زلزله 50 ریشتر!!

امروز، رایانه، زندگى همه ی مردم را با 50 ریشتر لرزانده است و پس‏لرزه‏هاى آن ادامه دارد و با آن، همه ی زوایاى زندگى بشر دگرگون مى‏شود. این را به خوبى مى‏توان از فاصله ی نسل‏ها، اختلاف ذهنى و علمى آنها و نیز آرزوها و شیوه‏هاى زندگى من و تو فهمید. اسم این را من گذاشته‏ام: «رایانش زندگى!».

 رایانه یا كامپیوتر خودمان، نماد دوران ماست كه در همه ابعاد از فرهنگ، اقتصاد، سیاست گرفته تا ورزش، كتاب، مجله، لباس، غذا، آب، و ... نفوذ كرده است و همه چیز رابطه‏اى با IT یا ICT پیدا كرده‏اند.

 دیگر به جاى شهر گچى، شهر الكترونیك مى‏سازند و تو همه كارهایت را با امكانات كامپیوترى و الكترونیك انجام مى‏دهى: مثلاً پول قبض آب و برق یا تلفن را نیمه‏شب پرداخت مى‏كنى؛ در خانه سهام مى‏خرى؛ بلیط هواپیما، هتل، سینما، و ... رزو مى‏كنى؛ سفارش غذا مى‏دهى و هر جا كه هستى سرى به كتاب‏خانه مى‏زنى؛ پولت را به سرعت نور، جابه‏جا مى‏كنى؛ و ... . در این شهر فرنگ، همه جا كامپیوتر هست و مى‏شود به‏راحتى همه جا بود؛

 امّا هنوز گرفتار غم، اضطراب، ترس، افسردگى، ظلم و ... هستیم و شادى، امید، آرامش، بهداشت روان، عدالت، و ... دغدغه اصلى ماست!

امروزه به لطف امكانات پیشرفته و كامپیوترى، فروشگاه‏هاى بزرگ، فرودگاه عظیم، بزرگ‏راه‏هاى طولانى، بیمارستان‏هاى مجهّز، بانك‏هایى با ساختمان‏هاى شیك و مدرن، و ... مى‏سازیم؛ امّا آیا توسعه فقط همین هست. فقط باید به فكر مترو، اتوبان، میدان اصلى شهر، برج میلاد، پاساژ طلا، و ... بود یا كمى هم به فكر شادى، شور، شعف و عشق خودمان هم باشیم!

 باور كنید اگر براى دختران و پسران و حتى پدران و مادرانشان، شادى را توسعه بدهیم، من و تو در سوپرماركت، فرودگاه، مسافرت با ماشین در بزرگراه، دانشگاه، اداره عریض و طویلى كه كار مى‏كنیم و ... كارمان را حداقل كمى بهتر انجام مى‏دهیم.

 این را هم بگویم كه توسعه شادى فقط ساخت مجتمع تفریحى با ورودى‏ها و قیمت‏هاى آن چنانى، پارك‏هاى بزرگ با امكانات تفریحى عالى، قهوه‏خانه‏هاى سنتى یا مدرن، كافى‏شاپ‏هاى لوكس، برگزارى مسابقات ورزشى پر هزینه و مثل اینها نیست؛ بلكه :

 اول باید به این نتیجه برسیم كه شادى هم مثل آب، حیاتیه؛

 دوم این‏كه شادى را در سبد زندگى قرار بدهیم و بابتش گاهى خرج كنیم؛

سوم كه از همه مهتر این‏كه توسعه‏هاى سیاسى، فرهنگى و خصوصاً اقتصادى، طورى صورت بگیرد كه مادرها و پدرها، دخترها و پسرها، براى شادى دسته‏جمعى یا تكى، خانوادگى یا دوستان، فرصت، پول و دل و دماغى داشته باشند؛

چهارم و آخرین نكته، این كه شادى كردن را یاد بگیریم و به دیگران هم یاد بدهیم.

 منبع : حدیث زندگی