچه (آصف) میدانست و فراتر از آن عالم و آگاه بود؛ لیکن میخواست به امّت خود اعم از جن و انس بفهماند که حجت پس از او (آصف) است و آنچه آصف انجام داد به امر پروردگار از سلیمان آموخته بود تا در پیشوایی و ولایت وی اختلاف بوجود نیاید و حجت بر همگان تمام باشد. و در آیه دوم، مخاطب آیه شخص پیامبر است و آن حضرت کمترین شک و تردیدی درباره آنچه بر او نازل شده بود، نداشت؛ لیکن جاهلان میگفتند: چرا خداوند از ملائکه پیامبری مبعوث نکرد؟ و چرا خداوند پیامبر خودش را از خوردن، آشامیدن و رفت و آمد در معابر و بازارها بینیاز نساخت؟ لذا خداوند به رسول اکرم وحی نمود تا در حضور معترضان جاهل، از قاریان کتاب (تورات) بپرسد. آیا خداوند تا کنون پیامبری را که نه بخورد و نه بیاشامد و نه در بازارها رفت و آمد کند فرستاده است؟ (و چون چنین نیست ای محمد تو نیز مانند آنان هستی و در این موارد با دیگران فرقی نداری) و اینکه خداوند تعبیر: (اگر شک داری)، را بکار میبرد – با آنکه پیامبر هرگز شک نداشته است – برای رعایت انصاف در گفتگو و مجادله است.
منبع: کتاب تحف العقول، تالیف حسن بن شعبه حرانی برای مطالعه داستانی از کودکی امام هادی علیه السلام بر روی ادامه مطلب کلیک کنید... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
سال روز شهادت آخرین یادگار کربلا، باقرالعلوم، امام محمد باقرعلیه السلام برشیعیان ومحبین اهل بیت علیهم السلام تسلیت. هر عملی به هر اندازه هم در نظر انسان کوچک و کم اهمیت جلوه کند، ممکن است نردبانی بلند برای رسیدن به رضای خداوند شود و همان شخصی که توجه ما را به خود جلب نکرده، بندهای از بندگان خاص خداوند باشد. این افق جدید و رویکردی تازه است که پیشوایان الهی در برابر ما میگشایند. از این رو امام باقر علیهالسلام میفرمایند: «براستی خداوند سه چیز را در سه چیز پنهان کرده است: بر روی ادامه مطلب کلیک کنید... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
اخلاص؛ زمینه ساز تقرب؛ آگاه باش که حرکت در مسیر وصال پروردگار همت میطلبد و اخلاص، همتی عظیم برای اینکه توان رفتن بیابی و اخلاص، برای اینکه راه را درست بروی و به بیراهه منحرف نشوی که خداوند محب مخلصین است و یاری میکند آنها را. ادامه مطلب را بخوانید... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
آیا می دانید راه درمان گناهان چیست ؟ 1. برای هر دردی درمانی است و داروی گناهان استعفار است . 2. اهل تقوا ویژگی هایی دارند. از جمله آن كه شب ها كم می خوابند و در سحرها به استغفار و دعا بر می خیزند. 3. هیچ عبادتی مانند ادای فرایض و واجبات نیست. 4. بهترین دوستان كسی است كه وقتی او را یاد كردی، تو را یاری كند و وقتی او را از یاد بردی، تو را به یاد آورد. 5. كسی كه امانت ندارد دین ندارد. 6. نشانه منافق در سه چیز است: دروغگویی، پیمان شكنی و خیانت در امانت . 7. مؤمنان نسبت به امانت ها و عهد و پیمانشان پای بندند. 8. كارهای نیك ، بدی ها و زشتی ها را از بین می برد. 9. دنیا بازاری است كه گروهی در آن سود می برند و گروهی زیان می بینند. 10.هر كس از خود بدگویی و انتقاد كند خود را اصلاح كرده و هركس خودستایی نماید ، خویش را تباه كرده است. 11.هر كس نفس خود را سیاست ( تنبیه ) و تأدیب نكند آن را تباه كرده است . 12.نیّت مؤمن از عمل او بهتر و نیّت كافر از عمل او بدتر است و هر كس طبق نیّتش كار می كند. 13.هیچ عملی بدون نیّت پذیرفته نمی شود. 14.در روز قیامت مردم طبق نیّات خود برانگیخته می شوند. 15.نیت و سعی و كوشش در صورتی مفید است كه با ایمان و اخلاص همراه باشد. 16.نیت ، برتر از عمل است و آگاه باشید كه نیت ، حقیقتِ عمل است. 17.هیچ نعمتی بالاتر از آن نیست كه در دل بنده چیزی جز خدا نباشد. 18.كمال اخلاص ، اجتناب از گناهان است. 19.زهد شیوه ی مخلصان است. 20.پاكیزگی از ایمان است. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
عبدالعظيم حسني ميگويد كه حضرت رضا(ع) به او فرمودند:
اي عبدالظيم؛ از طرف من به دوستانم سلام برسان و به آنها بگو: شيطان را بر خود مسلّط نكنند. و ايشان را دستور بده به راستگويي و امانتداري، و امر كن كه سكوت را پيشة خود سازند و از مجادلة با يكديگر خودداري كنند، با روي خوش يكديگر را ملاقات كنند، و به زيارت هم بروند كه همانا اين عمل باعث تقرّب به من ميباشد. درّنده خويي نداشته باشند كه بخواهند يكديگر را پاره كنند. زيرا من قسم ياد كردهام كه هر كه چنين كند و يكي از دوستان مرا خشمگين سازد از خدا بخواهم كه او را در دنيا به عذاب سختي گرفتار كند و در آخرت از گروه زيانكاران باشد.1 مناقب حضرت امام رضا(ع) ابن شهر آشوب(ره) در كتاب مناقب از موسي بن يسار نقل كرده است كه گفت: به همراه حضرت رضا(ع) بودم، هنگامي كه نزديك ديوارههاي شهر طوس رسيده بودند، ناگهان صداي ناله و فريادي شنيدم و به دنبال آن صدا رفتم، ديدم جنازهاي است، همينكه چشمم به جنازه افتاد، آقا و سرورم را ديدم كه ميخواهند از اسب پياده شوند، سپس طرف جنازه آمدند و آن را بلند كردند و همانند برّهاي كه مادرش را در بر ميگيرد و به او ميچسبد جنازه را در برگرفتند، آنگاه به من رو كردند و فرمودند: اي موسي بن يسار! هر كس جنازة دوستي از دوستان ما را تشييع كند، از گناهان خارج ميشود مانند روزي كه از مادر متولّد شده است و هيچگونه گناهي ندارد. و چون جنازه را كنار قبر نهادند، ديدم آقا و سرورم جلو آمدند و مردم را كنار زدند تا ميّت براي آن حضرت پديدار شد، دست مبارك خود را بر روي سينة او نهاده، فرمودند: اي فلان بن فلان! تو را بشارت باد به بهشت، و بعد از اين ساعت ديگر هراس و وحشتي نخواهي داشت. و من كه اين رفتار حضرت و فرمايش ايشان را دربارة آن شخص شنيدم، عرض كردم: فدايت شوم، آيا اين مرد را ميشناسيد؟ به خدا قسم اين سرزميني است كه قبلاً در آن قدم نگذاشتهايد؟ به من فرمودند: اي موسي بن يسار! آيا نميداني اعمال شيعيان هر صبح و شام به ما عرضه ميشود؟ اگر در اعمال آنها تقصيري مشاهده كنيم از خداوند گذشت و بخشش براي آنان طلب ميكنيم و اگر پرونده عالي باشد و اعمال نيكو در آن ثبت شده باشد توفيقات بيشتر و شكر الهي را براي آن نيكوكار تقاضا مينماييم.2 پينوشت: 1. الإختصاص، ص 240؛ مجلسي، بحارالانوار، ج 49، ص230، ح 27؛ المستدرك، ج 9،ص 102، ح 8. 2. مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 341؛ مجلسي، بحارالانوار، ج 49، ص 98، ح 13؛ المستدرك، ج 12، ص164، ح9؛ بحراني، مدينة المعاجز، ج 7، ص 228، ح 179. برای مطالعه چکیده ای از زندگی نورانی امام عزیزبر روی ادامه مطلب کلیک کنید... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
اثر زیارت امام رضا علیه السلام
شهید دستغیب در کتاب داستانهای شگفت انگیز ص 165نقل میکند: حیدر آقا تهرانی گفت: در چند سال قبل، روزی در رواق مطهر حضرت امام رضا علیه السلام مشرف بودم . پیرمردی را که از پیری خمیده و موی سر و صورتش سفید شده و ابروهایش بر چشمانش ریخته بود را دیدم؛ حضور قلب و خشوعش مرا متوجه او ساخت . وقتی که خواست حرکت کند دیدم از حرکت کردن عاجز است؛ او را در بلند شدن یاری کردم و آدرس منزلش را پرسیدم تا او را به منزلش برسانم . ـ گفت: حجرهام در مدرسه خیرات خان است . او را تا منزل همراهی کردم و سخت مورد علاقهام شد؛ به طوری که همه روزه میرفتم و او را در کارهایش یاری میدادم . روزی نام و محل و حالاتش را پرسیدم . گفت: نامم ابراهیم است و اهل عراقم و زبان فارسی را هم خوب میدانم. ضمن بیان حالاتش گفت: من از سن جوانی تا حال هر سال برای زیارت قبر حضرت رضا علیه السلام مشرف میشوم و مدتی توقف کرده و باز به عراق باز میگردم . در سن جوانی که هنوز اتومبیل نبود، دو مرتبه پیاده مشرف شدهام . در مرتبه اول سه نفر جوان، که با من همسن بودند و رفاقت و صداقت ایمانی بین ما بود و سخت به یکدیگر علاقه داشتیم، مرا تا یک فرسخی مشایعت کردند و از مفارقت من و این که نمیتوانستند با من مشرف شوند، سخت افسرده و نگران بودند . هنگام وداع با من گریستند و گفتند: تو جوانی و سفر اول توست و پیاده و به زحمت میروی؛ پس حتماً مورد نظر واقع میشوی؛ حاجت ما از تو این است که از طرف ما سه نفر هم سلامی تقدیم امام نموده و در آن محل شریف یادی از ما بنمایی . پس آنها را وداع نموده، به سمت مشهد حرکت کردم . پس از ورود به مشهد مقدس با همان حالت خستگی شدید به حرم مطهر مشرف شدم . پس از زیارت، در گوشهای از حرم افتادم و حالت از خود بیخودی و بیخبری به من عارض شد؛ در آن حالت دیدم حضرت رضا علیه السلام به دست مبارکشان رقعهای میدادند و چون به من رسیدند، چهار رقعه به من مرحمت فرمودند . ـ پرسیدم چه شده است که به من چهار رقعه دادید؟ ـ حضرت فرمودند: یکی از برای خودت و سه تای دیگر برای سه رفیقت ! ـ عرض کردم این کار، مناسب حضرت نیست خوب است به دیگری امر فرمایید تا این رقعهها را تقسیم کند . ـ حضرت فرمودند: این جمعیت همه به امید من آمدهاند و خودم باید به آنها برسم . پس از آن یکی از رقعهها را گشودم دیدم چهار جمله در آن نوشته بود: «برائة من النار و امان من الحساب و دخول فی الجنه و انا بن رسول الله صلی الله علیه و آله» ؛ خلاصی از آتش جهنم و ایمنی از حساب و داخل شدن در بهشت و منم فرزند رسول خدا . منبع: داستان های شگفت انگیز، شهید دستغیب، ص 165 . |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
ما و فرصتهاى ما وقتى باران مى بارد اگر درها و پنجره ها را به روى خودت ببندى، پرده ها را بكشى و نگذارى حتى صداى پاى آن به گوشت برسد، هرگز و هرگز لطافت و قشنگى باران را درك نخواهى كرد. درست مثل وقتى كه در معرض نسيم حيات بخش الهى قرار مى گيرى و در حال و هواى استفاده از فرصتها نيستى و خود را در مسير فيض خداوند قرار نمى دهى. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
پيامبر در معراج چه ديد؟
هجرت حضرت معصومه (عليهاالسلام) و رفتن ايشان به قم، نقطه عطفي در سير تكاملي تاريخ مذهبي، فرهنگي اين شهر است. طلوع آفتاب وجود او بر افق قم، خاك اين سرزمين را نورباران ساخت. از جاي جاي قدمهاي مباركش چشمههاي خير و بركت جوشيد و رودي از نور بر اين گستره، روان ساخت. هجرت آن حضرت به قم، رواياتي را كه درباره جايگاه اين سرزمين و مردمش از سوي پيامبر (صلي الله عليه و آله) و ائمه اطهار (عليهم السلام) صادر شده بود تفسير كرد؛ و چه زيبا تفسير كرد اين سخن پيامبر اكرم در وصف قم را: «در آن شب كه مرا از اين كلبه غبري برگرفتند و بر گنبد خضرا بالا بردند، در آسمان چهارم، قبّهاي را تابان ديدم كه به سان استبرق سبز ميدرخشيد. به جبرئيل گفتم: اين قبّه كه زيباتر از آن در آسمان چهارم مشاهده نكردم چيست؟! ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
نقشهي 25 گنج بزرگ دنيا
امام صادق كسي است كه خود به اين گنجها دست يافته است. پس آدرسهايش همه درست است. با دقت، پايت را جاي پاي امام بگذار و برو تا تو هم برسي. بسم الله: امام صادق عليهالسلام فرمودند: 1- طلبتُ الجنة، فوجدتها في السخأ:بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگي و جوانمردي يافتم. 2- و طلبتُ العافية، فوجدتها في العزلة:و تندرستي و رستگاري را جستجو نمودم، پس آن را در گوشهگيري (مثبت و سازنده) يافتم. 3- و طلبت ثقل الميزان، فوجدته في شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگيني ترازوي اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهي به يگانگي خدا تعالي و رسالت حضرت محمد (صلياللهعليهوآله) يافتم. 4- و طلبت السرعة في الدخول الي الجنة، فوجدتها في العمل لله تعالي: سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه براي خداي تعالي يافتم. 5- و طلبتُ حب الموت، فوجوته في تقديم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پيش فرستادن ثروت (انفاق) براي خشنودي خداي تعالي يافتم. برگ عيشي به گور خويش فرست كس نيارد ز پس، تو پيش فرست 6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها في ترك المعصية: و شيريني عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه يافتم. 7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها في الجوع و العطش: و رقت (نرمي) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگي و تشنگي (روزه) يافتم. 8- و طلبت نور القلب، فوجدته في التفكر و البكأ: و روشني قلب را جستجو نمودم، پس آن را در انديشيدن و گريستن يافتم. 9- و طلبت الجواز علي الصراط، فوجدته في الصدقة: و (آساني) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه يافتم. 10- و طلبت نور الوجه، فوجدته في صلاة الليل:و روشني رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب يافتم. 11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته في الكسب للعيال: و فضيلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزينه زندگي زن و فرزند يافتم. 12- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته في بغض اهل المعاصي:و دوستي خداي تعالي را جستجو كردم، پس آن را در دشمني با گنهكاران يافتم. 13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها في النصيحة لعبادالله: و سروري و بزرگي را جستجو نمودم، پس آن را در خيرخواهي براي بندگان خدا يافتم. 14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته في قلة المال: و آسايش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمي ثروت يافتم. 15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها في الصبر:و كارهاي پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكيبايي يافتم. 16- و طلبت الشرف، فوجدته في العلم: و بلندي قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش يافتم. 17- و طلبت العبادة فوجدتها في الورع: و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهيزكار يافتم . 18- و طلبت الراحة، فوجوتها في الزهد:و آسايش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسايي يافتم. 19- و طلبت الرفعة، فوجدتها في التواضع: برتري و بزرگواري را جستجو نمودم، پس آن را در فروتني يافتم. 20- و طلبت العز، فوجدته في الصدق: و عزت (ارجمندي) را جستجو نمودم، پس آن را در راستي و درستي يافتم. 21- و طلبت الذلة، فوجدتها في الصوم: و نرمي و فروتني را جستجو نمودم، پس آن را در روزه يافتم. 22- و طلبت الغني، فوجدته في القناعة: و توانگري را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت يافتم. قناعت توانگر كند مرد را خبر كن حريص جهانگرد را 23- و طلبت الانس، فوجدته في قرائة القرآن: و آرامش و همدمي را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن يافتم. 24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها في حسن الخلق: و همراهي و گفتگوي با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخويي يافتم. 25- و طلبت رضي الله، فوجدته في برالوالدين: و خوشنودي خدا تعالي را جستجو نمودم، پس آن را در نيكي به پدر و مادر يافتم.
مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810.
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
كلید درهای بسته اینجاست!
عالم ربانی و عارف صمدانی استاد علامه حسن زاده آملی حفظه الله در مرقومات خویش چنین آورده است: « در تاثیر این ذکر شریف یعنی «لا اله الا انت سبحانک انّی کنت من الظالمین » به سه جمله فاستجبنا له، و نجیناه من الغّم، و کذلک ننجی المؤ منین، دقت به سزا اعمال كنید، به خصوص به جمله اخیر که مفاد آن عام است که وعده فرموده است و شامل همه مؤ منین می باشد، و با جمع محلی به الف و لام و فعل مضارع که دال بر تجدد زمان و حصول تدریجی آن برای ابد است تعبیر فرموده است، فتبصّر. امام صادق علیه السلام می فرماید: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار چیز پناه نمی برد؟ - در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده ، چگونه به ذکر حسبنا الله و نعم الوکیل پناه نمی برد؛ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر یاد شده فرمود: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت ) و چیزی زائد بر آن (سود در تجارت ) بازگشتند و هیچگونه بدی به آنان نرسید. و در شگفتم برای کسی که اندوهگین است، چگونه به ذکر« لا اله الا انت سبحانک انّی کنت من الظالمین » پناه نمی برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود: پس ما (یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده ) از اندوه نجات دادیم و همین گونه مؤ منین را نجات می بخشیم . و در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده ، چگونه به ذکر« اُفوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد » پناه نمی برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود: پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده ) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت . و در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی های دنیاست، چگونه به ذکر« ما شاءالله لا قوة الا بالله » پناه نمی برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل بعد از ذکر یاد شده (از زبان مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از آن نعمتها بهره مند بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می دانی پس امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد... » پینوشت: انبیا/87 منبع: داستانهای حکیمانه در آثار استاد حسن زاده آملی، هیئت تحریریه انتشارات نبوغ، ص1 |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
مولای من! در تمام ایام زندگی ام سایة مهر تو بر سر من مستدام بود، این سایة خوب را تا آن سوی مرگ نیز گسترده بدار! خدای من! چگونه می توانم گمان كنم كه پس از مرگ، تو روی گردانی ، در حالی كه در تمام طول حیات، جز زیبایی و خوبی و لطافت از تو ندیدهام. خدای من! كار مرا آنچنان كه شایستة توست عهده دار شو و به من با نگاه بخشش و كرم نظر كن، بر این بنده كه پردههای سیاه جهل،اطرافش را فرا گرفته است. معبود من! تو در دنیا بر بدیهای من پرده افكندهای، من در آخرت به این پرده نیازمندترم. تو در میان بندگان خوب خودت مرا رسوا نكردهای، در مقابل شاهدان قیامت رسوایم نكن!! ترجمة بخشی از مناجات شعبانیة علی (ع) |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
آثار گوناگون گناهبا بررسى روایات، به دست مىآید كه گناهان مختلف، داراى آثار گوناگون است، كه ما در اینجا به ذكر چند اثر شوم گناه مىپردازیم:1- قساوت قلب امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود: ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِكَثرة الذّنوب (1)؛ اشك چشمها نخشكد مگر به خاطر قساوت و سختى دلها، و دلها سخت نشود مگر به خاطر گناهان بسیار . ۲- سلب نعمت امام صادق علیه السلام مىفرماید: پدرم همواره مىفرمود: اِنّ الله قَضى قَضاء حَتماً الاّ یُنعِمُ على العبد بِنِعمةٍ فَیَسلُبها ایّاه حتّى یُحدِث العبد ذَنباً یَستَحقّ بذلك النّقمة (2)؛ خداوند حكم قطعى فرموده كه نعمتى را كه به بندهاش داده، از او نگیرد، مگر زمانى كه بنده گناهى انجام دهد كه به خاطر آن سزاوار كیفر گردد. 3- عدم استجابت دعاو... برای مطالعه متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
اهل دنیایی یا آخرت؟ بسیاری از افراد از خود میپرسند: از كجا بدانیم اهل دنیاییم یا آخرت؟ آیا دنیاگرایان و اهل آخرت نشانهای دارند؟ در روایات بسیاری اوصاف این دو گروه ذكر شده است. یكی از این احادیث قدسی (1) را شیخ حسن بن ابوالحسن بن محمد دیلمی، در كتاب ارشاد القلوب، از حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام روایت كرده كه حضرت فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله، در شب معراج از خداوند سؤال كرد: ... خداوندا! اهل دنیا كداماند و اهل آخرت كدام؟ خداوند فرمود: اهل دنیا كسی است كه زیاد بخندد، زیاد بخوابد، زیاد خشمناك بشود، كمتر راضی باشد، به هر كس بدی كند، از او معذرت نخواهد و هر كس از او معذرت بخواهد، آن را قبول نكند. هنگام اطاعت خداوند كسل است؛ ولی موقع ارتكاب گناه شجاع و جری است. آرزوهای دور و دراز دارد، در صورتی كه مرگش به وی نزدیكتر است. از نفس خود حساب نمیكشد، زیاد حرف میزند، ولی نفعش به مردم كم است. از خدا نمیترسد، ولی هنگام مشاهده غذا، شاد و خندان میشود. بدان كه اهل دنیا هنگام رفاه و وسعت رزق، خداوند را شكر نمیكنند، مردم را به چیزهایی دعوت میكنند كه خودشان ندارند و بدیهای دیگران را به رخشان میكشند. پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) عرض میكند: خداوندا! غیر از این عیبها، آیا در اهل دنیا خوبی هم هست؟ خداوند میفرماید: ای محمد! عیوب اهل دنیا زیاد است. در وجود آنها جهالت و حماقت هست و در مقابل كسی كه به آنها تعلیم میدهد، تواضع نمیكنند و در نفس خود، خود را عالم میدانند؛ ولی آنها در نزد عرفا جاهلاند. ای احمد! اما اهل آخرت؛ سیمای آنها نرم و مهربان است، حیایشان زیاد است، كمتر حماقت دارند، نفعشان به مردم زیاد است و مكر و كیدشان كم، مردم از جانب آنها در امان هستند، ولی خود آنها از مردم رنج میبرند. سخنانشان سنجیده و حساب شده است. همیشه از خود حساب میكشند و به نفس خود رنج میدهند و آن را سرزنش میكنند. چشمانشان میخوابد؛ ولی دلهایشان بیدار است. اغلب از خوف خدا گریه میكنند و همیشه به ذكر خداوند مشغولاند. وقتی كه كاتبان اعمال مردم غافل را مینویسند، آنها را ذكرگویان مینویسند. در اول استفاده از نعمت، خدا را حمد میگویند و در آخر هم شكر میكنند. همیشه دعای آنها به سوی خداوند صعود میكند و سخنان آنها مسموع میباشد. ملائكه به وسیله دعای آنان در زیر حجابهای ملكوتی شاد و خرماند. خداوند دوست دارد همیشه سخنان آنها را بشنود؛ همان طور كه پدر از شنیدن صدای فرزندش خوشش میآید. حتی در یك چشم به هم زدن هم از خداوند غافل نیستند. نه به طعام زیاد علاقه دارند و نه به زیاد حرف زدن و نه به زیادی لباس. همه مردم در نزد آنها مرده هستند، فقط خداوند است كه در نزد آنها زنده است و بخشندهای است كه هرگز نمیمیرد. به كسانی كه از آنها روگردان شوند، كرم میكنند و هر كس به آنان رو آورد، محبت بیشتر مینمایند. دنیا و آخرت در نزد آنها یكی است (یعنی آنها دنیا را فقط برای آخرت میخواهند). (2) پینوشتها: 1. حدیث قدسی، حدیثی است كه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ایشان از خداوند جل علا برای ما روایت كردهاند؛ به تعبیر دیگر حدیث قدسی، آن بخش از سخنان خداوند است كه جزء آیات قرآن نیست. 2. كلیات حدیث قدسی، ص 394. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
امام رضا علیه السلام فرمودند: در روزهای آخر ماه شعبان این دعا را زیاد بخوانید: اللّهم اِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنا في ما مَضي مِنْ شعبانَ، فَاغْفِرلَنا في ما بَقِيَ مِنْهُ (الهی! اگر در روزهای گذشته ی ماه شعبان از رحمت عفو وبخشایشت محروم شدیم ، در این روزهای باقی مانده تا ماه مبارک رمضان از اشتباهات وگناهان ما چشم پوشی کن وما را ببخش) التماس دعا |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
در محضر معصومین عیهم السلام 1. دو چیز است که جزای آن را در دنیا می دهند : ظلم ، و بدرفتاری با پدر و مادر. 2. سخن حق را از هر کس شنیدی بپذیر، اگر چه دشمن و بیگانه باشد و ناحق را از هر که شنیدی نپذیر، اگر چه دوست و نزدیک باشد. 3. خوشا به حال آن کس که باطنش نیکو و ظاهرش خوب است و شرش به دیگران نمی رسد. 4. هرکس که به درستی و حقیقت مسلمان شده باشد ، هرگز آنچه را که به خود نمی پسندد در حق دیگران روا نمی دارد . 5. جامه ای که بر پیکر دیگری بپوشانی، برایت پاینده تر از جامه ای است که خود آن را به تن کنی . 6. بهترین شما کسی است که بر اهل و عیالش مهربان تر باشد. 7. دو خصلت است که بهتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و مفید بودن برای مردم . 8. خوشا به حال آن کس که زیادی مال خود را ببخشد و از سخن گفتن زیاد خودداری کند . 9. در این جهان فقط یک چیز دچار تحول نمی شود و آن خداوند است . 10. هر که تیغ ستم برکشد ، با همان تیغ کشته خواهد شد . 11. در مصاحبت کسی که تو را همسنگ خود نداند خیری نیست . 12. دو چیز را پیوسته در یاد دار: خدا و مرگ . دو چیز را فراموش کن: نیکی خود و بدی دیگران . 13. بهترین جهاد آن است که با نفس و هوی و هوس خود مبارزه کنید. 14. کسی که خودخواهی و اسراف پیشه کند، از برتری و بزرگواری می افتد. 15. هر که بر مرکب باطل سوار شود ، آن مرکب او را در سرزمین پشیمانی پیاده خواهد کرد . 16. دو چیز عجیب است: «سخن حکمت آمیزی که سفیه گوید»، آن را بپذیرید ؛ و «سخن زشتی که خردمند گوید»، از آن در گذرید. 17. روزگار دوگونه است: روزی به سودت و روزی به زیانت، روزی که به مراد تو است سرکشی مکن و روزی که به زیانت بود، شکیب ورز. 18. زیاده روی در ملامت و سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور می سازد. 19. دینِ مرد خرد اوست؛ کسی که عقل ندارد، دین ندارد. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
رسول خدا صلى الله علیه و آله میفرماید: «انّ المؤمنَ اذا كذب بغیرِ عُذر لَعنه سَبعونَ الفَ ملك و خرجَ مِن قلبهِ نتن حتى یبلغ العرش (1)؛ مؤمن هرگاه بدون عذر دروغ بگوید، هفتاد هزار ملك، لعنتش مىكنند (یعنى از خدا مىخواهند كه از رحمت خود دورش سازد، مورد لطفش قرار ندهد) و نیز بر اثر دروغ ، بوى تعفن از قلبش بیرون مىآید كه جهان را پر مىكند و مىرود تا به عرش خداى برسد.» هر گناهى صورتى در پرده دارد كه در عالم بصیرت و حقایق، بدان نمایان مىشود؛ كسى كه شایستگى پس زدن این پرده و دیدن حقایق را داشته باشد، شاید بتواند چهره كریه و زشت پنهانى گناه را ببیند؛ چنان كه نیكوكارىها نیز هر كدام صورتى بسیار زیبا در عالم مثال دارند، كه اگر چشم دل به آن عالم گشوده شود، آن چهرههاى زیبا را خواهد دید. دروغگو نیز در آن عالم، چهرهاى زشت و صورتی منفور دارد كه یكى از خصوصیات آن، بوى گندى است كه از قلبش خارج مىشود كه آسمانیان و ملكوتیان را از او بیزار و متنفر مىسازد. دروغگو را مادامى كه دروغ مىگوید در آن عالم قدس راهى نیست. عالم قدس، جهان آسایش و خوشبختى است. چگونه مىشود كسى را در آن جهان، بار باشد، در صورتى كه قدسیان از وجودش در عذاب باشند. دروغگو، در این جهان، رسوا و سخنانش نزد همه كس بى ارزش مىباشد. مىگویند: دروغ كه از دور مىآید، یك پایش مىلنگد، یعنى همه كس دروغ را تشخیص مىدهد. ممكن است كسانى دروغِ دروغگو را به رخش نكشند، ولى در دل از او بیزار باشند و براى سخنش اعتبارى قائل نباشند؛ و در پشت سر، دروغگویى او را به دگران بگویند و تعفن رسوایى او را پراكندهتر مىسازند. پینوشت: ۱- محمد بن محمد سبزوارى، جامع الاخبار، ص 417، فصل فی الكذب و الصدق، ح 1158. منبع: شب پنجشنبه، ج 4، سید رضا صدر. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
تسبیح زهرا علیهاالسلام؛ هدیه آسمانى ستارگان ، درخشان تر از همیشه تاریخ، در آسمان مدینه پرتو افشانى مىكردند. شمیم عطر محمدى - صلی الله علیه و آله - در كوچههاى مدینه پراكنده بود و یاس علوى، آنگاه كه به معراج نماز مىرفت، نورش براى اهل آسمان مىدرخشید و بر چهره اهل زمین نور مىپراكند. در آن هنگام فاطمه علیهاالسلام از سختى كارهاى خانه در زحمتبود.(1) امیرمؤمنان علیه السلام آنگاه كه چنین دید به فاطمه توصیه كرد، نزد پدر برود و خدمتكارى درخواست كند تا در امور منزل یار و همكارش باشد.(2) ... برروی ادامه مطلب کلیک کنید... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
اندرزهای دینی 1. خوب بودن بسیار عالی است، اما نشان دادن خوبی دیگران عالی تر است. 2. حسادت صفتی است که دارنده آن بیشتر از دیگران رنج می برد. 3. هر کس با ستمگر همراهی کند و بداند که او ستمگر است ، مسلمان نیست. 4. حُسن خـُلق، نصف دین است . 5. هر که چاهی برای برادر و دوست خود بـِکـَند ، در آن فرو افتد . 6. حسد ، روح را کسل و دل را تیره می سازد . 7. دنیا قدر کسی را بیشتر داند که دنیا در نظرش قدر ندارد. 8. کسی که خود را بشناسد، خدای خود را می شناسد. 9. هرکس از خدا بترسد ترسش از مردم کمتر می شود. 10. خوشا به حال آن کس که به عیب خویش مشغول و از عیب دیگران غافل است . 11. حسود هرگز عید ندارد. 12. حقیقت بر همه چیز مستولی خواهد شد و هیچ چیز بر حقیقت استیلا نخواهد یافت. 13. «حلم» زینت است و «وفای به عهد» پارسایی . 14. هر کس از چهار چیز دور باشد ، بدی و مکروه به وی نرسد : شتاب ، خشم ، خودپسندی و کاهلی . 15. خانه ای که بچه در آن نیست، برکت در آن نیست . 16. بر زیردستان خشم گرفتن ، از پستی است . 17. خردمند اوست که هر چیز را به جای خویش به کاربرد . 18. خطای دانا به سرعت مشهور می شود و خطای نادان در پرده جهل مستور می ماند . 19. عفیف باشید تا زنان شما هم عفیف باشند. 20. بهترین دوست تو آن کس است که گناه تو را فراموش کند و نیکی های تو را از یاد نبرد. منبع:تبیان |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
امام علی علیه السلام: اَلدُّنْیا تَغُرُّ و تَضُرُّ و تَمُرُّ دنیا انسان را فریب میدهد، زیان میرساند و میگذرد. یكی از موضوعات مهم و محوری در نگرش مولای موحدان به جهان هستی و حقایق عالم، دیدگاه آن حضرت درباره دنیا است. كاری را كه مظاهر فریبنده و پر زرِق و برِق دنیا با عاشقان و مریدانش انجام میدهد در همین عبارت كوتاه بیان شده است. 1. دنیا فریب میدهد: بر روی ادامه مطلب کلیک کنید... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
امام علی علیه السلام: و أكثر أن تنظر الى من فضلت عليه فان ذلك من أبواب الشكر به افراد پائينتر از خود، زياد بنگر، كه اين نگريستنها، درهاىشكر گزارى را به روى تو باز مىكند. شرح:
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
امام علی علیه السلام:
الاعجاب يمنع من الازدياد
خودپسندى، مانع از پيشرفت و رسيدن به كمال است.
شرح:...
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
خدای من
اگر من را به جرمم بگيري ، تو را به عفوت مي گيرم. اگر دست بر گناهم بگذاري ، چنگ بر دامان بخششت مي زنم. اگر لغزشهايم را نشانه بگيري ، نشان از آمرزشت مي گيرم. اگر به معصيتم بنگري ، چشم به كرامتت مي دوزم. اگر بدي ام را به رخ بكشي خوبي و لطف بي نهايتت را برملا مي كنم. اگر به جهنمم ببري و به آتشم بيفكني ، فرياد مي زنم آنجا اعلام مي كنم به
اهل جهنم ،كه تو را دوست دارم ، كه عاشق تو ام ، كه دست از دامانت نمي كشم. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
امام علی علیه السلام:
و احفظ ما فى يديك أحب الى من طلب ما فى يدى غيرك
ترجمه:
شرح:
دوستان خوبم بر روی ادامه مطلب کلیک کنید... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
پاکیزگى و آراستگى بر مهر و محبت مى افزاید هر انسانى پاکیزگى را دوست دارد و بى اختیار مجذوب پاکیزگى و آراستگى مى شود و سعى مى کند خود را پاکیزه و آراسته نگه دارد. برروی ادامه مطلب کلیک کنید... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
امام علی علیه السلام: التودد نصف العقل دوستى و مهربانى با مردم، نيمى از عقل است. برروی ادامه مطلب کلیک کنید... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
امام علی علیه السلام:
سل من الرفيق قبل الطريق و عن الجار قبل الدار
پيش از آنكه درباره راه بپرسى، درباره رفيق راه بپرس، و پيش از آنكه خانه انتخاب كنى درباره همسايه پرس و جو كن. برروی ادامه مطلب کلیک کنید... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
امام رضا علیه السلام : به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید . ( بحار الانوار _جلد 78 _ صفحه 347 ) |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
امام علی علیه السلام: اتقوا معاصى الله فى الخلوات فان الشاهد هو الحاكم در خلوت و تنهايى هم، از گناه و نافرمانى خدا بپرهيزيد، زيرا همان كسى كه گناه شما را مىبيند (يعنى خداوند) خودش نيز درباره آن، داورى خواهد كرد. دوستان خوبم بر روی ادامه مطلب کلیک کنید... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
امام علی علیه السلام: از دوستى با نادان بپرهيز، چون او ميخواهد به تو سود برساند، ولى از روى نادانى زياد مي رساند، از دوستى با شخص تنگ نظر بپرهيز، چون او تو را، هنگامى كه به شدت نيازمند او باشى رها مي كند، از دوستى با شخص بد كاره بپرهيز، چون او به ناچيزترين قيمتها تو را مىفروشد، و از دوستى با دروغگو بپرهيز، چون او، مانند سراب، فريبت مي دهد. دور را در نظرت نزديك نشان مي دهد، و نزديك را دور جلوهگر مي سازد. دوستان گرامی برای مطالعه شرحی مختصر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
امام علی علی السلام: در شگفتم، از كسيكه زندگى اين دنيا را مىبيند، و باز زندگى دنياى ديگر (آخرت) را قبول ندارد. دوست خوبم برای مطالعه توضیحی مختصر بر روی ادامه مطلب کلیک کن... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
فرصت های زودگذر
حضرت علی علیه السلام
اضاعه الفرصه غصه
ترجمه: از دست دادن فرصت، مايه غم و انده است. دوست خوبم برای مطالعه توضیحی مختصر از حدیث بر روی ادامه مطلب کلیک کن... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
امام علی علیه السلام : چه تفاوت بسيارى، بين دو گونه عمل و كردار انسانها وجود دارد: عملى كه لذت و خوشى آن به سرعت مىگذرد، ولى نتايج زيانبار و عواقب آن باقى مىماند، و عملى كه رنج و زحمت آن، زود تمام مىشود ولى پاداش آن برجا مىماند. دوست خوبم بر روی ادامه مطلب کلیک کن... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
همه کاره هیچ کاره امام علی علی السلام: كسى كه به كارهاى پراكنده بپردازد، از يافتن راه حل صحيح براى آنها ناتوان مىماند. دوست عزیز برای مطالعه شرحی مختصر از حدیث برروی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
خدایا!
اگر مرا در آتش عذابت بیندازی به اهل آتش فریاد میزنم من خدا را دوست داشتم و به رحمتش امیدوار بودم. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
مراقب افکارت باش که گفتارت میشود،مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود،
مراقب رفتارت باش که عادت می شود،مراقب عادتت باش که شخصیت می شود، مراقب شخصیتت باش که سرنوشت می شود.(امام علی علیه السلام) |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
اینگونه زندگی کن: شاد اما دلسوز ساده اما زیبا مصمم اما بی خیال مهربان اما جدی سبز اما بی ریا عاشق اما عاقل |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||