دجّال آخرالزمان و ساحره قرن بیست و یک

سیمای خانواده در آخرالزمان

پیش ازآن که سقراط را محاکمه کنند، از وی پرسیدند: «بزرگترین آرزویی که در دل داری چیست؟» وی پاسخ داد: «بزرگترین آرزوی من این است که به بالاترین مکان در آتن صعود کنم و با صدای بلند به مردم بگویم:

چرا با این حرص و ولع، بهترین و عزیزترین سال های عمر خود را به جمع آوری ثروت و عبادت طلا می گذرانید و عبادت طلا می گذرانید؛ در حالی که آن گونه که باید و شاید در تعلیم اطفالتان که مجبور هستید روزی ثروت خود را برای آنان باقی بگذارید، همّت نمی گمارید؟»

در جامعه معاصر، به ویژه در جوامع غربی، نظام خانواده از حالت سنّتی و پراکنده، به یک نظام واحد مرکزی تبدیل گشته است. در چنین نظامی، نقش والدین در اداره زندگی و تربیت فرزندان به شدّت کم رنگ شده و به جای آن انواع نهادهای اجتماعی، مددیاری، آموزشی و رسانه ای به تربیت نسل ها و هدایت افکار مشغول گشته اند.

در این میان، نظام سرمایه داری صهیونیستی که آلوده ترین نظام ها به ثروت ها و شهوت های نامشروع است، برای فروپاشی نظام خانواده ها، بیش ترین تلاش ها و خائنانه ترین نقشه ها را در پیش گرفته است؛ چرا که مستحکم ترین سد در مقابل اهداف غیر انسانی خویش را در کانون خانواده می بیند.

فرزندان خانواده، فرزند خوانده های رسانه

صهیونیسم جهانی، با فروپاشی خانواده ها از سویی زمینه استیلای فرهنگی – سیاسی خود را از طریق رسانه ها فراهم می سازد و در نتیجه فرزندان خانواده ها را از نظر اخلاقی به فرزندخوانده های تربیت شده خویش تبدیل می نماید و آنان را در منش، گویش، پوشش، آرایش و انتخاب فرهنگ زندگی، دنباله رو خود می گرداند و از سوی دیگر با کشاندن زنان از فضای عاطفی خانواده به فضای نابسامان جامعه و کار، به بهره کشی های جنسی و غیر جنسی از زنان در بالاترین حد ممکن می پردازد.

سردمداران این نظام شیطانی در عرصه جهانی، با بهره گیری از سیطره نظام رسانه ای بر آنند تا حس شریف مادرانه نسبت به تربیت نسل سالم را در وجود زنان و دختران، به حس لذت جویی های بی حد و مرز جنسی و تن دادن به امور مردانه و فرار از مسئولیت های مادرانه تبدیل گردانند؛ تا جایی که بسیاری از دختران مسیحی و مسلمان را در سطح جهان به سوی کاردر بیرون خانه، مدپرستی، برهنگی، و ارتباطات غیر مشروع و خود فروشی های شبه اختیاری وادار نموده اند.

نسل رسانه

دجّال آخرالزمان و ساحره قرن بیست و یک، با تک چشم جادویی اش، همه را سحر می کند. جام جهان نمایی که هر ثانیه، با هزاران رنگ و طرح و صدا، سر آدمی را گرم می کند. بچه ها، با صدای او از خواب بیدار می شوند و پای حرف هایش می خوابند. مادرها، موقع دیدن فیلم محبوبشان، دیگر حوصله بچه و سر وصدایش را ندارند. مردها با فوتبال هایش قرار از کف می دهند و هیچ کس را نمی شناسند. تلویزیون، تیشه ای شده بر ریشه درخت رابطه بین اعضای خانوده؛ تیشه ای نامرئی، که ریشه های درخت رابطه و عاطفه را در کانون خانواده یکی یکی قطع می کند.

شاید آن دجّال وعده داده شده آخرالزمان را که یک چشم دارد و موهای بسیار و از هر مو آهنگی تولید می کند تا مردم را از خداوند دور نماید، بتوان بر همین رسانه های کنونی تطبیق داد که ابزار گسترش بندگان شیطان شده اند و مردمان را از آسمان دور می سازند و با انواع لذایذ دنیوی جذب می کنند... .

... حال پرسش اساسی این است که در عصر پر ترافیک تکنولوژی و موج های الکترونی، چه کسی صلاحیت بیش تری برای تربیت و رشد فرزندان ما را دارد؟ اعضای پر مهر و محبت خانواده، یا مهره های بی جان و رنگارنگ در چشم جادویی دجّال؟!

رسانه و بحران هویت در خانواده

امروزه کم تر انسانی را می توان یافت که در روز چندین ساعت خود را صرف مجلات، روزنامه ها، مشاهده تلویزیون، اینترنت، ماهواره، مطالعه کتاب ها و ... نکند و دیده ها و شنیده ها و در نتیجه افکار و افعالش، تحت تاثیر غول رسانه قرار نگیرد. اگر کسی به طور مستقیم هم با رسانه ارتباط نداشته باشد، به سبب ضرورت تعاملات اجتماعی در روز با مردمانی سر و کار دارد که آن ها تحت سلطه مستقیم رسانه هستند.

پس چه بخواهیم و چه نخواهیم تقریباً تمامی اعضای خانواده تحت تاثیر رسانه هستند و این رسانه است که به زندگی فردی و اجتماعی ما جهت می دهد. از مدلباس و آرایش سر و صورت گرفته تا نحوه نگرش به خدا و قیامت، همه و همه را ابرقدرت رسانه برای ما می سازد.

اعضای خانواده ای که مخاطب برنامه ها، فیلم ها، رمان ها، مجلات و شبکه هایی باشند که به دنبال ترویج خشونت، سکس و لاابالی گری، شیطان پرستی، انسان پرستی، زن پرستی و ... قرار گرفته اند، به ناچار شخصیتی مانند آنان پیدا می کنند؛ امروز به دنبال شهوت شکم، فردا به دنبال شهوت جنسی، یک روز در مسجد و روز دیگر... . چنین انسانی توازن شخصیتی ندارد و هنرپیشه ای است که در سکانس های مختلف زندگی نقش های متعدد بازی می کند؛ در خانه یک نقش، در دانشگاه یک نقش و در مسجد و حسینیه نقشی دیگر را اجرا می کند.

از امام نهم (علیه السلام) نقل شده است که حضرت فرمودند: «مَن أصغی إلی ناطقٍ فَقَد عَبَدَهُ فإن کان النّاطِقُ عنِ اللهِ فقد عَبَدَالله و إن کانَ النّاطِقُ یَنطِقُ عن لِسانِ إبلِیسَ فقد عَبَدَ إبلیسَ» هر کس به سخن سخنگوئی گوش فرا دهد به تحقیق عبد او شده، پس اگر سخنگو از جانب خدا باشد، به تحقیق بندگی خدا را نموده و اگر سخنگو از زبان شیطان سخن بگوید، به تحقیق بندگی شیطان را نموده است.

یکی از شایع ترین مکاتب امروزی در جهان غرب که در دنیای شرق و در بین مسلمانان نیز از طریق شبکه های ماهواره ای و سایت های اینترنتی نفوذ فراوانی یافته است، نهضت فمینیستی و آیین دروغین شیطان پرستی می باشد. اساسی ترین هدف این گروه ها و باندها، فروپاشی نهاد خانواده، ایجاد گسست فرهنگی بین نسل های گذشته و حال و آینده، تکثیر و تولید نسل های ناپاک و آلوده، ترویج شهوت پرستی و خطاکاری، استحاله فرهنگی در کارکرد زن و مرد و نظام خانواده و خانه داری و در یک کلام جانشین سازی «فرهنگ ابتذال» به جای «فرهنگ های اصیل اخلاقی» است.

منبع: خانواده و تربیت مهدوی، ص35، آقاتهرانی و حیدری کاشانی

به نقل از: www.aghatehrani.com 

نامه پدری به پسر

ایام شهادت مولی الموحدین، امام المتقین، علی ابن مرتضی علیه السلام تسلیت باد

سفارش حضرت علی علیه السلام به امام حسن عليه السلام

حضرت علي عليه السلام

از پدرى كه: در آستانه فناست و چيرگى زمان را پذيراست، زندگى را پشت سر نهاده، به گردش روزگار گردن داده، نكوهنده اين جهان است. و آرمنده سراى مردگان، و فردا كوچنده از آن.

به فرزندى كه: آرزومند چيزى است كه به دست نيايد، رونده راهى است كه به جهان نيستى درآيد . فرزندى كه بيماريها را نشانه است و در گرو گذشت زمانه. تير مصيبت‎ها بدو پران است، و خود دنيا را بنده گوش به فرمان. سوداگر فريب است و فنا را وامدار، و بندى مردن و هم سوگند اندوه‎هاى‏ [جان‏آزار] و غم‎ها را همنشين است و آسيب‎ها را نشان، و به خاك افكنده شهوت‎هاست و جانشين مردگان.

اما بعد، آنچه آشكار از پشت كردن دنيا بر خود ديدم، و از سركشى روزگار و روى آوردن آخرت بر خويش سنجيدم، مرا از ياد جز خويش باز مى‏دارد، و به نگريستنم بدانچه پشت سر دارم نمى‏گذارد جز كه من، هر چند مردمان را غمخوارم بيشتر غم خود دارم.

اين غمخوارى راى مرا بازگردانيد، و از پيروى خواهش نفسم بپيچانيد. و حقيقت كار را برايم آشكار نمود، و مرا به كارى راست واداشت كه بازيچه‏اى در آن نبود، و با حقيقت ‏[روبرو ساخت‏] كه دروغى آن را نيالود. و تو را ديدم كه پاره‏اى از منى، بلكه دانستم كه مرا همه جان و تنى. چنانكه اگر آسيبى به تو رسد به من رسيده، و اگر مرگ به سر وقتت آيد، رشته زندگى مرا بريده. پس كار تو را چون كار خود شمردم، و اين اندرزها را به تو راندم تا تو را پشتيبانى بود. خواه من زنده مانم و تو را در كنار، يا مرده و جايگزين دار القرار.

تو را سفارش مى‏كنم به ترس از خدا، و پيوسته در فرمان او بودن، و دلت را به ياد او آبادان نمودن، و به ريسمان اطاعتش چنگ در زدن، و كدام رشته استوارتر از طاعت خدا ميان خود و او دارى، اگر بگيريش و بدان دست در آرى؟

دلت را به اندرز زنده‏دار و به پارسايى بميران، و به يقين نيروبخش و به حكمت روشن گردان، و با ياد مرگش خوار ساز، و به اقرار به نيست شدنش وادار ساز. و به سختي‎هاى دنيايش بينا گردان و از صولت روزگار و دگرگونى آشكار ليل و نهارش بترسان، و خبرهاى گذشتگان را بدو عرضه‏ دار، و آنچه را به آنان كه پيش از تو بودند رسيد به يادش آر، و در خانه‏ها و بازمانده‏هاى آنان بگرد و بنگر كه چه كردند، و از كجا به كجا شدند و كجا بار گشودند و در كجا فرود آمدند. آنان را خواهى ديد كه از كنار دوستان رخت بستند و در خانه‏هاى غربت نشستند، و چندان دور نخواهد نمود كه تو يكى از آنان خواهى بود.

پس در نيكو ساختن اقامتگاه خويش بكوش، و آخرت را به دنيا مفروش. در آنچه نمى‏دانى سخن را واگذار و آنچه را بر عهده ندارى بر زبان ميار. و راهى را كه در آن از گمراهى، ترسى مسپار، كه هنگام سرگردانى ‏گمراهى، باز ايستادن بهتر است تا در كارهاى بيمناك افتادن.

به كار نيك امر كن و خود را در شمار نيكوكاران در آر. و به دست و زبان، كار ناپسند را زشت شمار. و از آن كه كار ناپسند كند با كوشش، خود را دور بدار. در راه خدا بكوش، چنانكه شايد، و از سرزنش ملامتگرانت بيمى نبايد. براى حق به هر دشوارى، هر جا بود در شو. و در پى آموختن دين رو. خود را به شكيبايى عادت ده در آنچه ناخوشايند است، كه شكيبايى ورزيدن عادتى پسنديده و ارجمند است. در همه كارها نفس خود را به پناه پروردگارت در آر، كه به پناهگاهيش در آورده‏اى استوار، و نگاهبانى پايدار و آنچه از پروردگارت خواهى تنها از او خواه، كه به دست اوست بخشيدن و محروم نمودن، و فراوان طلب خير كن و نيك در كارها ببين و آن را كه بهتر است بگزين و وصيت مرا درياب و روى از آن متاب، كه بهترين گفته سخنى است كه سود دهد و بدان كه سودى نيست در دانشى كه فايدتى نبخشد، و نه در فرا گرفتن علمى كه دانستن آن سزاوار نبود.

پسركم! چون ديدم ساليانى را پشت سر نهاده‏ام و به سستى در افتاده، بدين وصيت براى تو پيشدستى كردم، و خصلت‎هايى را در آن برشمردم، از آن پيش كه مرگ بشتابد و مرا دريابد. و آنچه در انديشه دارم به تو ناگفته ماند، يا انديشه‏ام نيز، همچون تنم نقصانى به هم رساند، يا پيش از [نصيحت‏] من پاره‏اى خواهش‎هاى نفسانى بر تو غالب گردد، يا فريبندگي‎هاى دنيا تو را بفريبد.

پس همچون شترى باشى گريزان و سرسخت و نا به فرمان و دل جوان، همچون زمين ناكشته است، هر چه در آن افكنند بپذيرد، پس به ادب آموختنت پرداختم، پيش از آن كه دلت سخت شود و خردت هوايى ديگر گيرد، تا با رأى قاطع روى به كار آرى، و از آنچه خداوندان تجربت در پى آن بودند و آزمودند بهره‏ بردارى، و رنج طلب از تو برداشته شود و نيازت به آزمودن نيفتد. پس به تو آن رسد كه ما [به تجربت‏] بدان رسيديم، و براى تو روشن شود آنچه گاهى تاريكش مى‏ديديم.

پسركم! هر چند من به اندازه همه آنان كه پيش از من بوده‏اند نزيسته‏ام، اما در كارهاشان نگريسته‏ام و در سرگذشت‎هاشان انديشيده، و در آنچه از آنان مانده، رفته و ديده‏ام تا چون يكى از ايشان گرديده‏ام، بلكه با آگاهى كه از كارهاشان به دست آورده‏ام گويى چنان است كه با نخستين تا پسينشان به سر برده‏ام. پس از آنچه ديدم، روشن را از تار و سودمند را از زيانبار باز شناختم و براى تو از هر چيز زبده آن را جدا ساختم و نيكويى آن را برايت جستجو كردم، و آن را كه شناخته نبود از دسترس تو به دور انداختم، و چون به كار تو چونان پدرى مهربان عنايت داشتم و بر ادب آموختنت همت گماشتم، چنان ديدم كه اين عنايت در عُنفوان جوانيت به كار رود و در بهار زندگانى، كه نيتى پاك دارى و نهادى بى ‏آك، و اينكه نخست تو را كتاب خدا بياموزم، و تأويل آن را به تو تعليم دهم، و شريعت اسلام و احكام آن را از حلال و حرام بر تو آشكار سازم و به ديگر چيز نپردازم. سپس از آن ترسيدم كه مبادا رأى و هوايى كه مردم را دچار اختلاف گردانيد تا كار بر آنان مشتبه گرديد، بتازد و بر تو نيز كار را مشتبه سازد.

پس هر چند آگاه ساختنت را از آن، خوش نداشتم استوار داشتنش را پسنديده‏تر داشتم تا آن كه تو را به حال خود واگذارم، و به دست چيزى كه هلاكت در آن است بسپارم، و اميد بستم كه خدا توفيق رستگاريت عطا فرمايد، و راه راست را به تو بنمايد. پس اين وصيت را در عهده‏ات مي‎گذارم ‏[و تو را به خدا مى‏سپارم‏].

نهج البلاغه نامه حضرت به امام حسن مجتبی علیه السلام

 برگرفته از کتاب على از زبان على، دكتر سيد جعفر شهيدى

حضرت علی علیه السلام

طبیبا وا مکن زخم سرم را

مسوزان قلب زینب دخترم را

طبیبا کار از درمان گذشته

که آتش آب کرده پیکرم را

طبیبا نسخه ننویسی که باید

اجل بر چیند امشب بسترم را

ببند آنگون فرقم را که در قبر

نبیند فاطمه زخم سرم را

تربيت کودک ،دغدغه ي والدين

تربيت کودک ،دغدغه ي والدين

۱- اگر مي‌خواهيد فرزنداني خوب و شايسته داشته باشيد با دقت در رفتار و کردار خودتان، خودسازي کنيد و معايب اخلاقي و رفتاريتان را از بين ببريد. حتي اگر هنوز صاحب فرزند نشده‌ايد ، بدانيد اگر همه‌چيز درست باشد بالاخره روزي مي‌رسد که خواه ناخواه الگوي فرزندانتان مي‌شويد ، مراقب باشيد که مبادا در آنروز باعث بروز صفات و خصوصيات زشت و بد در او باشيد...

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید... 

ادامه نوشته

رهنمودهاى تربیتى امام كاظم علیه السلام

سالروز شهادت باب الحوائج ، امام موسی کاظم علیه السلام تسلیت باد.

رهنمودهاى تربیتى امام كاظم علیه السلام

فرزندان و مسئولیت

مسئولیت دادن به ‏فرزندان از روش هاى مؤثر تربیتى است. مسئولیت، اگر متناسب با توان كودكان ‏باشد و در انجام دادن آن یارى شوند، اعتماد به نفسشان را تقویت مى‏كند و آنان ‏را براى پذیرش و به انجام رساندن مسئولیت هاى بزرگتر آماده مى‏سازد. علاوه براین، كودكان احساس مى‏كنند كه والدین براى آنها احترام قایلند و آنها را ناتوان نمى‏انگارند. پیشواى هفتم شیعیان، در فرصت هاى مناسب، به فرزندانش‏ مسئولیت مى‏داد. سلیمان جعفرى مى‏گوید: "هنگامى كه یكى از فرزندان امام كاظم(ع) در بستر مرگ بود، حضرت به فرزندش قاسم فرمود: بر بالین برادرت سوره صافات‏ بخوان. قاسم قرائت ‏سوره صافات را شروع كرد و چون به آیه «اهم اشد خلقا ام ‏من خلقناه ...؛ رسید، برادرش وفات یافت."

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...

ادامه نوشته

مذهب و کمک به تربیت کودکان

مذهب و کمک به تربیت کودکان

طبق مطالعه ی جدیدی كه تأثیرات دین را بر رشد و ارتقای كودكان بررسی كرده است، مشخص شده كودكانی كه والدین مذهبی دارند بهتر از دیگر كودكان رفتار می‌كنند و خود را با شرایط تطبیق می‌دهند.

 جان بارتكوسكی، جامعه‌شناس دانشگاه ایالت می سی سی پی و همكارانش از والدین و مربیان بیش از 16 هزار كودك كه بیشتر آنها در سال‌های اولیه ی تحصیل بودند خواستند ارزشیابی كنند كه كودك چه‌قدر بر خود كنترل دارد، چند وقت یك‌بار رفتار ضعیف یا نامناسب از خود نشان می‌دهد و آیا به‌خوبی به همسالانش احترام می‌گذارد و با آنها تعامل دارد یا نه؟ محققان نمرات به‌دست آمده را با اظهارات والدین مبنی بر این‌كه چند وقت یك‌بار به مكان‌های مذهبی می‌روند، آیا در مورد دین با كودكشان صحبت می‌كنند یا خیر و آیا بر سر مسائل دینی در خانه مشاجره می‌كنند یا نه، مقایسه كردند...

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...

ادامه نوشته

کلیدهایی برای تربیت موفق

همیشه دوستت دارم

۱- در مواقع ناراحتی از محیط دور شوید.

اگر فرزندتان اعمالی انجام داد که باعث ناراحتی شما شد و به اصطلاح می‌خواست اعصاب شما را خرد کند و یا با بی‌احترامی با شما گفت‌وگو کند، بهترین روش این است که اتاق را ترک کنید و به او بگویید که شما در اتاق دیگری هستید و اگر پی به اشتباهش برد می‌تواند به آن جا بیاید و بحث را با آرامش ادامه دهد. هیچ‌گاه سعی نکنید حالت عصبانی به خود بگیرید و یا برعکس کاری کنید که او احساس کند شما شکست خورده‌اید.

 ۲- به او بگویید دوستش دارید حتی اگر اشتباه کند...

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...

ادامه نوشته

بگو که می ترسم

ده قانون رفتاری برای مقابله با ترس

۱-  کودک خود را با تهدیدهای ترسناک یا تنبیه و مجازات نترسانید و مانع اقدام او نشوید.

 ۲- ترس ها و نگرانی های کودک خود را جدی بگیرید. به او نشان دهید که ترس های او را درک کرده و می فهمید.

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...

ادامه نوشته

هیولا را شکست دادم!

هیولا را شکست دادم!

هیولا را شکست دادم!

به عنوان یک پدر و مادر ممکن است هرگز تصور نکنید که یک قوه ی تخیل خوب از چه راه هایی به کودک تان سود می رساند. مزایای آن برای یک کودک پیش دبستانی موارد زیر است:

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...

ادامه نوشته

آدمک‌هاي جادويي

آدمک‌هاي جادويي

کودک

هنوز بعد از گذشت چندين سال به عروسکم که يادآور خاطره‌هاي شيرين و قدرت‌هاي جادويي اوست مي‌نگرم و شايد به همين علت است که باعث شده من آن را از ميان آن همه عروسک حفظ کنم.قدرت جادويي عروسک من هنوز بادست‌هاي پرمحبت کودکانه جادو کرده و آن کودک را شکوفا مي‌کند.

ادامه نوشته

بچه‌ها نخوانند!

«تربیت» اصولی‌داردكه باید رعایت شود تا اسباب آدم‌ شدن فرزندان و دانش‌آموزان عزیز فراهم آید، و البته تربیت را در زمان‌ها و مكان‌ها تفاوت‌هایی است.

مثلاً بدیهی است كه نونهالان امروزی را با اسلوب 40 سال پیش نمی‌توان تربیت كرد و باید به اصول و روش‌هایی جدید دست یافت.

ادامه نوشته

پندها و نکته ها

۱ - کودکان بيشتر از تصور همگان ، باهوش و زيرکند و بايد از هوش و زيرکي آنان حداکثر استفاده بشود .

۲ - اطفال داراي مغز قبول کننده اند . کوشش کنيد که گنجينه دانش و ادب آنان توآم با احکام و دستورهاي اسلامي باشد .

۳ - اگر به ناتواني و اشتباهات کودکان خود پي برديد آنان را با تمسخر و خنده نگران و ناراحت نکنيد . بويژه نزد ديگران ، زياد نرمي نکنيد که کودکان سوء استفاده نمايند و براي هر موضوع جزئي که احتياج به اظهار اقتدار و احياناً کتک ندارد ، خشونت نورزيد .

دوست خوبم بر روی ادامه مطلب کلیک کن...

ادامه نوشته

گردو

دیر کرده بود. هیچ وقت برای نماز جماعت دیر نمی‌آمد. نگرانش شدند و رفتند دنبالش. توی کوچه باریکی پیدایش کردند. دیدند روی زمین نشسته، بچه‌ای را سوار کولش کرده و برایش نقش شتر را بازی می‌کند.

- از شما بعید است، نماز دیر شد.

رو به بچه کرد و گفت: «شترت را با چند گردو عوض می‌کنی؟» و بچه چیزی گفت. گفت بروید گردو بیاورید و مرا بخرید. کودک می‌خندید، پیامبر هم.

اللهم صلّ علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم

اميرمؤمنان (ع) : کسي که فرزندي دارد بايد کارهاي کودکانه انجام دهد .

تربیت کودک

آداب ورسوم خویش رابه فرزندانتان تحمیل نکنید،زیرا آنان برای زمانی ،غیراز زمان شما آفریده شده اند.(حضرت علی علیه السلام )

تربیت کودک

یک توصیه پدرانه

 

من توصیه مى کنم که پدر و مادرها میدان بدهند تا فرزندانشان با آنها بحث کنند؛ پدر و مادرها هم به خواست فرزندان و استدلالهاى آنها احترام بگذارند؛ اگر دیدند استدلالى دارند که آن استدلال قابل قبول است ، از آنها بپذیرند.

مقام معظم رهبری ۱۳/۱۱/۷۷

بحث سالم فرزندان با پدر و مادر باعث می‌شود فرزندان:

۱- قدرت بحث و دفاع از (عقاید) خویش را به دست بیاورند.

۲- از اینکه پدر و مادر به حقوق ایشان واقف هستند و آن را رعایت می‌کنند، مطمئن شوند.

۳- احترام به حق و پذیرش آن را از والدین خویش بیاموزند.

و در عین حال کمک می‌کند والدین:

۱- مراقب باشند رفتار یا تصمیم‌گیری اشتباهی نداشته باشند.

۲- فرصت گفتگوی مستقیم برای موضوعات مختلف با فرزندان را به راحتی در اختیار داشته باشند.

۳- استدلال را بیشتر در زندگی خویش دخیل کنند و حتی تصمیم‌های درست را بیشتر بر اساس فکر بگیرند تا احساس.

البته مشخص است که همه این‌ها در صورتی است که پدر و مادر خود را موظف به رعایت حقوق دیگران (از جمله فرزندان) بدانند

تربیت کودک

رفتار با کودکان لجوج

 بسیار پیش می‌آید که والدین دو اشتباه متوالی انجام می‌دهند و کودک خویش را به سمتی هدایت می‌کنند که با لجاجت و گریه و سر و صدا به هدفش برسد.

ادامه نوشته

تربیت کودک

لزوم آموزش دردوران کودکی

حضرت علي (ع):دروس در دوران کودکي همچون نقش درسنگ خواهد بود .

حضرت علي(ع):کسي که در کودکي درس نخوانددربزرگي به موفقيتهاي چنداني نمي رسد .

مراحل آموزش تربيت

امام صادق (ع) : بگذار فرزندت در هفت سال اول بازي کند و در هفت سال دوم مواظبش باش و نوشتن و تلاوت قرآن به وي بياموز و در هفت سال سوم حلال و حرام به او آموخته شود که اگر در آن دوران موفق شد پيروز خواهد بود و اگر نه خيري در او نخواهد بود .