754

و در متون اسلامی روایتی بدون سند با عبارات مختلفی به عنوان حدیث قدسی آمده است؛ یکی از این عبارات چنین است:

«مَن طَلَبَنی وَجَدَنی، و مَن وَجَدنی عَرَفَنی، و مَن عَرَفَنی احَبّنی و مَن احَبّنی عَشَقَنی‏، و مَن عَشَقَنی‏ عَشَقْتُهُ‏»

آن‌کس که مرا طلب کند، مرا می‌یابد و آن‌کس که مرا یافت، مرا می‌شناسد و آن‌کس که مرا شناخت، مرا دوست می‌دارد و آن‌کس که مرا دوست داشت، به من عشق می‌ورزد و آن‌کس که به من عشق ورزید، من نیز به او عشق می‌ورزم.

 

در زمینه این روایت، نکاتی را می‌توان بررسی کرد که برای آگاهی و مطالعه آن بر روی ادامه نوشته کلیک نمائید.

ادامه نوشته

753

- هرگزتسلیم نشو، هر روز معجزه تازه ای اتفاق می افتد.

- گوش کردن را یاد بگیر ، فرصت ها گاه با صدای آهسته در می زنند.

- راهی برای تغییر را پیدا کن و با تمام تلاش آن را دنبال نما.

 

امید

- وقتت را تلف ماتم گرفتن برای اشتباهات گذشته نکن ، از آنها درس بگیر و بگذر.

- هرگز گره ای را که می شود باز کرد، نبر .

- هنگام مواجهه با کار سخت طوری عمل کن که انگار شکست غیر ممکن است.

- خود را با معیار های خودت بسنج ، نه با معیار های دیگران .

- هر لحظه شکر گذار داشته هایت باش.

- از زمان یا کلمات با بی توجهی استفاده نکن ، هیچ کدام قابل بازگشت نیستند.

- نگو وقت نداری ، تو دقیقا همان تعداد ساعت در روز را در اختیار داری که موفق ترین انسان ها داشته اند.

- خود را به "خود به سازی" دائم متعهد کن.

- به افکار بزرگ فکر کن ، اما از شادی های کوچک لذت ببر.

- مثبت بیاندیشید تا کلید گنج را در دست بگیرید.

- صبح را با پیامی خوش به خود آغاز کن .

کهتری

752

کسانی را می شناسم که مصداق یک بام و دو هوا هستند. در نوشته ها و گفتارشان به آیاتی از قرآن اشاره و استناد می کنند. از قرائت سوره واقعه گرفته و تا ذکر برخی از آیات دیگر را مورد توجه قرار می دهند.

 

اما وقتی آیاتی از قرآن درباره لزوم حجاب، مبارزه با طاغوت و دشمنی با دشمنان خداوند و مخالفت با کسانی که شعائر دینی را سبک شمرده و با آن مخالفت می کنندرا  مورد استناد قرار می دهی قائل می شوند که فهم قرآن برای همه نیست و ادبیات قرآن تاویل دارد و ما آن را نمی دانیم. در حالی که خداوند متعال در سوره محمد آیه شریفه 24، از تدبّر در آیات ستایش کرده، و بر تدبّر نکردن در آن نکوهش نموده است: أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَی قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا  آیا در قرآن نمی‌اندیشند یا آنکه قفل‌ها بر دل‌ها(ی آنان) است؟ 

 

اگر اینگونه رفتار مصداق آیه شریفه نُؤۡمِنُ بِبَعۡضٖ وَنَكۡفُرُ بِبَعۡضٖ نیست پس نام آن را چه می توان گذاشت؟

 

نکته:

در مخالفت هایمان با اندیشه برخی اغلب مخالف آنچه که در ذهنمان ساخته ایم و بر اساس داده های غلطی آنها را شکل داده ایم هستیم. واقعیت افراد و اندیشه افرادی همانند علما و صلحا و بزرگان دین چیزی نیست که برخی در ذهن خود بافته و ساخته اند و اگر مخالفتی هم با علما و مذهبیان و برخی از مسلمات دین و شعائر دینی می کنند بر طبق ذهنیات خودشان است و به عبارتی دیگر مخالف آنچه در ذهن خود ساخته اند هستند نه آنچه در واقعیت وجود دارد.

 

مرحوم ملاصدرا برای زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها از کهک عازم قم شدند. ایشان وارد حرم شدند و شنیدند کسی در حال لعن کردن ملاصدرا هست.  به او نزدیک شد و پرسید ملاصدرا را می شناسی؟ جواب داد : نه! مرحوم ملاصدرا پرسید برای چه او را لعن می کنی؟ جواب داد: ملاصدرا قائل به وحدت واجب الوجود است.

 

واجب الوجود یعنی خداوند که احد و واحد است اما آن شخص بی سواد معنای آن را نمی دانسته و  بر اساس اطلاعات ناقص خود در ذهن و اندیشه خویس او را بی دین می خوانده است.

751

نقل است ابی العوجاء نامی که از دانشمندان مادی گرای زمان امام صادق علیه السلام بود با حضرت مناظره کردند. پس از چند جلسه گفتگو مناظره که ابی العوجاء سوالات خود را مطرح و جواب خود را از امام صادق علیه السلام دریافت کرد اما باز هم حقیقت هستی و وجود خداوند را منکر بود.

 

در پایان یکی از گفتگوها امام صادق علیه السلام به او فرمودند:

 

اگر حقيقت آن است که تو مي‏ گويي ما و تو هر دو نجات مي ‏يابيم و اگر آنچه که ما به آن معتقديم درست باشد، پس ما نجات يافته و تو هلاک مي‏ شوي. (به عبارتی دیگر، اگر آنچه تو می گویی درست باشد و خدایی و جهان آخرتی وجود نداشته باشد ما قائلان به وجود خداوند چیزی را از دست نداده ایم اما اگر آنچه در مورد جهان باقی و برزخ و خداوند گفته می شود درست باشد منکر آنها چیزهای زیادی را از دست می دهد)

 

 ابی العوجاء با شنیدن این جمله به همراهان خود رو کرد و گفت: قلبم سوزشي و دردي گرفت، مرا برگردانيد. در روایتی دیگر نقل کرده اند که فردای  آن روز در محضر حضرت حاضر شده و گفت: از دیروز که آن حرف را گفتید فکرم را به هم ریخته اید.  منبع: اصول کافي، ج 1، ص 228

برای مطالعه مناظره حضرت با ابی العوجاء بر روی ادامه نوشته کلیک نمائید

ادامه نوشته

750

امان از دوستان ناباب

 

آدمـى هـر قـدر هـم كـه پـاك باشد ، هنگامى كه با ناپاكان، رفاقت و نشست و برخاست مى نمايد ، بـيمارى اخلاقي شخص، بسان مرضى مسرى در او سرايت مى كند.

 

آدمی گاه بدون اين كه خودش هم متوجه شود ، بر اثر رفاقت با نااهلان ، به گونه اى متاثر مى شود كه ناخود آگاه از همه جهت به آن ها شبيه مى گردد . افكار، اعمال ، برخورد و ساير كارهايش ، نمونه و نشانگر شخص فاقدارزش ها مى شود .بـه هـمـان ميزان كه دوست پاك ، در روحيه ي آدمى ناخودآگاه اثر خوب مى گذارد و نقش بسيار مهمى در پيشرفت انسان دارد ، دوست ناباب نيز در سقوط و انحطاط بشر نقش دارد.

 

ناگفته هویداست که بهترین و نزدیک ترین دوستان، کتاب است که غذای روح و جان انسان را تامین می کند لذا دقت در این امر هم بسیار مهم است.  امام حسن علیه السلام در این زمینه می فرمایند: عَجِبْتُ لِمَنْ یَتَفَکَّرُ فى مَأْکُولِه کَیْفَ لا یَتَفَکَّرُ فى مَعْقُولِهِ، فَیُجَنِّبُ بَطْنَهُ ما یُؤْذیهِ وَیُودِعُ صَدْرَهُ ما یُرْدِیهِ؛ عجب دارم از آنها که به غذاى جسم خود مى اندیشند؛ امّا به غذاى روح خود نمى اندیشند، خوراک ناراحت کننده از شکم دور مى دارند؛ امّا قلب خود را با مطالب هلاکت زا آکنده مى کنند.

 

قرآن كريم درسوره مـدثـر ، رفـاقـت و هـمـنـشـيـنى با انسان هاى فاسد را از علل جهنمى شدن اهل دوزخ مى داند. خداوند متعال در آیات شریفه 40 به بعد این سوره می فرماید: فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ (۴۰) عَنِ الْمُجْرِمِينَ (۴۱) مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ﴿۴۲﴾ قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ﴿۴۳﴾ وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ ﴿۴۴﴾ وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ ﴿۴۵﴾ وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿۴۶﴾

بهشتیان از يكديگر دریاره مجرمان مى ‏پرسند: چه چيز شما را در آتش [سقر] درآورد؟ گويند از نمازگزاران نبوديم و بينوايان را غذا نمى‏ داديم و پیوسته با اهل باطل همنشین و همصدا بودیم و روز جزا را دروغ مى ‏شمرديم.

 

كسانى كه به دستورهاى الهى پاى بند نيستند و حكم الهى را زير پا مـى گذارند و از روى تعمد و آگاهى از ارزش هاى اسلامى فاصله گرفته اند و در مسير طغيان و گـنـاه افتاده اند، شايسته دوستى و دوست داشتن نيستند ، بايد از آنها فاصله گرفت ، همان گونه كه آنها از خدا و تقوا فاصله گرفته اند.

 

شناخت دوست و حتی دوستانِ دوستان لازم است تا انسان با ایمان مقصد را گم نکند و مصداق آیه شریفه 25 و 26 فرقان نباشد که می فرماید: وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلي‏ يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً يا وَيْلَتي‏ لَيْتَني‏ لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً (می آید)  روزی که ستمکار دست خود را ( از شدّت حسرت ) به دندان می گزد و می گوید: «ای کاش با رسول (خدا) راهی برگزیده بودم! ای وای بر من ، کاش فلان ( شخص گمراه ) را دوست خود انتخاب نکرده بودم!

749

دستورات دین در خصوص مبارزه با طاغوت، مبارزه با بی دینان، جایگاه مجاهدان در راه خدا و برپایی احکام دین همچون حجاب، جهادگران نشر شعائر دینی، جایگاه عظیم برپادارندگان احکام الهی و در مقابل وعده  آتش بر کسانی که احکام دین را تعطیل کرده و یا با آن مبارزه می کنند و بر علیه آموزه های الهی قلم زده و برای کم رنگ کردن جلوه های الهی تلاشش می کنند همه و همه در قرآن و در کلام پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله بیان شده و حد و حدود آن مشخص شده است.

سوال این است همه احکام الهی در قرآن آمده است؟ خداوند چگونه احکام و حدود و شعائر دینی و الهی را برای ما بیان کرده است؟

انسان که جزئى از خانواده جهان هستى است نباید از اطاعت قوانین تشریعى خدا سرپیچى کند و باید همگام و هماهنگ با مجموعه هستى در اطاعت خدا باشد و اطاعت خدا جز با اطاعت پیامبر میسر نیست؛ لذا مى‌‏فرماید: هر کس پیامبر را اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است. سپس مى‌‏افزاید: «وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفیظا»؛ و هر کس روى گردان شد یعنى از پیامبر اطاعت نکرد، دیگر مربوط به خود او است و پیامبر نگهبان و حافظ او نیست. وظیفه پیامبر ابلاغ پیام خدا است و اگر کسى از آن اطاعت نکند دیگر ربطى به پیامبر ندارد.

 

برای مطالعه کامل مطلب بر روی ادامه نوشته کلیک نمائید

ادامه نوشته

748

کمک به محرومین در کلام مولای مقیان امیرمومنان علی علیه السلام

این روزها به دلیل شرائط ایجاد شده در همه جهان افرادی که کار و کسبی داشتند بالاجبار خانه نشین شدند و درآمدی ندارند. وظیفه مسلمانان در قبال ایشان چیست؟ باید بی تفاوت باشند یا اگر کاری از دستشان بر می آید انجام دهند؟! با توجه به آیات شریفه قرآن کریم و احادیث اهل بیت علیهم السلام، برای کسانی که از کار افتاده اند و به خاطر وقوع حوادث غیر منتظره، درآمد کافی ندارند، باید چاره ای اندیشید و مردم مسلمان و با ایمان با انفاق شان، چه واجب و چه مستحب، به تأمین زندگی آنان اقدام کنند. خداوند متعال در آیه 25 سوره معارج می فرماید: وَالَّذینَ فِی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَالمَحْرُوم و آنها که در اموالشان حقّ معلومی است، برای تقاضا کننده و محروم».


حضرت علی  علیه السلام در این باره می فرماید: «إنَّ اللّهَ سُبحانَهُ فَرَضَ فی أَمْوالِ الأغْنِیاءِ أَقْواتَ الفُقَراءِ فَما جاعَ فَقیرٌ إلاَّ بِما مُتِّعَ بِهِ غَنیٌ؛ خداوند روزی نیازمندان را در اموال ثروتمندان واجب کرده است و نیازمندی گرسنه نمی ماند، مگر اینکه توانگری از حق او بهره مند شده باشد».


آن حضرت در جایی دیگر این چنین می فرماید: «اِنَّ اللّهَ فَرَضَ عَلَی الأغنِیاءِ فی أَموالِهِمْ بِقَدْرِ ما یَکْفی فُقَراءَهُمْ فَإِنْ جاءُوا وَ عَرَوُا جاهَدُوا فی مَنْعِ الأغنِیاءِ فَحَقٌّ عَلَی اللّهِ أَنْ یُحاسِبَهُمْ یَومَ القِیامَةِ وَ یُعَذِّبَهُمْ عَلَیهِ ؛ خداوند بر ثروتمندان واجب کرده است تا از اموالشان به اندازه کفایت فقیران هزینه کنند. اگر نیازمندان، گرسنه یا عریان باشند، به سبب منع ثروتمندان است و خداوند از آنها در روز قیامت حساب می کشد و مجازات می کند».


امام علی  علیه السلام در کلماتی دیگر می فرماید: «فَمَنْ آتاهُ اللّهُ مالاً فَلْیَصِلْ بِهِ القَرابَةَ وَلْیُحْسِنْ مِنهُ الضّیافَةَ وَلْیَفُکَّ بِهِ الأسیرَ وَالعانِیَ وَلْیُعْطِ مِنهُ الفَقیرَ وَ الغارِمَ وَلْیَصْبِرْ نَفْسَهُ عَلَی الحُقوقِ وَالنَّوائِبِ إبْتِغاءَ الثَّوابِ؛ هرکس که خداوند مالی را به او ببخشد، باید به خویشاوند خود بخشش کند، و سفره های مهمانی بگستراند، و اسیر را آزاد کند، و از آن به نیازمندان و بدهکاران بپردازد، و برای به دست آوردن ثواب الهی در برابر پرداخت حقوق الهی شکیبایی ورزد».


حضرت در این فراز از خطبه، به سه نکته اشاره می کند:


الف) مالی که در اختیار انسان قرار می گیرد، از آنِ خداست.
ب) کسانی که باید از این ثروت بهره ای ببرند، مشخّص شده که عبارت اند از: خویشاوند، مهمان اسیر، گرسنه، نیازمند و بدهکار که می توان گفت همان مصرف کنندگان «انفاق واجب» هستند.
ج) انفاق باید با طیب خاطر و برای به دست آوردن رضای خدا صورت گیرد.

توصیه های امام برای دستگیری از نیازمندان در حدّی است که خداوند را به عنوان «شاهد» یادآوری می کند و می فرماید: «اللَّهَ اللّهَ فِی الطَّبَقَةِ السُّفْلی مِنَ الَّذینَ لا حیلَةَ لَهُمْ مِنَ المَساکینِ وَ الْمُحْتاجینَ وَ أَهْلِ الْبُؤْسی وَ الذَّمْنی فَإنَّ فی هذِهِ الطَّبَقَةِ قانِعاً وَ مُعْتَرّاً ؛ خدا را، خدا را درباره طبقه پایین جامعه در نظر داشته باش، مردمی که چاره ای ندارند، از بیچارگان، نیازمندان، گرفتارانِ رنجور و ناتوانان زمین گیر. در بین این طبقه، افراد قانع و سؤال کننده وجود دارد»


رفتار امام علی علیه السلام با یتیمان و محرومان، الگویی برای همه است. در حقیقت، آن حضرت با عمل خویش، حجت را بر ما تمام کرده است. هماره درد بی سرپرستی و نداری مردمان محروم جامعه، شرر به جان دردمند مولا می زد و حتی تا واپسین ثانیه های حیات نیز به فکر محرومان بود. آن بزرگوار در واپسین کلام خویش نیز دغدغه خود را آشکار ساخت آن گاه که فرمود: «خدا را درباره یتیمان در نظر بگیرید، مبادا دهان های آنها از گرسنگی بسته بماند.»
 

747

شفای تاول های شیمیایی

عراق پاتک شدیدی زد تا جزایر مجنون رو پس بگیرد. شهید بابایی در آن عملیات شیمیایی شد. سرش پر شده بود از تاولهای ریز و درشت. سرش می خارید و با خاراندن زیاد ، تاول ها ترکیده بود.


بنده خدا خیلی اذیت شده بود. به او گفتم برای درمان به بیمارستان برو. می گفت اگه بروم بستری ام می کنند و از کارم جا می مانم ...

چند روز بعد بیرون جزیره یه برکه آب پر از نیزار دیدیم.


عباس لحظه ای ایستاد و به جریان آب دقت کرد.


بعد با حالت خاصی به من گفت: حسن! می دانی این آب ، کدام آبه؟


با تعجب گفتم: یعنی چی؟ خب این آب هم مثل بقیه آبها ، فرقش چیست؟


گفت: اگر دقت کنی می بینی این آب ، انشعابی از آب فراته. آبی که امام حسین و حضرت عباس علیهما السلام در کربلا دستشان را با آن شستشو دادند.


عباس معتقد بود اگه سرش رو با آن آب بشوید، تاول های سرش خوب می شود. 


سرش رو شست و شفا گرفت. چند روز بعد تمام تاول ها خوب شد و اثری از آنها نماند...

 

منبع: پرواز تا بی نهایت، خاطرات زندگی شهید بابایی از زبان دوستان و آشنایان

746

لزوم دشمن شناسی از منظر امیر المومنین علی علیه السلام

حضرت علی علیه السلام تاکید دارد، که باید پیوسته در برابر دشمن هوشیار بود و هرگز دشمن را کوچک نشمرد. آن حضرت فرموده اند: «لاتأمن عدوا و ان شکر؛ از دشمن در امان نباش، هر چند از شما سپاسگزاری می کند.»


از نظر امیر مومنان علی علیه السلام باید پیوسته دشمن را زیر نظر داشت، اگر لحظه ای از دشمن غفلت کنیم، آسیب های فراوانی از ناحیه دشمن وارد می شود. ایشان می فرمایند: «من نام عن عدوه انبهته المکائد؛ کسی که از دشمن غفلت کند، حیله ها و کیدهای دشمن بیدارش خواهد ساخت.»


حضرت علی علیه السلام در سفارش به مالک اشتر در پذیرش صلح شرافتمندانه می فرمایند: «زنهار، زنهار، سخت از دشمنت پس از پذیرش صلح برحذر باش، چرا که دشمن گاهی نزدیک می شود که غافلگیر سازد. بنابراین دوراندیشی را به کار ببند و خوش بینی را متهم کن.»
 

ادامه نوشته

745

واقعا چرا باید از خداوند ترسید و چگونه؟

 

همیشه رحمت خداوند بر غضب او سبقت دارد اما همه صفات خدا عین هم هستند و صفت انتقام او عین بخشش اوست و ما اگر صفتی از خدا را انکار کنیم به انکار خود خدا برمی‌گردد، صفت منتقم بودن خدا نیز کمال او است و بد نیست و خدایی که از ظالمین انتقام نکشد خدا نیست شما پدری را در نظر بگیرید که هیچ برخوردی با فرزندی که دائما فرزندان دیگر را آزار می‌دهد انجام نمی‌دهد قطعا نمی‌تواند پدر خوبی باشد.

 

 آدمى اگر به خود و اطرافش نگاه کند، خواهد فهمید که غرق در نعمت‏ ها و الطاف خداوند است. او با مهربانى تمام و با کمال بذل و بخشش و جود و کرم و در عین حال با چشم‏ پوشى از بسیارى از بدى ‏ها و ناسپاسى‏ هاى انسان، مشغول تدبیر امور و اداره تمامى شؤون زندگى او است. اگر کارى کنیم که از خواب غفلت بیدار شویم، خود را غرق در محبت‏ هاى خداوند و اولیاى او خواهیم دید. بعد از دیدن این احسان قلبا به اعطا کننده آن علاقه ‏مند شده و خود را مدیون او خواهیم دید و علاقه و محبتمان نسبت به او افزون خواهد شد و اندک اندک و با گذشت زمان عشق به معبود پیدا خواهیم کرد. پس راه عاشق خدا شدن درک محبت ‏ها و خوبى‏ هاى و زیبایی های او است که جز با رفع حجاب ‏هاى درونى میسّر نمى ‏گردد .

 

ادامه نوشته

744

آیا حجاب از واجبات دین می باشد؟

 

در ابتدا ذکر این آیه شریفه خالی از لطف نیست که خداوند عزیز در قسمتی از آیه 7 سوره مبارکه حشر می فرماید «…ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا… یعنی شما آنچه رسول حق دستور دهد بگیرید و هر چه نهی کند واگذارید...  که ايـن آيـه شریفه، صـرف نـظـر از سـيـاقـى كـه دارد، شـامـل تـمـامـى اوامـر و نـواهـى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) مى شود. و در سوره نساء آیه شریفه  14 هم فرمودند: وَ مَنْ‌ يَعْص‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَه‌ُ يُدْخِلْه‌ُ نَارَاً خَالِدَاً فِيهَا وَ لَه‌ُ عَذَاب‌ٌ مُهِين‌ٌ؛ و آن كس كه نافرمانى خدا و پيامبرش را كند و از مرزهاى او تجاوز نمايد، او را در آتشى وارد مى‏ كند كه جاودانه در آن خواهد ماند و براى او مجازات خواركننده ‏اى است.

 

در آیات قرآن و کلام ائمه معصومین علیهم السلام حجاب مورد تصریح قرار گرفته است که برخی از آن به قرار زیر می باشد.

 

خداوند متعال در سوره نور آیه شریفه 30 می فرماید: وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ...  

و زينت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است آشكار ننمايند، و (اطراف) روسري هاي خود را بر سينه خود افكنند(تا گردن و سينه با آن پوشانده شود) و زينت خود را آشكار نسازند مگر براي شوهرانشان يا پدرانشان يا پدر شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران همسرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان هم كيششان يا بردگانشان (كنيزانشان) يا افراد سفيه كه تمايلي به زن ندارند يا كودكاني كه از امور جنسي مربوط به زنان آگاه نيستند، آنها هنگام راه رفتن پايهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود. (و صداي خلخال كه بر پا دارند به گوش رسد) و همگي به سوي خدا بازگرديد اي مؤ منان تا رستگار شويد.

 

اين آيه در قرآن جامع ترين آيه در حفظ حجاب و حريم عفّت است، به خصوص با توجه به آيه قبل از خود، و آيه بعد كه شديدترين هشدارها را به متجاوزين حريم عفّت داده است. در اين آيه دو مطلب در مورد حجاب هست كه با بررسى آن دو حقيقت مطلب آشكار مى گردد، يكى آنكه منظور كلمه يُدنينَ چيست و دوم آنكه منظور از جلباب چه مى باشد؟

 

يُدْنِينَ در اصل از دُنُوّ به معنى نزديك كردن است، منظور از آن در اين آيه اين است كه زنان بايد لباس حجاب مثلاً چادر را از خود دور نسازند، و صورت و بدن خود را به وسيله آن بپوشانند.

 

پژوهشگران و تاریخ نویسان و متخصصین این امر توضیح می دهند که:  

 

استفاده زنان از روپوش هاى بزرگ كه بر سر افكنده اند، دو جور بوده است؛ يك نوع صرفا جنبه تشريفاتى و اسمى داشته است، همانگونه كه در عصر حاضر بعضى از بانوان چادرى را مى بينيم كه چادر داشتن آنها صرفا جنبه تشريفاتى دارد، با چادر هيچ جاى بدن خود را نمى پوشانند، بلكه آن را رها مى كنند، وضع چادر بر سر كردنشان نشان مى دهد كه اهل پرهيز از معاشرت با مردان نامحرم نيستند، و از اينكه مورد بهره بردارى چشم ها قرار بگيرند، امتناعى ندارند.

 

نوع ديگر بر عكس بوده و هست، زن آن چنان با مراقبت لباس ها و چادر خود را مى گيرد و آن را رها نمى كند كه نشان مى دهد كه اهل عفاف و حفاظ است، و اين كار نيز خود به خود آژير دور باشى براى دزدان ناموس ايجاد مى كند و ناپاك دلان را مايوس مى سازد.

 

نتيجه اينكه جمله يُدنينَ بيانگر آن است كه از پوشش بايد به صورت صحيح استفاده شود، و آن را جّدى گرفت، نه صورى و تشريفاتى، وگرنه چه بسا بعضى از پوشش ها حتّى مثل چادر به خاطر رها نمودن آن، همچون ويترين هاى مغازه ها، هيجان انگيزتر شده، و نبودش بهتر از بودنش است.

 

جلباب جامه گشادى است كه از روسرى بزرگتر و از عبا كوچكتر است. و يا پيراهن و يا جامه اى گشاد و بزرگى است كه از ملحفه، (ملافه يا روپوش بزرگى همانند چادر است) كه زنان به وسيله آن صورت و گردن و جامه هاى خود را مى پوشانند…

 

امیر مومنان علی علیه السلام در نامه به امام حسن مجتبی علیه السلام وصایایی را مطرح کردند و در قسمتی از آن فرمودند: وَاكْفُفْ عَلَيْهِنَّ مِنْ اَبْصارِهِنَّ بِحِجابِكَ اِيّاهُنَّ، فَاِنَّ شِدَّةَ الْحِجابِ اَبْقى عَلَيْهِنَّ  ؛ با پوششى که بر آنان (زنان) قرار مى دهى، آنان را از دیدن مردمان بازدار، زیرا سختى حجاب، آنان را پاک تر نگاه مى دارد.  (نهج البلاغه نامه 31)

 

در کتاب تحریر المواعظ العددیة، ص 242 آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله از حضرت جبرئیل علیه السلام سوال نمودند که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ 

 

جبرئیل فرمود: بله. 

 

(یکی از آنجاهایی که فرشتگان می‌خندند) زمانی است که زن بی‌حجابی و بدحجابی می‌میرد، و بستگان او را در قبر می‌گذارند و روی آن زن را با خشت و خاک می‌پوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان می‌خندند و می‌گویند: تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک می‌کرد و به گناه می‌انداخت (پدر و برادر و شوهرش و...از خود غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می‌پوشانند. (المرأة البارزة إذا ماتت فیسجى قبرها حتى یسوى علیه اللبن لئلا یطلع على حجمها فتضحک الملائکة و تقول: حین کانت مشتهاة فما سجیتموها, و الآن صارت منفرة فسجیتموها؟)

743

روزه داری از واجبات دین است؟

برای دستیابی به جواب این سوال ساده ترین راه رجوع به قرآن و آیات شریفه می باشد.

 

خداوند متعال می فرماید:

سوره بقره آیه 183:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ،
اى اهل ايمان ! روزه بر شما مقرّر شده، همان گونه كه بر پيشينيان شما مقرّر شد، تا پرهيزكار شويد. 

 

سوره بقره آیه 185:

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَ بَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ 
ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده برای هدایت بشر و برای راهنمایی و امتیاز حق از باطل، پس هر که دریابد ماه رمضان را باید آن را روزه بدارد.

 

سوره توبه آیه 112:

التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّ‌اکِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُ‌ونَ بِالْمَعْرُ‌وفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنکَرِ‌ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّـهِ وَبَشِّرِ‌ الْمُؤْمِنِینَ.
[آن مؤمنان] همان توبه‏ کنندگان، پرستندگان، سپاسگزاران، روزه‏ داران، رکوع‏ کنندگان، سجده‏ کنندگان ، وادارندگان به کارهاى پسندیده و بازدارندگان از کارهاى ناپسند پاسداران مقررات خدایند و مؤمنان را بشارت ده.

 

اوامر و دستورات خداوند عزیز همان حدود الهی هستند که رعایت آنها از بندگان طلب شده و باری تعالی کسانی که این چنین می کنند را مورد خطاب قرار داده و در آیه شریفه 13 سوره نساء می فرمایند:

تِلْك‌َ حُدُودُ الله‌ِ وَ مَنْ‌ يُطِع‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ يُدْخِلْه‌ُ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِين‌َ فِيهَا وَ ذَلِك‌َ الْفَوْزُ الْعَظِيم‌ُ 
اينها مرزهاى الهى است و هر كس خدا و پيامبرش را اطاعت كند، (و قوانين او را محترم بشمرد،) خداوند وى را در باغهايى از بهشت وارد مى‏كند كه همواره، آب از زير درختانش جارى است جاودانه در آن مى‏مانند و اين، پيروزى بزرگى است!

 

در آیه شریفه 17 سوره فتح نیز می فرماید:

وَ مَنْ‌ يُطِع‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ يُدْخِلْه‌ُ جَنَّات‌ٍ تَجْرِي‌ مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَ مَنْ‌ يَتَوَل‌َّ يُعَذِّبْه‌ُ عَذَابَاً أَلِيمَاً
و هر كس خدا و رسولش را اطاعت نمايد، او را در باغ هاى (از بهشت) وارد مى ‏كند كه نهرها از زير (درختانش) جارى است و آن كس كه سرپيچى كند، او را به عذاب دردناكى گرفتار می ‏سازد!

 

در آیه شریفه 52 سوره هم فرمودند:

وَ مَنْ‌ يُطِع‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَ يَخْش‌َ الله‌َ وَ يَتَّقْه‌ِ فَأُولَئِك‌َ هُم‌ُ الْفَائِزُون‌َ
و هر كس خدا و پيامبرش را اطاعت كند، و از خدا بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهيزد، چنين كسانى همان پيروزمندان واقعى هستند!
 

در مقابل در آیات متعددی از جمله آیات زیر عدم توجه به دستورات الهی و تعدی از آنها را مستوجب عذاب می داند:

سوره احزاب آیه شریفه 36:

وَ مَا كَان‌َ لِمُؤْمِن‌ٍ وَ لاَ مُؤْمِنَة‌ٍ إِذَا قَضَي‌ الله‌ُ وَ رَسُولُه‌ُ أَمْرَاً أَنْ‌ يَكُون‌َ لَهُم‌ُ الْخِيَرَة‌ُ مِن‌ْ أَمْرِهِم‌ْ وَ مَنْ‌ يَعْص‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ فَقَدْ ضَل‌َّ ضَلاَلاً مُبِينَاً 
هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را كند، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است!

 

سوره نساء آیه شریفه 14:

وَ مَنْ‌ يَعْص‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَه‌ُ يُدْخِلْه‌ُ نَارَاً خَالِدَاً فِيهَا وَ لَه‌ُ عَذَاب‌ٌ مُهِين‌ٌ
و آن كس كه نافرمانى خدا و پيامبرش را كند و از مرزهاى او تجاوز نمايد، او را در آتشى وارد مى ‏كند كه جاودانه در آن خواهد ماند و براى او مجازات خواركننده ‏اى است.

 

و در سوره جن آیه شریفه 23 فرمودند:
إِلاَّ بَلاَغَاً مِن‌َ الله‌ِ وَ رِسَالاتِه‌ِ وَ مَنْ‌ يَعْص‌ِ الله‌َ وَ رَسُولَه‌ُ فَإِن‌َّ لَه‌ُ نَارَ جَهَنَّم‌َ خَالِدِين‌َ فِيهَا أَبَدَاً
تنها وظيفه من ابلاغ از سوى خدا و رساندن رسالات اوست و هر كس نافرمانى خدا و رسولش كند، آتش دوزخ از آن اوست و جاودانه در آن مى‏ مانند!

742

دو فرقه مهم و اثرگذار در تاریخ اسلام عبارتند از خوارج و مرجئه:

خوارج:

این گروه معتقد بودند مرتکب گناه کبیره کافر است و باید از گناه خود توبه کند و اگر توبه نکند خونش باید ریخته شود. و با همین استدلال نسبت به حضرت علی علیه السلام حکم صادر کردند که در جریان جنگ صفین و حکمیت، مرتکب گناه شده و با معاویه صلح کرده است و چون از این گناه خود توبه نکرده است لذا حکم به کشتن امیرمومنان علیه السلام دادند. (نکته جالب اینجاست که بزرگان این جریان حضرت را مجبور به قبول به حکمیت کردند و وقتی حضرت مالک اشتر و بعد ابن عباس را به عنوان نماینده خود معرفی کردند مخالفت کرده و ابوموسی اشعری را با تهدید تحمیل کردند که نتیجه آن هم بر همگان معلوم است. بعد از این قضیه خوارج اظهار کردند ما از رفتار خود توبه کرده ایم و لاحکم الا لله)

 

خوارج معتقد بودند کسی که مرتکب گناه کبیره شده است از دایره ایمان خارج شده و دیگر مومن نیست و باید توبه کند وگرنه قتلش واجب است. همچنین بر این اعتقاد بودند که حاکمان اموی مرتکب گناه کبیره و از ایمان خارج هستند و هر کس که در منطقه حکومتی آنها زندگی کند و بر علیه حاکم اموی نجنگد هم کافر شده و او را هم می توان به قتل رساند.

 

مرجئه:
در مقابل اندیشه تند خوارج، جریانی شکل گرفت که به مرجئه معروف شد.

 

مرجئه معتقد بودند: هر کس که ایمان آورد مومن است و ایمان بر گفتار زبانی و گفتار زبانی بر عمل مقدم است و کسی که عملی نداشته باشد، اما ایمان داشته باشد رستگار خواهد بود.

 

اعتقاد آنان این بود که اگر کسی ایمان داشته باشد و گناه کند ضرری نخواهد کرد و رستگار است.

 

طرفداران این اندیشه قائل بودند همین که شخصی ایمان آورد مومن است و ایمان او همانند ایمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است و ایمان قابل کم و زیاد شدن نیست که با گناه حتی گناه کبیره کم شود یا از بین برود. آنها کار مرتکبین گناهان کبیره را به خدا واگذار می کردند و باور داشتند آنان در آتش مخلد نخواهند بود و حتی خداوند شاید آنها را عذاب نکند و در کل معتقد بودند مهم این است که ایمان آوردند و در آخرت خداوند شاید به خاطر گناهشان عذابشان کرد و شاید هم بهشتی شان کرد.

 

این اندیشه به دلیل جذابیت های خود که مرتکب هرگونه گناه کبیره را گناهکار نمی شمرد به سرعت در میان مسلمانان بویژه اهل سنت جای خود را باز کرد و طرفداران پرشماری را جذب کرد.

 

مرجئه برخلاف خوارج مورد توجه حاکمان اموی قرار گرفته و از طرف آنها نیز حمایت شد چرا که برعکس خوارج که مرتکب گناه کبیره را کافر و در صورت عدم توبه واجب القتل می دانستند این اندیشه پناهگاه و مأوای خوبی برای امویان و حاکمان گردید تا هرگونه گناه بزرگ و کوچکی را مرتکب شوند و کسی از جامعه اسلامی بویژه اهل سنت معترضشان نشود. 

 

در نگاه این اندیشه، ایمان یزید شرابخوار و فاسد با ایمان پیامبر اکرم که مخالف فساد و شرابخواری بودند یکی بود و به همین دلیل هم دستگاه حکومت این اندیشه را حمایت کردند.

 

با همین مبنا اباحه گری (بی بند و باری) و عدم توجه جدی به احکام شرع و عدم تقید به آداب دینی وارده را ترویج کرده و عمل بر مبنای تشخیص خود و به عبارتی حال و خواست دل خود را جایگزین فرامین صادر شده خداوند متعال کردند.

 

اندیشه ارجاع تا هم اکنون در میان اغلب اهل سنت پابرجا بوده و متاسفانه دانسته و ندانسته در میان شیعیان نیز رسوخ پیدا کرده است و با همین دیدگاه مخالفان احکام الهی و دین ستیزان  و کسانی که بر علیه دین قلم زده و تبلیغ می کرده و می کنند را در کنار موافقان و مروجان احکام دین و کسانی که از بزرگان دین بوده و برای پاسداشت آموزه های دینی و اسلامی و قرآنی قلم زده و سخن به میان آورده و می آوردند قرار می دهند و هر دو گروه را به نحوی احترام می کنند.

 

اندیشه شیعه:
شیعه با تکیه بر آیات قرآن کریم و بیانات اهل بیت علیهم السلام معتقد است نه مانند مرجئه، باید به چنین گناهکارانی، سند رهایی از دوزخ و زندگی در بهشت را داد و نه همانند خوارج، با ارتکاب اولین گناه، آنان را شایسته زندگی دائمی در دوزخ دانست. بلکه لازم است مؤمنان مرتکب کبیره را مؤمنانی فاسق در نظر گرفت که باید تلاش نمایند تا عدالت از دست رفته خود را بازیابند که در این صورت، می توانند به بهشت راه یابند، و گرنه با ارتکاب هر گناهی از درجات ایمان آنان کاسته خواهد شد و در نهایت به جایی خواهند رسید که علی رغم باز بودن در توبه، آنان توانایی استفاده از این موهبت الاهی را نخواهند داشت و باید در انتظار دوزخ باشند. 

 

به عبارت دیگر، در تفکر شیعی، هر چند تقدم با ایمان است، اما ایمان و عمل، لازم و ملزوم یکدیگرند و شخصی که ادعای ایمان نموده، ولی به طور گسترده و همیشگی، از عمل به دستورات دینی خودداری ورزد، نشانگر آن است که او ایمان نیز ندارد و در واقع همین نداشتن ایمان است که او را به جهنم راهنمایی می نماید و نه نداشتن عمل.

 

 بنابراین، ارکان تفکر شیعی در این زمینه را می توان در موارد زیر خلاصه نمود:

1- مؤمن واقعی، باید در ارتباطات معنوی خود، همواره در حالتی بین خوف و رجاء (ترس و امید) سپری نماید.

 

2- ایمان و عمل لازم ملزوم هم هستند و برای تحقق ایمان باید عمل بر طبق احکام الهی و سیره و سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام هم در زندگی جاری و ساری باشد.

 

3- داشتن ایمان و اعتقاد به ولایت را نباید به عنوان حربه ای جهت ارتکاب گناه، چه صغیره و چه کبیره دانست.

 

4- اگر شخصی از ایمان برخوردار باشد، تمام گناهان او هر چند کبیره قابل بخشش و آمرزش است و این قابلیت بستگی به خود انسان و توبه و بازگشت و توجه به خداوند متعال و عزم بر جبران و ... دارد و به دست خود انسان می باشد. البته در گناهانی که مرتبط با حقوق مردم است، باید تلاش شود که رضایت آنان جلب شود. به عبارتی دیگر نمی توان مؤمن مرتکب کبیره را کافر دانست. آیات بسیاری نشانگر رحمت واسعه خداوندی بوده و تصریح به بخشش گناه بندگان در صورت توبه و بازگشت به سوی خداوند دارد.

 

5- اشخاص مرتکب کبائر تا زمانی که توبه ننموده اند، از مقام عدالت که یکی از درجات والای ایمان است، خارج خواهند شد، ولی به طور کامل از شمار مؤمنان حذف نخواهند شد.

 

6- ارتکاب مکرر گناهان کبیره؛ بدون آن که توبه واقعی و یا جبرانی در پی آن باشد، در نهایت به خروج افراد از دایره ایمان خواهد انجامید.

 

7- فکر شیعی، هر چند مرتکبان کبیره را کافر نمی داند، ولی معتقد است که این گونه افراد، از درجات والای ایمان سقوط نموده و حتی صلاحیت امامت جماعت یک مسجد را ندارند، چه رسد به خلافت و امامت بر کل جامعه اسلامی! (بدیهی است که در اندیشه شیعی تجسس و کنکاش در زندگی افراد خود گناهی بزرگ بوده و می باشد و منظور در این گونه موارد ارتکاب گناهان کبیره به صورت ظاهر و در منظر چشم مردمان می باشد)


برای مطالعه بیشتر درباره مرجئه به منابع زیر مراجعه فرمائید:

1- کتاب مرجئه ( پیدایش و اندیشه‌ ها ) نوشته دکتر شهاب‌ الدین وحیدی مهرجردی

2- مقاله مرجئه نوشته خانم گودرزی، مجله تاریخ اسلام 1386 شماره 31

3-  مقاله تطوّر اندیشه ارجاء از مرجئه نخستین تا مرجئه خالص، نوشته علی غلامی دهقی، مطالعات تاریخ اسلام سال اول زمستان ۱۳۸۸ شماره ۳

741

دستور باری تعالی بر عبادت الله جلّ جلاله و اجتناب از طاغوت

خداوند متعال در سوره مبارکه نحل آیه ۳۶ می فرماید:

 أَنِ اعبُدُوا اللَّهَ وَاجتَنِبُوا الطّاغوتَ فَمِنهُم مَن هَدَى اللَّهُ وَمِنهُم مَن حَقَّت عَلَيهِ الضَّلالَةُ فَسيروا فِي الأَرضِ فَانظُروا كَيفَ كانَ عاقِبَةُ المُكَذِّبينَ «خدای یکتا را بپرستید؛ و از طاغوت اجتناب کنید!» خداوند گروهی را هدایت کرد؛ و گروهی ضلالت و گمراهی دامانشان را گرفت؛ پس در روی زمین بگردید و ببینید عاقبت تکذیب‌کنندگان چگونه بود!

 

پیام های آیه شریفه رو در دو جمله زیر می شود خلاصه کرد:

 

اوّلاً عبودیّت خدا، یعنی چهارچوب زندگی در خدمت اوامر الهی و نواهی الهی قرار گیرد.

 

دوما اجتناب از طاغوت. معنای اجتناب از طواغیت این نیست که انسان مومن دامنش را از آنها دور کند تا آلوده نشود بلکه معنایش این است که یک خطّی در مقابل خطّ توحید و خطّ عبودیّت الهی وجود دارد و آن، خطّ طاغوت است. کفر به طاغوت، همراه و ملازم با ایمان بالله است.

 

در همه روزگاران و در حیات همه انسان ها این خط کشی نیاز است که وجود داشته باشد. خداوند متعال نیز در آیات معروف به آیت الکرسی خود را ولی و سرپرست مومنان معرفی فرموده و در مقابل همراه و سرپرست طواغیت را شیطان معرفی می نماید.

 

خط کشی نیازمند خط کش است تا به نحو درست و صحیح و بدون کجی و انحراف صورت پذیرد. به عبارتی دیگر معیار و ترازوی سنجشی لازم است که عقل حکم می کند خداوند متعال خود اینها را بیان کرده و در دسترس بشر قرار داده باشد چرا که هیچ انسان دیگری حقی بر دیگر انسان ها ندارد مگر اینکه آن حق را خداوند به او اعطا کرده باشد که او رب و تربیت کننده انسان است و این وظیفه را به پیامبران خود و انبیای الهی به اذن الهی جانشینان خود واگذار کردند.

 

در هر زمانی و مکانی که زندگی می کنیم اگر کسی ادعای تشریع و بیان احکام زندگی و راه و روش سیر و سلوک الی الله را داشت عقل حکم می کند به قرآن و سیره و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله ارجاع دهیم و عقبه گوینده را متوجه شویم که به چه کسی و چه منابعی مرتبط بوده و ارجاع می دهد. (پرواضح است صرف ادعای  نقل از پیامبران صحیح نیست و باید سند آن را به دقت مورد کنکاش قرار داد)

 

همچنین با نظر داشت مفاهیم آیه شریفه بین افراد هم باید خط کشی صورت بگیرد و دوستدار کسانی شد که در رفتار و عملکردشان در راستای تبلیغ و ترویج معارف دینی و احکام الهی و سبک زندگی اسلامی بوده باشد و در مقابل از کسانی که در مقابل احکام خداوند و سعادت دینی انسان قرار گرفتند بیزاری جست. به عبارتی نمی شود هر دو گروه را دوست داشت و به احترام از ایشان یاد کرد. به عنوان نمونه نمی شود از میرزا کوچک خان به نیکی یاد کرد و همزمان از دشمن او معروف به سردار سپه (رضاخان) هم به نیکی یاد کرد و این دو در یک کفه ترازو نمی گنجند و اگر چنین بود نیاز هست که در داده های ذهنی و فکری و علمی و اطلاعات دینی، فرهنگی و باورهای مذهبی خودمان بازنگری کنیم و آنها را به صورتی دقیق تر با آیات الهی تطبیق دهیم.

740

فرا رسیدن ایام ماه مبارک رمضان رو به همه عزیزان تبریک عرض می کنم

و از همگی التماس دعای خیر دارم و دعاگویتان هستم.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و  آله فرمود: در ماه‌ رمضان‌ به‌ امت‌ من‌ پنج‌ چیز عطا شده‌ است‌، كه‌ قبل‌ از من‌ به‌ امت‌ هیچ‌ پیغمبری‌ از طرف‌ باری تعالی‌ داده‌ نشده‌ است‌:

عطای‌ اول‌: این كه‌ در شب‌ اول‌ ماه‌ رمضان‌ خداوند با نظر لطف‌ به‌ سوی‌ آنها نگاه‌ كند و كسی‌ را كه‌ خداوند با نظر لطف‌ نگاه‌ كند هرگز او را عذاب‌ نفرماید.

عطای‌ دوم‌: این كه‌ بوی‌ دهان‌ آنان‌ در شامگاهان‌ در حضور خداوند عزّ و جل‌ از بوی‌ مشك‌ پاكیزه‌تر می‌باشد.

عطای‌ سوم‌: این كه‌ ملائكه‌ برای‌ آنان‌ در شب‌ و روزشان‌ طلب‌ آمرزش‌ می‌كنند.

عطای‌ چهارم‌: این كه‌ خدای‌ عزّ و جل‌ به‌ بهشت‌ فرمان‌ می‌دهد كه‌ برای‌ بندگان‌ من‌ آمرزش‌ بخواه‌ و خود را برای‌ بندگان‌ من‌ آراسته‌ كن‌ پس‌ نزدیك‌ است‌ كه‌ رنج‌ و آزار دنیا از آنها برود و وارد بهشت‌ من‌ و كرامت‌ من‌ گردند.

عطای‌ پنجم‌: این كه‌ در شب‌ آخر ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ همه‌ گناهانشان‌ آمرزیده‌ شود.