666

گویند: صاحبدلی، برای اقامه نماز به مسجدی رفت.

نمازگزاران اورا شناختند؛ از او خواستند که پس از نماز بر منبر رود و پند گوید. او پذیرفت.

 نماز جماعت تمام شد. چشم ها همه به سوی او بود.

 مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست.

بسم الله گفت و خدا و رسول و آلش را ستود .

آن گاه خطاب به جماعت گفت: مردم! هر کس از شما که می داند

 امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد!

  کسی برنخاست.

 گفت: حالا هر کس از شما که خود را آماده مرگ کرده است، برخیزد! باز کسی برنخاست.

 گفت: شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید؛ اما برای رفتن نیز آماده نیستید! 

665

الهی! تو خدایی نه بازرگان

علامه حسن زاده آملی

به حقیقت ‏برو و بگو آمدم، اگر گفتند اینجا چرا آمدی؟

بگو به کجا روم و به کدام در رو کنم؟ این ره است و دیگر دوم ره نیست.این درست و دیگر دوم در نیست.

اگر گفتند: به اذن کی آمدی؟

 بگو شنیدم بر ضیافتخانهِ فیض، نوالت (1) منع نیست. در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته

اگر گفتند تا به حال کجا بودی؟

بگو راه گم کرده بودم

اگر گفتند چی آوردی؟

بگو: اولا: دل شکسته که از شما نقل است:

در کوی ما شکسته دلی می‏خرند و بس                     بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است

و ثانیا: 

جز نداری نبُود مایه دارائی من                         طمع بخششم از درگه سلطان من است

و ثالثا:

الهی آفریدی رایگان، روزی دادی رایگان، بیامرز رایگان، تو خدایی نه بازرگان.

اگر گفتند برونش کنید بگو:

نمی‏ روم ز دیار شما به کشور دیگر                            برون کنید از این در در آیم از در دیگر

اگر گفتند این جرئت را از که آموختی؟

بگو از حلم شما.

اگر گفتند قابلیت استفاضه نداری

بگو قابلیت را هم شما افاضه می‏فرمایید.

باز اگر از تو اعراض نمودند بگو:

به و الله و به بالله و به تالله

بحق آیه نصر من الله

که مو از دامنت دست ‏بر ندیرم

اگر کشته شوم الحکم لله

اگر گفتند: مذنبی

بگو: شنیدم شما غفارید. ثانیا: ملک نیستم. آدم زاده‏ ام. ثالثا:

نا کرده گنه در این جهان کیست ‏بگو

آن کس که گنه نکرده و زیست‏ بگو

من بد کنم و تو بد مکافات کنی

پس فرق میان من و تو چیست ‏بگو

اگر گفتند: این حرف ها را از کجا یاد گرفتی بگو:

بلبل از فیض گل آموخت ‏سخن، ور نه نبود

اینهمه قول و غزل تعبیه در منقارش

اگر گفتند: چه می ‏خواهی بگو:

جز تو مارا هوای دیگر نیست

جز لقای تو هیچ در سر نیست

 پی نوشت:

1- روزی، لقمه، در اینجا لقمه برگرفتن(ر.ك: لغتنامه دهخدا، ذیل واژه نوالة)

برگرفته از:

هزار و یک نکته، علامه حسن حسن‏ زاده آملی

664

اِلهِی اَنْتَ اَلَّذِی فَتَحْتَ لِعِبادِكَ بَاباً اِلی عَفْوِكَ سَمَّیْتَهُ اَلتَّوْبَةَ فَقُلْتَ:

« تُوْبُوْا اِلَی اَللَّهِ تَوْبَةً نَصُوْحَاً » فَما عُذْرُ مَنْ اَغْفَلَ دُخُوْلَ اَلْبابِ بَعْدِ فَتْحِهِ...

معبود من!‌

              تویی كه بندگان را به بارگاه عفوت دری گشودی و توبه اش نامیدی و فریاد زدی كه:

                                    « هلا مردمان به سوی من آیید آمدنی نادمانه و عاشقانه »

                                                   پس چیست عذر آنكه در را گشاده ببیند و آرام و قرار بگیرد؟

اِلهِی اِنْ كانَ قَبُحَ اَلذَّنْبُ مِنْ عَبْدِكَ فَلْیَحْسُنِِِ اَلْعَفْوُ مِنْ عِنْدِكَ اِلهِی ما اَناَ بِاَوَّلِ مَنْ عَصاكَ فَتُبْتَ عَلَیْهِ وَ تَعَرَّضَ لِمَعْرُوفِكَ فَجُدْتَ عَلَیْهِ...

  خدای من!

  اگر گناه از بنده زشت است، عفو كه از سوی تو زیباست.

                معبودم!‌ من اولین عیانگر تو نیستم كه بر او بخشیدی و در سایه ابر احسانت بر او باریدی.

یا مُجِیبَ اَلْمُضْطَرَ یا كاشِیفَ اَلضُرِِِ ّیا عَظیمَ اَلبِرِّ یا عَلیماً بِما فیِ اَلسِّر یا جَمیِلَ اَلسِّتْرِِ اِسْتَشْفَعْتُ بِجُوْدِك وَ كَرَمَكَ اِلَیْكَ وَ تَوَسَّلْتُ بِجَنابِكَ وَ تَرَحْمَكَ لَدَیْكَُ فَاسْتَجَبْتَ دُعایِی وَلا تُخَیَِّبْ فِیكَ رَجایی وَ تَقَبِّلْ تَوْبتَی وَ كَفِّرْ خَطِیئتَی بِمَنِّكَ وَ رَحْمَتِكَ یااَرْحَمَ الرَّاحِمیِنَ...

 ای دریابنده درماندگان! ای دردسوز دردمندان! و ای بزرگ نیك پردازان!

                          ای داننده هر چه نهان و ای زیبا پوشاننده هر آشكار وپنهان!

تو را میانجی گناهانم و كرم وجودت گزیدم و از میان هر آنچه هست، برای ورود به درگاه رحمتت ترا برگزیده ام.

خدایا! 

      استجابت كن دعای مرا و مسوزان ریشه نهال آرزوی مرا و بپذیر رجعت مرا و بپوشان فصیحت مرا.

               ای پذیرنده ترین پذیرندگان! و ای پوشنده ترین راز پوشان! و ای مهر گسترترین مهربانان!

شجاعی، سید مهدی، دریافتی از مناجات خمس عشره

663

دیروز توفیق شد رفتیم منزل پدر شهید مدافع حرم لطفی نیاسر.

نکاتی از زندگی این شهید طرح شد که اعجاب آمیز بود. خداوند روحش را باسیدالشهدا علیه السلام محشور فرماید. دست نوشته ای از شهید دیدم که شهادتش را با آیه قرآن پیش بینی کرده بود:


قرآن را باز کردم. خداوند کریم فرمود که شهید می شوی، البته از سر رحمت خویش نه لیاقت من. فرمودندکه حین شهادت استخوانهایم خرد خواهد شد. راضیم به رضایش. الحمدلله. ان شاءالله

662

امام سجاد علیه السلام:

معرفت و كمال دین مسلمان، در گرو رهاكردن سخنان و حرف هائى است كه به حال او  و دیگران سودى ندارد. و از ریا و خودنمائى دورى جستن، در برابر مشكلات زندگى بردبار و شكیبا بودن و  داراى اخلاق پسندیده و نیك سیرت بودن است.

تحف العقول،ص 202