تبليغاتX
به کجا چنین شتابان؟... - لطیفه‏های سالم
قرآن معصومين داستان جملات بزرگان اس ام اس تربيت كودك خانواده

شاد باشیم و دیگران را شاد کنیم

عوامل فراهم ساختن شادی و نشاط و سعادت انسان

1- در وهله اول ایمان و جهان بینی درست نقش بسزایی در شاد بودن انسان‏ها خواهد داشت.

یكی از مقولاتی كه در پرتو این ایمان و اعتقاد صحیح برای انسان حاصل می‏شود و در ایجاد شادی مؤثر است، زهد و قناعت است. تعابیر خیلی عمیقی در اسلام وجود دارد كه در بحث شادی باید روی آن خوب كار بشود و نمونه‏ای از آن به كار بردن همزمان واژه زهد با واژه شادی و شادمانی است. زهد یعنی این كه انسان از دنیا استفاده كند ولی به آن وابسته نباشد و حرص آن را نزند. این كه حافظ می‏گوید:

  در این دنیا اگر سودی است با درویش خرسند است  خدایا منعمم گردان به درویشی وخرسندی           نشان دهنده این است كه نوع نگاه انسان به دنیا می‏تواند اسباب خرسندی را فراهم كند.

2ـ عامل مهم دیگر داشتن ارتباط با افرادی است كه درك محضرشان به زندگی انسان معنا می‏دهد. در روایات داریم كه اگر كسی چهل روز با عالم عاملی برخورد نكند، قساوت قلب پیدا می‏كند. در هر شهری انسان‏های عالم عاملی هستند كه در گوشه‏ای آرام و ساكت نشسته‏اند. ما انتظار داریم دانشجوهای ما بروند و بگردند تا جهان‏های بنشسته در گوشه‏ای را پیدا بكند.

3ـ برقرار كردن ارتباط عاشقانه با خدا از طریق ادعیه به خصوص مناجات‏های عاشقانه و زیبایی كه در صحیفه سجادیه است. ما بخشی از خلوت خود را حتماً باید با این دعاها پر كنیم .

4ـ داشتن ارتباطات اجتماعی سالم و دو طرفه با همنوعان. باید توجه داشت ارتباطات یك طرفه عمدتاً به وابستگی می‏انجامد و خود عامل سلب شادی می‏شود.

5ـ در كنار تمام این‏ها، مسأله جسم مهم است. برای شادی‏های ما جسم باید سالم و دارای تغذیه مناسب و خوب باشد. ورزش بین جوان‏های ما خیلی فراموش شده است.

6ـ ارتباط با طبیعت نیز شادی آور است. یكی از روان‏شناسان می‏گوید: آنهایی كه دلبسته یك چیز مرده‏اند، وجودشان هم مرده است.

امام رضا(ع) می‏فرماید: سه چیز روح انسان را جلا می‏بخشد: نگاه كردن به آب روان، به سبزه و به صورت زیبا (صورت زیبایی كه انسان از آن لذت حلال ببرد).

 ما باید قدر خودمان را بدانیم و یاد بگیریم، اگر خودمان را دوست داریم، نگاهمان را به منظره‏های بد نیندازیم. گوشمان را به شنیدن صدای ناهنجار عادت ندهیم. گوش و چشم و دهان انسان دریچه‏های ورودی جهان بیرون به جهان درونند .

7ـ ارتباط داشتن با گنجینه غنی ادبیات فارسی نیز برای آشنا شدن با راه‏های شادی و سعادت انسان بسیار اهمیت دارد

8ـ هنر اصیل نیز عامل خوبی برای كسب شادی و نشاط است. بسیاری از آهنگ‏هایی كه دانشجویان ما گوش می‏دهند، از نظر زیبا شناختی، خشن و آزار دهنده روح هستند .

9- باید بدانید پرخوری، كم خوابی، پر خوابی، خواب بعد از طلوع آفتاب نیز ـ آن چنان كه در روایات آمده است  كسالت و خمودگی می‏آورد.

10- گفتن و شنیدن لطیفه‏های سالم نیز در شادی انسان موءثر است. در روایات آمده است: یكی از معصومان از یاران خود پرسیدند: آیا با هم شوخی و مزاح می‏كنید؟ گفتند نه. حضرت به آن‏ها فرمود: كار خوبی نمی‏كنید. البته شوخی زیاد هم وقار را كم می‏كند .

بحث تعامل بین نقش فرد و جامعه در شادی، بحثی جالب است كه می‏تواند موضوع بررسی قرار گیرد. وقتی ما به اطراف خود دقت می‏كنیم، می‏بینیم كه در جامعه اطراف ما ـ با این كه جامعه‏ای دینی است و در دین ما این همه توصیه به شادی شده- شادی و نشاط در بین مردم كم‏تر دیده می‏شود. به نظر من، در این شرایط حداقل كاری كه می‏توان انجام داد این است كه جاهایی كه می‏بینیم عوامل اجتماعی مانع شادی می‏شود، با آن برخورد كنیم و سعی كنیم حق خودمان را از جامعه بگیریم، البته با رعایت اعتدال رفتاری. اما اگر دیدیم این تلاش‏ها به نتیجه نرسید، سعی كنیم درون خودمان را به صورت‏های مختلف آرام كنیم. شادی انسان سقفی است كه ستون‏های بسیاری آن را نگه داشته‏اند. سلامت جسمی، دوستان خوب، همسر و فرزندان خوب، عشق به مطالعه و... . حال اگر یكی از این ستون‏ها مشكل پیدا كرد، انسان نباید با دست خود سایر ستون‏ها را هم خراب كند؛ بلكه باید با تقویت سایر ستون‏ها از ریزش سقف ممانعت به عمل آورد. مخاطب من در این‏جا جوانان هستند. این كه جوان صبح زود از خواب بلند شود، ورزش كند، به طور منظم به فكر غذایش باشد، در زندگی‏اش برنامه و نظم داشته باشد و... این ها همه دست خود آدم است. به هر حال باید با یك دوراندیشی و تصمیم قاطع وارد كارزار شد.

  آیا ریشه شادی و نشاط در درون انسان قرار دارد یا عوامل بیرونی نقش اساسی‏تری در شادمانی انسان بازی می‏كنند؟

- مولوی جواب را در این بیت زیبا داده است:

           اصل لذّت از درون دان نی برون                        ابلهی دان جستن از فسق و فسون

خلاصه این كه اصل لذّت از درون است نه از بیرون. این طور نیست كه به صرف این كه در باغیم شاد هم باشیم. اگر بینشمان و هدفمان و درونمان ناشاد باشد، در ظاهر نیز ترش رو و ناشاد خواهیم بود.

  اگر شادی درون را بخواهیم موجب شادی برون قلمداد كنیم، آنگاه این حدیث را كه می‏گوید «حزن مؤمن در درون او است ولی شادی و نشاط در ظاهر او» چگونه توجیه خواهید كرد؟

در این جا ما باید به تفاوت دو مقوله افسردگی و اندوهگینی اشاره داشته باشیم. آدم افسرده احساس گناه می‏كند، ناامید است، خودش را مقصر همه بدی‏ها می‏داند؛ به تعبیر دیگر، ما یك حزن سازنده داریم و یك حزن مخرب.

حزنی كه به هوشیاری و تحرك منتهی شود، حزن ممدوح و سازنده است. در مقابل حزنی كه تنها حسرت خوردن و گوشه نشینی در آن باشد، به هیچ وجه مطلوب نیست و به شادی هم نمی‏انجامد.

 آن حزنی كه در حدیث از آن یاد شده، حزن سازنده است. بررسی گذشته و پیگیری آینده در چنین حزنی نهفته است. اما از لحاظ ظاهری به ما گفته‏اند مهم‏ترین خصوصیات یك مؤمن حسن خلق است. در احادیث داریم كه حسن خلق روز قیامت پا به پای نماز بندگان سنجیده می‏شود. در ترازوی اعمال انسان نیز هیچ چیزی از حسن خلق سنگین‏تر نیست. حسن خلق دوستان آدم را زیاد می‏كند.از امام صادق(ع) پرسیدند: حسن خلق چیست؟ حضرت فرمود: چهره گشاده، كلام زیبا، رفتار نرم و انعطاف‏پذیر. چهره گشاده پلی است برای ارتباطات سالم و سازنده با مردم.

دکتر گلزاری

منبع:طوبی ، پژوهشکده تحقیقات اسلامی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسن   |