تبليغاتX
به کجا چنین شتابان؟...
قرآن معصومين داستان جملات بزرگان اس ام اس تربيت كودك خانواده
 

 

shohada110110.blogfa

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

هفته دفاع مقدس گرامی باد

كيست كه بداند جنگ چيست؟

چه كسی می‌داند فرود یك خمپاره قلب چند نفر را می‌درد؟

 چه كسی می‌داند سوت خمپاره فردا به قطره اشكی بدل خواهد شد و این اشك جگرهایی را خواهد سوزاند؟

 كیست كه بداند جنگ یعنی سوختن، ویران شدن، آرامش مادری كه فرزندش را همین الان با لای لای گرمش در آغوش خود خوابانیده؛ نوری، صدایی، ریزش سقف خانه و سرد شدن تن گرم كودك در قامت خمیده مادر؟

 كیست كه بداند جنگ یعنی ستم، یعنی آتش، یعنی خونین شدن خرمشهر، یعنی سرخ شدن جامه‌ای و سیاه شدن جامه‌ای دیگر، یعنی گریز به هرجا، هرجا كه اینجا نباشد، یعنی اضطراب كه كودكم كجاست؟

جوانم كجاست؟

دو مسئله

آیا می‌توانید این مسئله را حل كنید؛

گلوله‌ای از دوشكا با سرعت اولیه خود از فاصله 100 متری شلیك می‌شود و در مبدأ به حلقومی اصابت نموده و آن را سوراخ كرده و گذر می‌كند، معلوم نمایید:

-  سر كجا افتاده است؟

- كدام زن صیحه می‌كشد؟

- كدام پیراهن سیاه می‌شود؟

- كدام خواهر بی برادر می‌شود؟

- آسمان كدام شهر سرخ می‌شود؟

- كدام گریبان پاره می‌شود؟

- كدام چهره چنگ می‌خورد؟

- كدام كودك در انزوا و خلوت خویش اشك می‌ریزد؟

 

عکس به جهت هفته دفاع مقدس است ...

یا این مسئله را كه هواپیمایی با یك ونیم برابر سرعت صوت از ارتفاع 10 متری سطح زمین ماشین لندكروزی را كه با سرعت در جاده مهران - دهلران حركت می‌كند مورد اصابت موشك قرار می‌دهد؟ اگر از مقاومت هوا صرفنظر كنیم، معلوم كنید:

- كدام تن می‌سوزد؟

- كدام سر می‌پرد؟

- چگونه باید اجساد را از میان این آهن پاره له شده بیرون كشید؟

- چگونه باید آنها را غسل داد؟

- چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش كنیم؟...

کتاب حرمان هور-دست نوشته های شهید احدی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

آخرين دست نوشته شهيد چمران

براستي چه كسي به دكتر خبر داده بود كه وقت رفتن است ؟!!!

متن زير، آخرين دست نوشته ي دكتر مصطفا چمران مي باشد كه چند دقيقه قبل از شهادت آن را نگاشته است...

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

شهيدي كه پس از شانزده سال پيكرش سالم بود.

بعثي هاي متجاوز بعد از مشاهده جنازه محمدرضا براي از بين رفتن اين بدن آن را 3 ماه زير آفتاب داغ قرار داده بودند باز هم چهره او به هم نخورده بود.

گفت و گو با مادر شهيد محمد رضا شفيعي

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   |