تبليغاتX
به کجا چنین شتابان؟... - مناجات
قرآن معصومين داستان جملات بزرگان اس ام اس تربيت كودك خانواده

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

مولای من!‌ در تمام ایام زندگی ام سایه مهر تو بر سر من مستدام بود، این سایه خوب را تا آن سوی مرگ نیز گسترده بدار! (مناجات شعبانیه)

خدای من! چگونه می توانم گمان كنم كه پس از مرگ، تو روی گردانی، در حالی كه در تمام طول حیات، جز زیبایی و خوبی و لطافت از تو ندیده‌ام. (مناجات شعبانیه)

به قران آیه رحمت فراوان است ای انسان***** بخوان این آیه را تفسیر و معنا کردنش با من     

دلت را خانه ما کن، مصفا کردنش بامن*****بیا درد دل افشا کن، مداوا کردنش بامن    

اگر گم کرده ای دل؛ کلید استجابت را***** بیا یک لحظه با ما باش، پیدا کردنش با من

بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش***** بیاورقطره ای اخلاص، دریا کردنش بامن              

        اگردرها برویت بسته شد دل بر مکن***** بازا در این خانه دق الباب کن واکردنش با من

به من گوحاجات خود را اجابت می کنم آنرا***** طلب کن آنچه می خواهی مهیا کردنش بامن

چوخوردی روزی امروز ما را، شکر نعمت کن *****غم فردا مخور، تامین فردا کردنش با من          

 بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را***** بیاور نیک و بد راجمع ومنها کردنش با من      

به قران آیه رحمت فراوان است ای انسان***** بخوان این آیه را تفسیر و معنا کردنش با من

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت***** تو نام توبه را بنویس امضاء کردنش با من      

حاجب بروجردی قصیده ای زیبا در مدح امیر المومنین، علی (ع) سرودند که شاه بیت آن این بود :

حاجب اگر محاسبه حشر با علیست

من ضامنم که هر چه بخواهی گناه کن!

همان شب در عالم رویا مولا علی بن ابیطالب (ع) به خواب ایشان آمده و فرمودند :

اگر چه محاسبه در دست ماست اما اگر اجازه بدهی من بیت آخر شعرت را اصلاح کنم!
 
حاجب عرض می کند:

یا مولا شعر برای شما و در مدح شماست!

حضرت علی(ع) می فرماید پس بیت آخرت را این گونه بنویس:

حاجب یقین محاسبه حشر با علیست

شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن ...
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

الهی!  از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستم گیر که جز تو پناهم نیست.

الهی!  دستم گیر که دست آویز ندارم و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم.

الهی!  خود را از همه به تو وابستم، اگر بداری تو را پرستم و اگر نداری خود پرستم نومید مساز بگیر دستم.

الهی!  ای دورنظر و ای نیکو حضر و ای نیکوکار نیک منظر، ای دلیل هر برگشته، و ای راهنمای هر سرگشته، ای چاره ساز هر بیچاره و ای آرنده هر آواره، ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده. دست ما گیر ای بخشنده بخشاینده.

الهی!  کار آن دارد که با تو کاری دارد. یار آن که دارد چون تو یاری دارد. او که در هر دو جهان تو را دارد هرگز کی تو را بگذارد.

الهی!  در سر گریستنی دارم دراز. ندانم از حسرت گریم یا از ناز.

الهی!  یاد تو در میان دل و زبان است و مهر تو میان سر وجان.

الهی! یکتای بی‌همتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی، اصل هر دوایی، داروی دل‌هایی،بتو رسد ملک خدایی.

الهی! نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان.

الهی! ضعیفان را پناهی. قاصدان را بر سر راهی. مومنان را گواهی. چه عزیز است آن کس که تو خواهی.

الهی! ای خالق بی‌مدد و ای واحد بی‌عدد، ای اول بی‌هدایت و ای آخر بی‌نهایت. ای ظاهر بی‌صورت و ای باطن بی‌سیرت، ای حی بی‌ذلت ای بخشنده بی‌منت، ای داننده رازها، ای شنونده آوازها، ای بیننده نمازها، ای شناسنده نامها، ای رساننده گامها، ای مطلع بر حقایق، ای مهربان بر خلایق، عذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیب‌های ما مگیر که تو قوی و ما حقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.

حسن زاده آملی، حسن؛ كتاب الهی نامه؛

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

اِلهی اَلْبَسَتْنیِ اَلْخَطایا ثَوْبَ مَذَلٌتِی وَ جَلٌلَنِی اَلتٌباعُدَ مِنْكَ لِباسَ مَسْكَنَتِی وَ اَمَاتَ قَلْبِی عَظِیمُ جِنایتَیِ فَاَحْیِه بِتوْبَةٍ مِنْكَ یا اَمَلِی وَ بُغْیَتِی وَ یا سُؤْلِی وَِ مُنْیَتِی ...

خدای من !

گناهانم لباس خو اری بر تنم كر ده است و دوری از تو درماندگی را آرایشم شده است. افزونی لجن گناهانم ماهی دلم را میرانده است.

             ای نهایت آ‌رزویم! ای زیباترین مطلوبم! ای تنها پاسخگویم! و ای محبوب دلم!

                                                            ماهی دلم را با جریان زلال تو به پذیرت زنده گردان.

فَوَ عِزٌتِكَ ما اَجِدُ لِذُنُوْبِی سِواكَ غافِراٍ ًوَ لا اَری لِكَسْرِی غَیْرَكَ جابِراً وَ قَدْ خَضَعْتُ بِاْلِانابَةِ اِلَیْكَ وَعَنَوْتُ بُالْاِسْتِكانَةِ لَدَیْكَ...

به عزتت سوگند كه جز تو مر گناهان خویش را بخشنده ای نمی‌یابم و شكستگی خویش را جز تو پیوندی نمی‌بینم.

من اینك بابالهای تواضع به بارگاه توبازگشته و پیشانی خشوع وخواری خویش بردرگاه قدرتت نهاده ام .

اگر از در رحمت خویش برانیم به كدامین در پناهنده شوم و اگر از قلّه رافتت فرو افكنیم به كدامین دامنه بگریزم؟... كه صد  افسوس از خجلت و رسوائیم و... هزار افغان از توشه راهم.

فَوَااَسَفاهُ مِنْ خَجْلَتِی وَ افْتِضاحِی وَ و الَهَفاهُ مِنْ سُوءُِ عَمَلِی وَ اجْتِراحِی اَسْاَلكَ یا غَافِرَ الَذٌَنْبِ اَلْكَبِیر وَ یا جَابِرَ اَلْعَظْمِ اَلْكَسِیرِ اَنْ تَهََبَ لِی مُوْبِقاتِ اَلْجَرائِر وَ تَسْتُرَ عَلَیٌَ فاَضِحاتِ اَلسٌَرائِرِ ...

ای بزرگ بخشاینده گناهان بزرگ و ای به هم آورنده و پیوند زننده استخوانهای شكسته!

                      از عظیم گناهانم هلاك كننده هایش را ببخش

                                      واز قبیح رازهایم رسوا كننده ها یش را بپوش

                                                      و مرا در گرمای حضور قیامتت از خنك گوارای عفوت بنوش.

خداوندا!

           بلند پرده زیبای گذشتت را بر چشمان گنهكار خسته ام دریغ مكن.

                   خدایا!گناهانم را سایه روشن رحمتت بیار و عیو بم را ابر پر بار رحمتت ببار ...

اِلهِی هَلْ یَرْجِعُ اَلْعَبْدُ الابِقُ اِلّاَ اِلی مَوْلاهُ اَمْ هَلْ یُجِیرُهُ مَنْ سَخَطَهُ اَحَدٌ سِواه اِلهیِ اِنْ كانَ اَلنَّدَمُ عَلَیَّ اَلذَّنْبُ

تَوْبَةً فَاِنِّی وَ عِزَّتَكَ مِنَ النَّادِمِینَ وَ اِنْ كانَ اَلْاِسْتِغْفارُ مِنَ اَلْخَطیِئتِهِ حِطَّةٌ فَاِنِی لَكَ مِنَ اَلْمُسْتَغْفِرِینَ لَُكَ اَلْعُتْبی حَتَّی تَرْضَی...

خدای من!

    آیا بنده فراری جز به سوی مولای خویش بر می گردد و از خشم كیفر بار او جز در كنار پناه می‌گیرد؟...

معبود من!

      اگر در ورود به بارگاه توبه ات پشیمانی است بعزتت سوگند كه من به این در آویخته ام

          و اگر استغفار از گناه، تیشه ای مر ریشه گناهان راست، این تیشه استغفار من!

              حق خشنودی از آن تست، تویی كه با باران رحمتت  غبار گناهان را از صفحه دل می‌شویی.

خدایا!

          به قدرتت، كه به سویم چشم بگردان. با ابر بردباریت بر بیكران دشت گناهانم بگذر.

                           و علیرغم آنچه فقط تو می‌دانی برسرم دست مدارا بكش.

اِلهِی اَنْتَ اَلَّذِی فَتَحْتَ لِعِبادِكَ بَاباً اِلی عَفْوِكَ سَمَّیْتَهُ اَلتَّوْبَةَ فَقُلْتَ:

« تُوْبُوْا اِلَی اَللَّهِ تَوْبَةً نَصُوْحَاً » فَما عُذْرُ مَنْ اَغْفَلَ دُخُوْلَ اَلْبابِ بَعْدِ فَتْحِهِ...

معبود من!‌

              تویی كه بندگان را به بارگاه عفوت دری گشودی و توبه اش نامیدی و فریاد زدی كه:

                                    « هلا مردمان به سوی من آیید آمدنی نادمانه و عاشقانه »

                                                   پس چیست عذر آنكه در را گشاده ببیند و آرام و قرار بگیرد؟

اِلهِی اِنْ كانَ قَبُحَ اَلذَّنْبُ مِنْ عَبْدِكَ فَلْیَحْسُنِِِ اَلْعَفْوُ مِنْ عِنْدِكَ اِلهِی ما اَناَ بِاَوَّلِ مَنْ عَصاكَ فَتُبْتَ عَلَیْهِ وَ تَعَرَّضَ لِمَعْرُوفِكَ فَجُدْتَ عَلَیْهِ...

  خدای من!

  اگر گناه از بنده زشت است، عفو كه از سوی تو زیباست.

                معبودم!‌ من اولین عیانگر تو نیستم كه بر او بخشیدی و در سایه ابر احسانت بر او باریدی.

یا مُجِیبَ اَلْمُضْطَرَ یا كاشِیفَ اَلضُرِِِ ّیا عَظیمَ اَلبِرِّ یا عَلیماً بِما فیِ اَلسِّر یا جَمیِلَ اَلسِّتْرِِ اِسْتَشْفَعْتُ بِجُوْدِك وَ كَرَمَكَ اِلَیْكَ وَ تَوَسَّلْتُ بِجَنابِكَ وَ تَرَحْمَكَ لَدَیْكَُ فَاسْتَجَبْتَ دُعایِی وَلا تُخَیَِّبْ فِیكَ رَجایی وَ تَقَبِّلْ تَوْبتَی وَ كَفِّرْ خَطِیئتَی بِمَنِّكَ وَ رَحْمَتِكَ یااَرْحَمَ الرَّاحِمیِنَ...

 ای دریابنده درماندگان! ای دردسوز دردمندان! و ای بزرگ نیك پردازان!

                          ای داننده هر چه نهان و ای زیبا پوشاننده هر آشكار وپنهان!

تو را میانجی گناهانم و كرم وجودت گزیدم و از میان هر آنچه هست، برای ورود به درگاه رحمتت ترا برگزیده ام.

خدایا! 

      استجابت كن دعای مرا و مسوزان ریشه نهال آرزوی مرا و بپذیر رجعت مرا و بپوشان فصیحت مرا.

               ای پذیرنده ترین پذیرندگان! و ای پوشنده ترین راز پوشان! و ای مهر گسترترین مهربانان!

شجاعی، سید مهدی، دریافتی از مناجات خمس عشره.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

INTERVIEW WITH GOD

گفتگو با خدا

I dreamed , I had an interview with god

خواب دیدم .در خواب با خدا گفتگویی داشتم

God asked
خدا گفت

So you would like to interview me

پس می خواهی با من گفتگو کنی؟

I said ,If you have the tim

گفتم اگر وقت داشته باشید.

God smiled
خدا لبخند زد

My time is eternity

وقت من ابدی است.

What questions do you have in mind for me

چه سوالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟

What surprises you most about human kind
چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟

God answered

خدا پاسخ داد:

That they get bored with child hood

این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند،

They rush to grow up and then

عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد،

long to be children again

حسرت دوران کودکی را می خورند.

That they lose their health to make money

این که سلامتشان را صرف به دست آوردن پول می کنند ،

and then

و بعد

lose their money to restore their health

پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند

That by thinking anxiously about the future

اینکه با نگرانی نسبت به آینده

They forget the present
زمان حال را فراموش می کنند.

such that they live in nether the present

آن چنان که دیگر نه در حال زندگی می کنند

And not the future

نه در آینده

That they live as if they will never die
این که چنان زندگی می کنند که گویی ، نخواهند مرد.

and die as if they had never lived

وآنچنان می میرند که گویی هرگز نبوده اند.

God's hand took mine and
خداوند دست های مرا در دست گرفت

we were silent for a while

و مدتی هر دو ساکت ماندیم.

And then I asked

بعد پرسیدم

As the creator of people

به عنوان خالق انسان ها

What are some of life lessons you want them to learn

می خواهید آنها چه درسهایی از زندگی را یاد بگیرند ؟

God replied , with a smile

خداوند با لبخند پاسخ داد :

To learn they can not make any one love them

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبورکرد
به دوست داشتن خود

but they can do is let themselves be loved

اما می توان محبوب دیگران شد.

T o learn that it is not good to compare themselves
to others
.
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند

To learn that a rich person is not one who has the
most
,
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد.

but is one who needs the least
.
بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد.

To learn that it takes only a few seconds to open

profound wounds in persons we love

یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق، در دل
کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم،

and it takes many years to heal them
ولی سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.

To learn to forgive by practicing for giveness
با بخشیدن بخشش یاد بگیرند.

T o learn that there are persons who love them
dearly
.
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند.

But simly do not know how to express or show

their feelings
.
اما بلد نیستند احساسشان را ابراز کنند یا نشان دهند.

T o learn that two people can look at the same

thing
,
یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند،

and see it differently
.
اما آن را متفاوت ببینند.

To learn that it is not always enough that they be

forgiven by others
.
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند.

The must forgive themselves
.
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند.

And to learn that I am here

و یاد بگیرند که من اینجا هستم

ALWAYS
همیشه

hazf.blogfa

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

عوامل عدم استجابت دعا

بسياري از مردم شكايت مي‌كنند كه چرا ايـن همه دعا مي‌كنيم، مستجاب نمي‌شود؟

شايد تو هم يكي از آنهايي باشي كه حسابي شاكي هستي. اما اين را بدان كه خدا زير حرفش نزده بلكه هر كاري يه آدابي داره و مسلما سر هر راهي سنكي هم هست. پس بايد هم راه رو شناخت و چاه رو ، تا از دعايي كه مي‌كنيم نتيجه بگيريم.

البته اينجا يك سوال خيلي خيلي مهم هم هست كه بايد بهش فكر كرد. اون سوال اينه: آيا دعاي مستجاب اونه كه ما به چشم ببنيم؟ آيا امكان نداره خدا دعاي ما رو طوري مستجاب كنه كه ما اصلا نفهميم؟

حتما در اين باره فكر كنيد و به خدا اعتماد داشته باشيد.

حالا مي تونيد فوت و فنّهاي دعا كردن رو  بخونيد و از اين به بعد بيشتر و بهتر نتيجه بگيريد.

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

بارخدایا!

درپیشگاه توازگناهان بزرگ وکوچک خودتوبه می کنم وازبدکاری های پنهان وپیدای خویش آمرزش می طلبم.

خداوندا!

مرا به توبه ای برانگیز که از فرمانت سرنپیچم.

خدایا! با زبان و قلب پستم               تورامی خوانم وشرمنده هستم

صدایت می زنم درهرمناجات             بگیر از لطف خود همواره دستم 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

اى خداى محمد!
 تو گفتى كه گنه‌كاران، با شفاعت و استغفار رسول، آمرزيده مى‏شوند. ما عقب‏ماندگان از عصر ظهور پيامبر، چه كنيم اگر مصطفاى‌ِ جاودانة تاريخ، براي‌مان دست استغفار برنياورد؟!
 
 اى خداى مرتضى!
 گردى از گام‌هاى فتوّت مرتضى را بر سر جهانيان بپاش تا ريشة  نامردى در جهان بخشكد.
 
 اى خداى على!
 اگر خلق عالم، على را مى‏شناختند، دوستش مى‏داشتند و اگر خلق عالم، على را دوست مى‏داشتند، جهنم آفريده نمى‏شد. حضورمان را در بهشتِ عشقِ على جاودان بدار!
 
 اى خداى فاطمه!

 اگر دست آرمان زنان، به گرد گام‌هاى زهرا مى‏رسيد، جهان گلستان مى‏شد، جهان را گلستان كن!
 
 اى خداى مجتبى!
 روح ما را به حلم، زيباترين فضيلت انسان بياراى تا چشمه‏اى از تشيع مجتبوى در ما ظهور كند!
 
 اى خداى حسين!
 ائمه معصوم، ابواب رحمت‏اند و كشتى نجات. ما را از بازترين باب و سريع‌ترين كشتى نجات، محروم مساز!
 
 اى خداى سجاد!
 چه بزرگى كه تو با وجود سجاد، ديگران را نيز بنده مى‏شمارى، عبادت‌شان را به حساب مى‏آرى و بر سرشان سايه خدايى مى‏گسترى!
 ما هرچه بندگان بَديم، تو خداى خوبى! به ما لياقت بندگى‏ات را عنايت كن!
 اى خداى باقر!
 علم نيست آنچه در نزد مردمان است. علم، آن است كه مظهرش باقرالعلوم است. ما را  
 سنگ ريزه‏اى از سلسله جبال علوم باقرى عنايت كن!
 اى خداى صادق!
 ما را چنان تفقهى* در دين عنايت كن كه سَره را از ناسره بازشناسيم و تحريف و انحراف و التقاط را از حقيقت محض، تميز دهيم و شيعه راستين امام صادق باشيم.
 اى خداى صابر!
 ظرف صبورى و تحمل‌مان را وسعت بخش و جان‌هاي‌مان را براى پذيرش ابتلاى خودت سرشار از رضايت و اشتياق كن!
 اى خداى على‏بن موسى‏الرضا!
 امام‌مان بى‏ترديد شنواى سلام‌مان هست. ما را شنواى پاسخ ايشان قرار ده و ارتزاق‌مان را بر خوان سرشار از بركتش، مستدام و روزافزون كن!

 اى خداى هادى!
 آن‌گاه كه خورشيد هدايت در محاق مظلوميت مستتر مى‏شود، براى دريافت انوار ولايت، ما را چشم بصيرت، عنايت كن.
 اى خداى حسن‏بن على‏العسكرى!
 از زمان حضور آخرين امام حاضر، جهان همچنان تاوان بى‏لياقتى خود را پس مى‏دهد. به ما لياقت ديدار فرزند عسكرى را عنايت فرما!
 اى خداى مهدى!
 در جهان كيست كه ريزه‏خوار سفره امام نيست. چشمى عنايت كن كه ولى نعمت خويش را بازشناسيم!

اللهم عجل لولیک الفرج

سيدمهدى شجاعى‏

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

الهی! تو خدایی نه بازرگان

علامه حسن زاده آملی

به حقیقت ‏برو و بگو آمدم، اگر گفتند اینجا چرا آمدی؟

بگو به کجا روم و به کدام در رو کنم؟ این ره است و دیگر دوم ره نیست.این درست و دیگر دوم در نیست.

اگر گفتند: به اذن کی آمدی؟

 بگو شنیدم بر ضیافتخانهِ فیض، نوالت (1) منع نیست. در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته

اگر گفتند تا به حال کجا بودی؟

بگو راه گم کرده بودم

اگر گفتند چی آوردی؟

بگو: اولا: دل شکسته که از شما نقل است:

در کوی ما شکسته دلی می‏خرند و بس                     بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است

و ثانیا: جز نداری نبُود مایه دارائی من                         طمع بخششم از درگه سلطان من است

و ثالثا: الهی آفریدی رایگان، روزی دادی رایگان، بیامرز رایگان، تو خدایی نه بازرگان.

اگر گفتند برونش کنید بگو:

نمی‏روم ز دیار شما به کشور دیگر                            برون کنید از این در در آیم از در دیگر

اگر گفتند این جرئت را از که آموختی؟

بگو از حلم شما.

اگر گفتند قابلیت استفاضه نداری

بگو قابلیت را هم شما افاضه می‏فرمایید.

باز اگر از تو اعراض نمودند بگو:

به و الله و به بالله و به تالله

بحق آیه نصر من الله

که مو از دامنت دست‏بر ندیرم

اگر کشته شوم الحکم لله

اگر گفتند: مذنبی

بگو: شنیدم شما غفارید. ثانیا: ملک نیستم. آدم زاده‏ام. ثالثا:

نا کرده گنه در این جهان کیست ‏بگو

آن کس که گنه نکرده و زیست‏ بگو

من بد کنم و تو بد مکافات کنی

پس فرق میان من و تو چیست ‏بگو

اگر گفتند: این حرفها را از کجا یاد گرفتی بگو:

بلبل از فیض گل آموخت ‏سخن، ور نه نبود

اینهمه قول و غزل تعبیه در منقارش

اگر گفتند: چه می‏خواهی بگو:

جز تو مارا هوای دیگر نیست

جز لقای تو هیچ در سر نیست

 پی نوشت:

1- روزی، لقمه، در اینجا لقمه برگرفتن(ر.ك: لغتنامه دهخدا، ذیل واژه نوالة)

برگرفته از:

هزار و یک نکته، علامه حسن حسن‏زاده آملی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 


I asked god to take away my habit
God said no it is not for me to take away,but for you to give it up

از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد.

خدافرمود:خودت باید آن ها را رها کنی.


I asked god to make my handicapped child whole
God said no, body is only temporary

از او درخواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد.فرمود: لازم نیست،

 روحش سالم است،جسم هم که موقت است.


I asked god to give me happiness
God said: no, i give you blessings
happiness is up to you

 گفتم مرا خوشبخت کن.فرمود:نعمت از من،خوشبخت شدن از تو.


I asked god to make my spirit grow
God said no, You must grow on your own but i will prune you to make you fruitful

از او خواستم روحم را رشد دهد.فرمود: نه تو خودت باید رشد کنی. من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی.


I asked god for all things that i might enjoy life
God said no, I will give you life, so that you may
enjoy all things

ازخداخواستم کاری کندکه اززندگی لذت کامل ببرم.فرمود:برای این کارمن به توزندگی داده ام


I asked god to help me love others
as much as he loves me
God said: Ahah, finally you have the ide

از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست داردمن هم دیگران را دوست بدارم.
خدا فرمود: آها بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد.

کاش بچه بودیم

خاطراتی از علامه طباطبایی

بوی تعفن دروغ

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

گفتگو با خدا

گفتم: خداي من، دقايقی بود در زندگانيم که هوس مي کردم سر سنگينم را که پر از دغدغه ی ديروز بود و هراس، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برايت بگويم و بگریم. در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟؟؟؟؟؟؟

گفت: عزيز تر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکيه کرده بودی، من آنی خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه هستی. من همچون عاشقی که به معشوق خويش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اينگونه زار بگریم؟

گفت: عزيزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آيد عروج می کند، اشکهايت به من رسيد و من يکی يکی بر زنگارهای روحت ريختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اينگونه می شود تا هميشه شاد بود.

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟

گفت: بارها صدايت کردم، آرام گفتم از اين راه نرو که به جايی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ،فرياد بلند من بود که عزيزتر از هر چه هست، از اين راه نرو که به ناکجا آباد هم نخواهی رسيد.

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟

گفت: روزيت دادم تا صدايم کنی، چيزي نگفتی، پناهت دادم تا صدايم کنی، چيزی نگفتی، بارها گل برايت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برايم بگويی. آخر تو بنده ی من بودی، چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اينگونه شد که صدايم کردی.

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندی؟

گفت: اول بار که گفتی "خدا" آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايی ديگر، من اگر مي دانستم تو بعد از علاج درد هم بر خدا گفتن اصرار می کنی همان بار اول شفايت می دادم.

گفتم: مهربانترين خدا ! دوست دارمت ...

گفت: عزيز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   | 

گفتگو با خدا

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم

گفتی: فَإِنِّي قَرِيبٌ

من كه نزدیكم (بقره/ 186)

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم

گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ

هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/ 205)

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی:  أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ

دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲2 )

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی

گفتی:  وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ

پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود / 90)

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟

گفتی : أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ

مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴)

گفتم: دیگه روی توبه ندارم

گفتی:   اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ

ولی خدا عزیزِ و داناست، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳)

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟

گفتی: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا

خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳)

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی:  وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ

به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵)

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم!  ...  توبه می‌كنم

گفتی:  إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ

خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲)

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك

گفتی: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ

خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶)

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟

گفتی:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا

ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   |