|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
مولای من! در تمام ایام زندگی ام سایه مهر تو بر سر من مستدام بود، این سایه خوب را تا آن سوی مرگ نیز گسترده بدار! (مناجات شعبانیه) خدای من! چگونه می توانم گمان كنم كه پس از مرگ، تو روی گردانی، در حالی كه در تمام طول حیات، جز زیبایی و خوبی و لطافت از تو ندیدهام. (مناجات شعبانیه)
به قران آیه رحمت فراوان است ای انسان***** بخوان این آیه را تفسیر و معنا کردنش با من دلت را خانه ما کن، مصفا کردنش بامن*****بیا درد دل افشا کن، مداوا کردنش بامن اگر گم کرده ای دل؛ کلید استجابت را***** بیا یک لحظه با ما باش، پیدا کردنش با من بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش***** بیاورقطره ای اخلاص، دریا کردنش بامن اگردرها برویت بسته شد دل بر مکن***** بازا در این خانه دق الباب کن واکردنش با من به من گوحاجات خود را اجابت می کنم آنرا***** طلب کن آنچه می خواهی مهیا کردنش بامن چوخوردی روزی امروز ما را، شکر نعمت کن *****غم فردا مخور، تامین فردا کردنش با من بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را***** بیاور نیک و بد راجمع ومنها کردنش با من به قران آیه رحمت فراوان است ای انسان***** بخوان این آیه را تفسیر و معنا کردنش با من اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت***** تو نام توبه را بنویس امضاء کردنش با من
حاجب بروجردی قصیده ای زیبا در مدح امیر المومنین، علی (ع) سرودند که شاه بیت آن این بود :
حاجب اگر محاسبه حشر با علیست من ضامنم که هر چه بخواهی گناه کن!
همان شب در عالم رویا مولا علی بن ابیطالب (ع) به خواب ایشان آمده و فرمودند : اگر چه محاسبه در دست ماست اما اگر اجازه بدهی من بیت آخر شعرت را اصلاح کنم!
حاجب عرض می کند:
یا مولا شعر برای شما و در مدح شماست! حضرت علی(ع) می فرماید پس بیت آخرت را این گونه بنویس: حاجب یقین محاسبه حشر با علیست شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن ... اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم برای مطالعه لینک های زیر کلیک نمائید... انتقاد از ولایت فقیه آری یا نه؟ رژيم اخلاقی - رفتاري، ويژه دوره بارداري آیا وراثت و محیط در کمال و سعادت انسان نقش ندارند؟ کوتاهی در پرداخت خمس، ظلم در حق اهل بیت (ع) عمرهمه ما کم است.(داستان) پیشگویی های منجم یهودی و سطیح کاهن |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
الهی! از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستم گیر که جز تو پناهم نیست. الهی! دستم گیر که دست آویز ندارم و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم. الهی! خود را از همه به تو وابستم، اگر بداری تو را پرستم و اگر نداری خود پرستم نومید مساز بگیر دستم. الهی! ای دورنظر و ای نیکو حضر و ای نیکوکار نیک منظر، ای دلیل هر برگشته، و ای راهنمای هر سرگشته، ای چاره ساز هر بیچاره و ای آرنده هر آواره، ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده. دست ما گیر ای بخشنده بخشاینده. الهی! کار آن دارد که با تو کاری دارد. یار آن که دارد چون تو یاری دارد. او که در هر دو جهان تو را دارد هرگز کی تو را بگذارد. الهی! در سر گریستنی دارم دراز. ندانم از حسرت گریم یا از ناز. الهی! یاد تو در میان دل و زبان است و مهر تو میان سر وجان. الهی! یکتای بیهمتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی، اصل هر دوایی، داروی دلهایی،بتو رسد ملک خدایی. الهی! نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان. الهی! ضعیفان را پناهی. قاصدان را بر سر راهی. مومنان را گواهی. چه عزیز است آن کس که تو خواهی. الهی! ای خالق بیمدد و ای واحد بیعدد، ای اول بیهدایت و ای آخر بینهایت. ای ظاهر بیصورت و ای باطن بیسیرت، ای حی بیذلت ای بخشنده بیمنت، ای داننده رازها، ای شنونده آوازها، ای بیننده نمازها، ای شناسنده نامها، ای رساننده گامها، ای مطلع بر حقایق، ای مهربان بر خلایق، عذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ما حقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت. حسن زاده آملی، حسن؛ كتاب الهی نامه؛ |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
اِلهی اَلْبَسَتْنیِ اَلْخَطایا ثَوْبَ مَذَلٌتِی وَ جَلٌلَنِی اَلتٌباعُدَ مِنْكَ لِباسَ مَسْكَنَتِی وَ اَمَاتَ قَلْبِی عَظِیمُ جِنایتَیِ فَاَحْیِه بِتوْبَةٍ مِنْكَ یا اَمَلِی وَ بُغْیَتِی وَ یا سُؤْلِی وَِ مُنْیَتِی ... خدای من ! گناهانم لباس خو اری بر تنم كر ده است و دوری از تو درماندگی را آرایشم شده است. افزونی لجن گناهانم ماهی دلم را میرانده است. ای نهایت آرزویم! ای زیباترین مطلوبم! ای تنها پاسخگویم! و ای محبوب دلم! ماهی دلم را با جریان زلال تو به پذیرت زنده گردان. فَوَ عِزٌتِكَ ما اَجِدُ لِذُنُوْبِی سِواكَ غافِراٍ ًوَ لا اَری لِكَسْرِی غَیْرَكَ جابِراً وَ قَدْ خَضَعْتُ بِاْلِانابَةِ اِلَیْكَ وَعَنَوْتُ بُالْاِسْتِكانَةِ لَدَیْكَ...به عزتت سوگند كه جز تو مر گناهان خویش را بخشنده ای نمییابم و شكستگی خویش را جز تو پیوندی نمیبینم. من اینك بابالهای تواضع به بارگاه توبازگشته و پیشانی خشوع وخواری خویش بردرگاه قدرتت نهاده ام . اگر از در رحمت خویش برانیم به كدامین در پناهنده شوم و اگر از قلّه رافتت فرو افكنیم به كدامین دامنه بگریزم؟... كه صد افسوس از خجلت و رسوائیم و... هزار افغان از توشه راهم. فَوَااَسَفاهُ مِنْ خَجْلَتِی وَ افْتِضاحِی وَ و الَهَفاهُ مِنْ سُوءُِ عَمَلِی وَ اجْتِراحِی اَسْاَلكَ یا غَافِرَ الَذٌَنْبِ اَلْكَبِیر وَ یا جَابِرَ اَلْعَظْمِ اَلْكَسِیرِ اَنْ تَهََبَ لِی مُوْبِقاتِ اَلْجَرائِر وَ تَسْتُرَ عَلَیٌَ فاَضِحاتِ اَلسٌَرائِرِ ...ای بزرگ بخشاینده گناهان بزرگ و ای به هم آورنده و پیوند زننده استخوانهای شكسته! از عظیم گناهانم هلاك كننده هایش را ببخش واز قبیح رازهایم رسوا كننده ها یش را بپوش و مرا در گرمای حضور قیامتت از خنك گوارای عفوت بنوش. خداوندا! بلند پرده زیبای گذشتت را بر چشمان گنهكار خسته ام دریغ مكن. خدایا!گناهانم را سایه روشن رحمتت بیار و عیو بم را ابر پر بار رحمتت ببار ...
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
INTERVIEW WITH GOD
گفتگو با خدا hazf.blogfa |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
عوامل عدم استجابت دعابسياري از مردم شكايت ميكنند كه چرا ايـن همه دعا ميكنيم، مستجاب نميشود؟ شايد تو هم يكي از آنهايي باشي كه حسابي شاكي هستي. اما اين را بدان كه خدا زير حرفش نزده بلكه هر كاري يه آدابي داره و مسلما سر هر راهي سنكي هم هست. پس بايد هم راه رو شناخت و چاه رو ، تا از دعايي كه ميكنيم نتيجه بگيريم. البته اينجا يك سوال خيلي خيلي مهم هم هست كه بايد بهش فكر كرد. اون سوال اينه: آيا دعاي مستجاب اونه كه ما به چشم ببنيم؟ آيا امكان نداره خدا دعاي ما رو طوري مستجاب كنه كه ما اصلا نفهميم؟ حتما در اين باره فكر كنيد و به خدا اعتماد داشته باشيد. حالا مي تونيد فوت و فنّهاي دعا كردن رو بخونيد و از اين به بعد بيشتر و بهتر نتيجه بگيريد. بر روی ادامه مطلب کلیک کنید... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
بارخدایا! درپیشگاه توازگناهان بزرگ وکوچک خودتوبه می کنم وازبدکاری های پنهان وپیدای خویش آمرزش می طلبم. خداوندا! مرا به توبه ای برانگیز که از فرمانت سرنپیچم. خدایا! با زبان و قلب پستم تورامی خوانم وشرمنده هستم صدایت می زنم درهرمناجات بگیر از لطف خود همواره دستم |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
اى خداى محمد! اللهم عجل لولیک الفرج سيدمهدى شجاعى |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
الهی! تو خدایی نه بازرگان
به حقیقت برو و بگو آمدم، اگر گفتند اینجا چرا آمدی؟ بگو به کجا روم و به کدام در رو کنم؟ این ره است و دیگر دوم ره نیست.این درست و دیگر دوم در نیست. اگر گفتند: به اذن کی آمدی؟ بگو شنیدم بر ضیافتخانهِ فیض، نوالت (1) منع نیست. در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته اگر گفتند تا به حال کجا بودی؟ بگو راه گم کرده بودم اگر گفتند چی آوردی؟ بگو: اولا: دل شکسته که از شما نقل است: در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است و ثانیا: جز نداری نبُود مایه دارائی من طمع بخششم از درگه سلطان من است و ثالثا: الهی آفریدی رایگان، روزی دادی رایگان، بیامرز رایگان، تو خدایی نه بازرگان. اگر گفتند برونش کنید بگو: نمیروم ز دیار شما به کشور دیگر برون کنید از این در در آیم از در دیگر اگر گفتند این جرئت را از که آموختی؟ بگو از حلم شما. اگر گفتند قابلیت استفاضه نداری بگو قابلیت را هم شما افاضه میفرمایید. باز اگر از تو اعراض نمودند بگو: به و الله و به بالله و به تالله بحق آیه نصر من الله که مو از دامنت دستبر ندیرم اگر کشته شوم الحکم لله اگر گفتند: مذنبی بگو: شنیدم شما غفارید. ثانیا: ملک نیستم. آدم زادهام. ثالثا: نا کرده گنه در این جهان کیست بگو آن کس که گنه نکرده و زیست بگو من بد کنم و تو بد مکافات کنی پس فرق میان من و تو چیست بگو اگر گفتند: این حرفها را از کجا یاد گرفتی بگو: بلبل از فیض گل آموخت سخن، ور نه نبود اینهمه قول و غزل تعبیه در منقارش اگر گفتند: چه میخواهی بگو: جز تو مارا هوای دیگر نیست جز لقای تو هیچ در سر نیست پی نوشت: 1- روزی، لقمه، در اینجا لقمه برگرفتن(ر.ك: لغتنامه دهخدا، ذیل واژه نوالة) برگرفته از:هزار و یک نکته، علامه حسن حسنزاده آملی |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد. خدافرمود:خودت باید آن ها را رها کنی.
از او درخواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد.فرمود: لازم نیست، روحش سالم است،جسم هم که موقت است.
گفتم مرا خوشبخت کن.فرمود:نعمت از من،خوشبخت شدن از تو.
از او خواستم روحم را رشد دهد.فرمود: نه تو خودت باید رشد کنی. من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی.
ازخداخواستم کاری کندکه اززندگی لذت کامل ببرم.فرمود:برای این کارمن به توزندگی داده ام
از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست داردمن هم دیگران را دوست بدارم. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
گفتگو با خدا گفتم: خداي من، دقايقی بود در زندگانيم که هوس مي کردم سر سنگينم را که پر از دغدغه ی ديروز بود و هراس، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برايت بگويم و بگریم. در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟؟؟؟؟؟؟ گفت: عزيز تر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکيه کرده بودی، من آنی خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه هستی. من همچون عاشقی که به معشوق خويش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم. گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اينگونه زار بگریم؟ گفت: عزيزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آيد عروج می کند، اشکهايت به من رسيد و من يکی يکی بر زنگارهای روحت ريختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اينگونه می شود تا هميشه شاد بود. گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟ گفت: بارها صدايت کردم، آرام گفتم از اين راه نرو که به جايی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ،فرياد بلند من بود که عزيزتر از هر چه هست، از اين راه نرو که به ناکجا آباد هم نخواهی رسيد. گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟ گفت: روزيت دادم تا صدايم کنی، چيزي نگفتی، پناهت دادم تا صدايم کنی، چيزی نگفتی، بارها گل برايت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برايم بگويی. آخر تو بنده ی من بودی، چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اينگونه شد که صدايم کردی. گفتم: پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندی؟ گفت: اول بار که گفتی "خدا" آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايی ديگر، من اگر مي دانستم تو بعد از علاج درد هم بر خدا گفتن اصرار می کنی همان بار اول شفايت می دادم. گفتم: مهربانترين خدا ! دوست دارمت ... گفت: عزيز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ... |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||
|
|
|
|
|
گفتگو با خدا گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم گفتی: فَإِنِّي قَرِيبٌ من كه نزدیكم (بقره/ 186) گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش میشد بهت نزدیك شم گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/ 205) گفتم: این هم توفیق میخواهد! گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲2 ) گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی گفتی: وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود / 90) گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار میتونم بكنم؟ گفتی : أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ مگه نمیدونید خداست كه توبه رو از بندههاش قبول میكنه؟! (توبه/۱۰۴) گفتم: دیگه روی توبه ندارم گفتی: اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ ولی خدا عزیزِ و داناست، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳) گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ گفتی: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟ گفتی: وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میكنه؛ عاشق میشم! ... توبه میكنم گفتی: إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ خدا هم توبهكنندهها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك گفتی: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ خدا برای بندهاش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟ گفتی: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریكیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط حسن
|
|
||