717
از خدا چگونه طلب کنیم و حاجت بخواهیم
حضرت موسی علیه السلام، تنهایِ تنها، با ترس و خوف از شهر خودش فرار میکنه:
فخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا یَتَرَقَّبُ (قصص/۲۱) موسی از شهر خارج شد، در حالی که ترسان بود، و هر لحظه در انتظار حادثهای بود.
وقتی به شهر مَدیَن میرسه، یه گوشه تنها میشینه و دعا می کنه:
ربِّ إِنِّی لِمَا أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ (قصص/۲۴)
پروردگارا، به هر خیری که تو بر من نازل کنی، محتاجم!
این دعای حضرت موسی، یک شاهکار تمامه؛ اصلاً کلاسِ آموزش دعاست.
✔️ با اینکه فراری بود، نگفت جا می خوام.
✔️ با اینکه گرسنه بود، نگفت غذا می خوام.
✔️ با اینکه بی یاور و بی پناه و تنها بود، نگفت خانواده و زن و زندگی و... می خوام.
دقّت کنیم!
حضرت موسی، احتیاجاتش رو برای خدا لیست نمی کنه.
نمی گه فلان چیز رو میخوام، فلان چیز رو نمیخوام. اصلاً به ذهنش جهت نمیده. با کلماتش خودش رو محدود نمی کنه.
بلکه فضایِ دعا رو باز میگذاره، تا هر خیری، از هر کجا و هر زمان، و به هر مقدار و کیفیت، بر او بباره.
حضرت موسی در نهایتِ تواضع رفتار می کنه:
✔️ به خدا دستور نمیده.
✔️ برای خدا تعیین تکلیف نمیکنه.
✔️ بلکه در برابرِ خدا، یک پذیرش تام میشه. چون خوب میدونه که، این خداست که صلاحِ کارش رو بهتر از خودش می دونه.
خدایی که خودش خیر است، و جز خیر از او صادر نمی شه.
پس فقط کافیه با این خیرمطلق یک رابطهی عاشقانه، بر اساسِ تسلیم برقرار کنه. که کانال ارتباط باخدا اگر این اتفاق بیفته، دیگه کار تمومه، و از بهترینها برخوردار شده
جالبه که در همین سوره، دنبالهی داستان میبینیم که، توی همین شهری که موسی غریب هست، خدا همه چیز بهش میده:
شغل، مسکن، همسر و...
حضرت موسی برای خدا تعیین تکلیف نکرد.
گفت خدایا! هرچی خودت صلاح می دونی و هرچی که خیر هست، به من بده.
امّا قرآن کریم در داستانِ حضرت یوسف میفرماید، وقتی حضرت یوسف به خواستهی زلیخا تن نداد:
لئِن لَّمْ یَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَیُسْجَنَنَّ (یوسف/۳۲)
💢 زلیخا گفت: اگر آنچه را به او دستور میدهم انجام ندهد، به زندان خواهد افتاد.
قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ (یوسف/۳۳)
💢 یوسف گفت: «پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است، از آنچه اینها مرا به سوی آن میخوانند.»
بقیهی ماجرا رو هم می دونیم، که حضرت یوسف سال ها زندانی شد.
حضرت یوسف در دعای خودش، برای خدا مصداق تعیین کرد. گفت خدایا من زندان می خوام. خدا هم او رو زندانی کرد.
امّا حضرت موسی برای خدا مصداقی تعیین نکرد. نگفت خدایا چی میخوام. فقط گفت خدایا هرچی خیر است بر من نازل کن. خدا هم همه چیز بهش داد.
نتیجهگیری:
در دعا کردن برای خدا تعیین تکلیف نکنیم:
خدایا من فلان رشته رو قبول بشم.
خدایا من فلان شغل رو بتونم به دست بیارم.
خدایا من فلان خونه رو بتونم بخرم.
خدایا فلان کاندید رای بیاره، فلانی رای نیاره.
خدایا...
همیشه در مورد هر موضوعی در زندگی که دعا میکنیم، بگیم:
✔️ خدایا! تو خیر و صلاح ما رو در مورد این موضوع (ازدواج، شغل، تحصیل و...) بهتر میدانی پس بهترینها را برایم رقم بزن.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین
رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ