|
|
|
|
|
چرا خداوند يوسف را دوست داشت؟
سورهي يوسف يوسف، دوازدهمين سورهي قرآن با 111 ايه ميباشد كه هدف آن بيان ولايت خداوند نسبت به بندهاش که ايمان خود را براي او خالص گردانده و تمامي وجودش از محبّت او پر شده است، بندهاي که هيچ کس و هيچ چيز را جايگزين او نميگرداند. خداوند متعال امور چنين بندهاي را بر عهده گرفته و او را به بهترين وجه تربيت كرده و به مقام قرب خود رسانده و براي خود خالص ميگرداند. با حيات الهي احيا و زندهاش ميکند اگر چه اسباب ظاهري همگي براي هلاکت و نابودي او دست به دست يکديگر داده ند. او را بالا ميبرد گر چه تمامي حوادث در جهت پايين آوردن او دست به دست يکديگر مي دهند و عزيزش ميگرداند گرچه تمامي بلاها ميخواهند او را ذليل گردانند. يوسف، عبد خالص خداوند بود و خدا نيز او را به درجه بالاي اخلاص صعود داده او را براي خود و مخصوص خود قرار داد . با عزت خود به او عزت بخشيد.تمامي اسباب جمع شدند تا او را ذليل گردانند اما هرگاه در مهلکهاي افتاد خداوند او را بالا برد و همان سببي که عامل هلاکت بود وسيله صعود و ارتقاء او شد. برادرانش به او حسودي کردند و او را در چاه افکنند و بعد ازمدت کوتاهي او را به بهايي اندک فروختند. همين امر موجب شد او پس از مدتي در خانه عزيز مصر ،خانه سلطنت و عزت ، ساکن شود. همسر مصر با او مراوده داشت و او را به ناحق در نزد عزيز متهم کرد و با کمک زنان مصر او را راهي زندان کرد. همين امر سبب قرب و نزديکي او نزد پادشاه مصر شد. پيراهن خونين او که در روز اول سبب نابينايي يعقوب بود،همان پيراهن در روزهاي آخر توسط برادرانش به نزد يعقوب -عليهالسلام- آورده و سبب بينايي او گشت. هر زمان حادثه و سببي در راه کمال او مانع شد، خداوند متعال همان سبب را وسيلهي رشد و ارتقاء و رستگاري او قرار داد. خداوند او را از حالي به حال ديگر انتقال داد تا به او حکم و سلطنت عطا کرد. او را برگزيد و علم تاويل رويا به او داد و نعمتش را بر او کامل کرد .خداوند داستان او را با ذکر رويايي که در کودکي ديد آغاز ميکند. اين رويا بشارتي الهي بود که خداوند آن را در حق او جاري کرد و او را با تربيت الهي از خاصان خود قرار داد. آنچه يوسف بدان رسيد جايگاه اولياي خداست. همانگونه که خود فرموده «الا انّ اولياء الله لاخوف عليهم و لاهم يحزنون الذين آمنوا و کانوا يتقون لهم البشري في الحياة الدنيا و في الآخرة».1 آموزههاي داستان يوسف عليهالسلامدرس اول: خداوند وعدهاي که به صابران داده يعني گشايش و دستيابي به مطلوب عمل ميكند. همانگونه که يعقوب- عليهالسلام- به فرزندش گفت «فصَبرٌ جَميلٌ وَاللهُ المُستعانُ عَلي مَا تَصفون»2 و بار ديگر فرمود:«فصبر جميلٌ عسي اللهُ اَن يَاتيني بِهم جميعاً»3 و بار سوم فرمود «انّما اشکو بثي و حزني الي الله و اعلم منالله ما لا تعلمون»4 و زماني که بشير پيراهن يوسف را براي او آورد و بينا شد فرمود: «الم اقل لکم انّي اعلم من الله ما لا تعلمون».5 درس دوم: قدرت خداي تعالي بر اسباب و علل ظاهري و مادي غلبه دارد. چنانكه قدرت تامه و قيموميت عامهاش باعث ميشود علل ظاهري، نتايج برعکس ميدهد. آنچه بايد بميراند، زنده ميکند. آنچه بايد مخفي کند اظهار ميکند. اين برادران يوسفند که ميخواهند نام و نشان و اثر او را دفن کنند و همانها هستند که او را مييابند. پيراهن يوسف، بينايي يعقوب را ميگيرد و همان پيراهن چشمان او را بينا ميکند. اين همسر عزيز است که اراده عمل زشت دارد و او به دروغ يوسف را متهم ميسازد و هم اوست که صادق بودن يوسف را آشکار کرده و بيگناهي او را اعلام ميکند. نتيجه مهم اين است که اولِ نااميدي آغاز اميد و رجاست و سختي تبديل به اميد مي شود.6
حسين رحيمي
1- يونس :10/62-63 2- يوسف:12/18 3- يوسف:12/83 4- يوسف:12/86 5- يوسف:12/96 6- الميزان ج11ص74-77 ؛ البيان ج6 ص 15-18 |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ وَمَن یَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ از گامهاى شیطان پیروى نكنید، و هر كس پیروى گامهاى شیطان كند، [بداند كه] او قطعا به فحشا و منكر امر مىكند. (نور/21) این آیه هشدارى است به همه كه نفوذ افكار و اعمال شیطانى گاه به صورت تدریجى و كم رنگ است و اگر در همان گامهاى نخست كنترل نشود وقتى انسان متوجه مى گردد كه كار از كار گذشته است ، بنابراین هنگامى كه نخستین وسوسه هاى گناه آشكار مى شود، باید همانجا در مقابل آن ایستاد تا آلودگى گسترش پیدا نكند. اگر «شیطان» را به معنى وسیع كلمه ، یعنى «هر موجود تبهكار و ویرانگر» تفسیر كنیم گستردگى این هشدار در تمام ابعاد زندگى روشن مى شود. هرگز یك انسان پاكدامن و با ایمان را نمى شود یك مرتبه در آغوش فساد پرتاب كرد، بلكه گام به گام این راه را مى سپرد: گام اول معاشرت و دوستى با آلودگان است . گام دوم شركت در مجلس آنها. گام سوم فكر گناه . گام چهارم ارتكاب مصادیق مشكوك و شبهات . گام پنجم انجام گناهان صغیره . و بالاخره در گامهاى بعد گرفتار بدترین گناهان مى شود، درست به كسى مى ماند كه وجود خویش را به دست جنایتكارى سپرده؛ او را گام به گام به سوى پرتگاه مى برد تا سقوط كند و نابود گردد، آرى این است «خطوات شیطان». «خُطوات» جمع «خُطوه» به معناى گام است و شیطان گام به گام انسان را به بعضى گناهان وادار مىكند.
برگرفته از تفسیر نمونه و تفسیر نور
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
پروردگارا مارا آنی و لحظه ای به حال خودمان وامگذار |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
همه وارد جهنم می شویم!
شاید با دیدن تیتر مطلب کمی جاخورده باشید.حق دارید اما این عین واقعیت است. واقعیتی که سرنوشت محتوم ماست و به هیچ روی گریزی از آن نیست. آری بنا بر نص صریح قرآن همه ما روزی وارد جهنم خواهیم شد! اگر باور ندارید همین الان قرآن را باز کنید، آیه 71 سوره مبارکه مریم را با دقت بخوانید! چیزی دستگیرتان شد؟! مطمئنا بهت شما بیشتر خواهد شد وقتی بدانید حتی انبیاء و اولیای الهی نیز مشمول این آیه می شوند. حال چرا و چگونه؟ اصل ماجرا را از زبان علامه ذو الفنون حسن زاده آملی بشنوید: "رسول خدا صلى اله علیه و آله با اصحاب خویش در مسجد نشسته بود، و صداى سقوط هولناكى شنیدند، پس از آن در هراس شدند. آن حضرت فرمود: آیا مى دانید این صدا از چیست ؟ گفتند: خدا و رسولش بهتر مى دانند. فرمود: سنگى هفتاد سال از بالاى جهنم افكنده شده اكنون به قعر آن رسیده است و از سقوط آن این صدا پدید آمد، هنوز كلمات آن حضرت به پایان نرسیده بود كه فغان و فریاد بر مردن منافقى از منافقان مدینه بر آمد و عمر وى هفتاد سال بود. رسول خدا صلى اله علیه و آله فرمود: الله اكبر، صحابه فهمیدند كه این سنگ همان منافق بود، و او از زمانى كه خدایش خلق كرد به جهنم فرو مى رفت ، پس هنگام مردن در قعر جهنم قرار گرفت خداى تعالى فرمود: منافقان در درجه پایین دوزخند . از حدیث شریف معلوم مى شود كه جهنم باطن دنیاست ، و مراد از ورود بر آتش در قول حق تعالى "وَإِن مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْمًا مَّقْضِیًّا" * و مراد ورود بر دنیاست ، و لذا وقتى از آن حضرت در شمول آیه نسبت به ایشان صلى اله علیه و آله مى پرسند، فرمود: جزناها و هى خامدة ما از آن در حال خاموشى عبور كردیم . یعنى چنگال هاى دنیا در ما فرو نرفت و در دامش نیفتادیم ، و وابستگى هاى آن به دامن ما نچسبید، و افتادن آن منافق در جهنم به این معناست كه حالات وى ملكات رذیله شده ، و رسیدن به قعر جهنم صورت تمكن آنهاست . و علم صحابه به آن واقعه هولناك شگفت آور به تصرف رسول خدا صلى اله علیه و آله در گوش هاى آن ها بوده به گونه اى كه تمثل ملكات آن منافق را به صورت آن صداى هولناك شنیدند. و این امیدوار به رحمت پروردگارش را بارها شبیه این تمثل روى آورد، از جمله این كه مردى را به صورت كفتار دید، معلوم گردید كه وى رباخور است ، علاوه بر این كه بسیارى از سلاك الى الله را دیده كه نظیر این كشف از احوال و ملكات اشخاص به صور خوش و یا زشت بر طبق آن ملكات به ایشان روى آورد، و برخى از این سلاك ، اساتیدم و برخى از آنها از شاگردانم بودند، ذلكت فضل الله یوتیه من یشاء." -------------------------- *سوره مریم، آیه 71(و همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم مىشوید؛ این امرى است حتمى و قطعى بر پروردگارت!) منبع: حسن زاده آملی، حسن، عیون مسائل نفس و شرح آن ، ج 2، ص 500. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
ارنست رنان، فیلسوف فرانسوى: |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
کتابی که برای هدایت زنده ها آمده را بر مرده ها می خوانیم ، زنده ها تو را به قبرستانها سپردند تا مرده هایشان آمرزیده شود... آخر تو کتاب زنده هایی یا مردگان؟! مرده ها بیشتر به قرآن احتیاج دارند یا زنده ها؟ |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
بشر چه نيازى به كتاب آسمانى دارد؟ |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
آيا خدا به عبادات ما نياز دارد كه فرمان داده نماز بخوانيم و رو به كعبه بايستيم؟ حجه الاسلام والمسلمین قرائتی |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
خدا هیچکس را تکلیف نکند مگر به قدر توانایی او. نیکی های هر کس به سود او و بدیهایش نیز به زیان اوست. (قسمتی از آیه 50 سوره بقره) |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
به قول یکی از ریاضیدانان به نظر می رسد که معمار جهان آفرینش ریاضیدان است مثلاً به کف دستان خود نگاه کنید: درکف دست راست ما عدد 18 و در کف دست چپ عدد 81 است... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||